تبليغاتX
فصل سبز
اين وبلاگ در مورد مسائل زيست محيطي مي باشد.

بيش از 98 درصد DNA و 99 درصد ژن‌هاى انسان‌ها و شامپانزه‌ها يکسان است. با اين همه، ما و آن‌ها از نظر ظاهر و رفتار تفاوت زيادى با هم داريم. براى بيش از 30 سال، پيش از آن‌که توالى ژنوم انسان يا شامپانزه‌ها تعيين شود، دانشمندان بيان کرده‌اند که اين تفاوت مى‌تواند از شيوه‌ى بيان ژن‌هاى يکسان و نه تفاوت در خود ژن‌ها، برخاسته باشد. پژوهش جديدى که در مجله‌ى Nature چاپ شده است، به نظر مى‌رسد اين نظريه را ثابت مى‌کند.

ياوو گيلاد( Yoav Gilad )، ژنتيک‌دانى از دانشگاه شيکاگو و همکارانش، از روش تازه‌اى براى برسى ژن‌هاى سلول‌ها کبدى چهار نخستى(پريمات)، انسان، شامپانزه، اورانگوتان و مکاک(ميمون ژاپنى)، بهره گرفتند. پژوهشگران مى‌توانستند 900 ژن را در هر چهار نخستى باهم مقايسه کنند و تفاوت آن‌ها را در زمينه‌ى بيان ژن ارزيابى کنند. پژوهشگران دريافتند که در هر چهار نخستى ميزان توليد مولکول mRNA در بيش از نيمى از ژن‌ها(60 درصد) تفاوتى ندارد. اما در بيان ژن 19 ژن‌، بين انسان و ديگر نخستى‌ها تفاوت چشمگيرى وجود دارد.

گيلاد مى‌گويد:" زمانى که ما بيان ژن را در نظر گرفتيم، دريافتيم که طى 65 ميليون سال از تکامل مکاک، اورانگوتان و شامپانزه، تغيير بسيار اندکى رخ داده است. اما طى 5 ميليون سال جدايى انسان از اين نخستى‌ها، تغيير زيادى در اين گروه از ژن‌هاى ويژه انباشته شده است."

حدود نيمى از ژن‌هايى که در انسان بيش‌تر بيان مى‌شوند، ژن‌هاى عامل‌هاى رونويسى هستند؛ يعنى، ژن‌هايى رمزدهنده‌ى پروتيين‌هايى که بيان ژن را در ديگر ژن‌ها تنظيم مى‌کنند. با تغيير اندکى در اين ژن‌هاى کارفرما، فرايند تکامل مى‌تواند اثر ژرفى بر بيان ژن بگذارد، بى آن‌که احتمال رخ دادن جهش‌هاى منفى را افزايش دهد. گيلاد مى‌گويد: " من فکر نمى‌کنم نتيجه‌ى پژوهش‌هاى ما سازوکار تازه‌اى را مطرح مى‌کند، اما نخستين گواه تجربى است بر اين نظريه که در نخستى‌ها عالى، تکامل ممکن است از راه تغيير بيان ژن کار کند."

گيلاد گمان مى‌کند که تغيير به‌نسبت تند در ژنتيک کبد انسان ممکن است پيامد تغييرهاى پيش‌آمده در رژيم غذايى، مانند وابستگى فزاينده به غذاى پخته، باشد. او مى‌گويد:" شايد چيزى در فرايند پختن نياز زيست‌شيميايى را براى بيش‌ترين دست‌يابى به مواد غذايى و نيز نياز به پردازش کردن زهرهاى طبيعى موجود در گياهان و غذاهاى جانورى، تغيير داده است."

اين يافته علاوه بر نظريه‌ى تکامل دستاوردهايى براى پزشکى نيز دارد: 9 ژن از 100 ژن بسيار پايدار، وقتى که تغيير مى‌کنند، در روند سرطان درگير مى‌شوند. به نظر پژوهشگران " اين يافته پيشنهاد مى‌کند که توجه به ژن‌هايى با ميزان بيان ژن حفظ شده در ميان نخستى‌ها، در شناسايى ژن‌هاى نامزد براى پژوهش‌هاى مرتبط با بيمارى‌ها، مى‌تواند سودمند باشد." همچنين، اين يافته تا اندازه‌اى از اين راز پرده بر مى‌دارد که چگونه انسان و شامپانزه، که ژن‌هاى مشترک زيادى دارند، مى‌توانند اين همه متفاوت باشند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 8:59  توسط امير.اوسط  | 

هزاران سال است که زبان چنگال‌مانند مارها توجه مردم را به خود جلب کرده و به پيشنهاد فرضيه‌هاى گوناگونى پيرامون آن انجاميده است. در بسيارى از فرهنگ‌ها و آيين‌ها، زبان چنگال‌مانند نمادى از بدجنسى و فريبکارى است. ارسطو، نخستين پژوهشگرى است که در مورد اهميت کارکردى زبان چنگال‌مانند مارها نظر داده است. به نظر او، اين ويژگى باعث دو برابر شدن لذت احساس چشايى مى‌شود. 19 قرن پس از او، هوديرنا بيان کرد که زبان چنگال‌مانند براى پاک کردن ذر ه‌هاى خاک از سوراخ‌هاى بينى به کار گرفته مى‌شود؛ زيرا مارها هميشه روى زمين مى‌خزند يا در سوراخ‌ها و غارچه‌هاى زيرزمينى پيش مى‌روند. نظريه‌‌هاى ديگرى نيز بيان شد. از جمله، مارها با چالاکى حشر ه‌هاى کوچک را بين نوک‌هاى زبان چنگال‌مانندشان به دام مى‌اندازند. در آغاز قرن بيستم نيز  برخى بر اين باور بودند که زبان مار يک اندام لامسه است که جانور آن را براى ضربه زدن به زمين به کار مى‌گيرد (درست مانند کارى که يک نابينا با عصايش انجام مى‌دهد.)

از ميان اين خيال‌پردازى‌ها، نظر ارسطو به واقعيت نزديک‌تر است. امروزه ما مى‌دانيم که مارها از زبانشان براى دريافت پيام‌هاى شيميايى بهره مى‌گيرند. اما، بر خلاف نظر ارسطو، اين اندام به احتمال زياد در حس چشايى دخالتى ندارد. در سال 1920، برومن نظريه‌اى پيشنهاد کرد که به نظر مى رسيد از پختگى زيادى برخوردار است: هنگامى که مار زبانش را به درون دهانش مى‌کشد، نوک‌هاى زبان چنگال‌مانندش را درون دو سوراخ ريز در دو سوى سقف دهانش مى‌گذارد. از اين راه، مواد شيميايى محرکى که در اثر تماس نوک‌هاى زبان با زمين يا چيزهاى گوناگون، گردآورى شده است، از راه آن سوراخ‌ها به اندام‌هاى بويايى ويژه‌اى به نام اندام‌هاى جاکوبسون يا ومرونازال(VNO) مى‌رسند. اين اندام‌ها در مارها، سوسمارها و بيش‌تر پستاندارن به‌خوبى توسعه پيدا کرده‌اند. آن‌ها دستگاه‌هاى بويايى ثانويه هستند که به طور ويژه براى شناسايى فرومون‌ها، يعنى مواد شيميايى که جانور به عنوان پيغام براى ديگر جانوران هم گونه‌اش مى‌فرستد، تکامل يافته‌اند. اما در دهه‌ى 1980 ميلادى، شواهد آزمايشگاهى و مقايسه‌اى، نظريه‌ى برومن را با پرسش‌هاى مهمى روبه‌رو کردند:

1. تهيه‌ى فيلم با کمک پرتوهاى ايکس نشان داد که وقتى زبان به درون دهان کشيده مى‌شود، پيش از بسته شدن دهان، در غلاف ويژه‌ى خود قرار مى‌گيرد. در حقيقت، نوک‌هاى زبان به سوراخ‌هاى VNO وارد نمى‌شوند. در عوض، مولکول‌هاى شيميايى روى يک جفت برآمدگى بالشتک ‌ مانند در کف دهان جاى مى‌گيرند. بسته شدن دهان، اين بالشتک‌ها را به سوى سوراخ‌هاى VNO مى‌راند و از اين راه مولکول‌هاى محرک به اين اندام‌ها راه مى‌يابند.

2. هر چند اندام‌هاى VNO در بسيارى از خزندگان از جمله سوسمارها به‌خوبى توسعه يافته‌اند، اما شمار اندکى از آن‌ها داراى زبان چنگال‌مانند هستند. به‌ علاوه، در بيش‌تر خزندگان زبان تنها مقدار اندکى شکافته شده است. روشن است که نوک‌هاى اين گونه زبان‌ها نمى‌توانند به سوراخ‌هاى اندام‌هاى VNO وارد شوند. با وجود اين، چنين گونه‌هايى به نحو کارآمدى مواد شيميايى را در اختيار اين اندام‌ها مى‌گذارند.

اگر زبان براى جايگيرى در اندام‌هاى VNO چنگال‌مانند نشده است، چه نقشى را براى شکل چنگال‌مانند آن مى‌توان در نظر گرفت ؟ در سال 1994، شوينگ پاسخ مستندى را براى اين پرسش فراهم کرد. به نظر او زبان چنگال‌مانند به مار توان درک محرک‌هاى شيميايى موجود در دو نقطه را به طور همزمان مى‌دهد. بدين خاطر مار مى‌تواند شيبى از مواد شيميايى محرک را دنبال کند. به دست آوردن دو برداشت همزمان، توانايى مار را در دنبال کردن دقيق‌تر مسير فرمون‌ها افزايش مى‌دهد. اين توانايى در جست و جوى شکار و جفت از اهميت زيادى برخوردار است. اين درک شيميايى فضايى، شبيه ديگر دستگاه‌هاى درک فضايى است که بر اساس تحريک همزمان دو اندام حسى جدا از هم کار مى‌کنند. براى نمونه، فاصله‌ى زمانى بين ورود صدا به يک گوش و به گوش ديگر و اختلاف شدت صداهاى رسيده به دو گوش، توانايى تعيين دقيق جهت صدا را به ما مى‌دهد.

شواهد زيادى از نظريه‌ى شوينگ پشتيبانى مى‌کنند:

1.مارها و سوسمارهايى که زبان آن‌ها چنگال مانند است، با مهارت بسيار زياد مسيرهاى بودار را دنبال مى‌کنند، اما سوسمارهايى که زبان آن‌ها تنها اندکى شکاف دارد، اين مسسيرها را پيگيرى نمى‌کنند.

2. مارها و سوسمارهاى با زبان چنگال‌مانند، وقتى با مواد بودار روبه‌رو مى‌شوند، نوک‌هاى زبانشان را از هم دور مى‌کنند تا با اين کار فاصله بين نقطه‌هاى نمونه‌بردارى را افزايش دهند و شيب ماده‌ى شيميايى را بهتر درک کنند.

3. بريدن بخش چنگال‌مانند زبان باعث مى ‌ شود جانور نتواند مسيرهاى بودار را دنبال کند. با وجود اين، آزمايش‌ها نشان مى‌دهند که در اين حالت اندام‌هاى VNO مواد شيميايى را دريافت مى‌کنند و بروز پيام‌هاى عصبى در آن‌ها ديده است.

4. اگر يکى از سوراخ‌هاى VNO را ببنديم، جانور نمى‌تواند مسيرهاى بودار را دنبال کند و در عوض به سوى سوراخ بسته نشده گردش مى‌کند.

5. بررسى دستگاه عصبى نشان مى‌دهد که هر يک از نوک‌هاى زبان با يک هسته‌ى عصبى در سوى ديگر مغز مرتبط است و دو هسته از راه دو نيمکره‌ى مغز با هم در ارتباط هستند. اين آرايش  همانند وضعيت مرکزهاى شنوايى در پستانداران و پرندگان است که اجازه تعيين موقعيت صدا را به آن‌ها مى‌دهد.

6. در سوسمارها بين ميزان چنگال بودن زبان و روش جست و جوى شکار رابطه معنى‌دارى وجود دارد. دسته‌اى از سوسمارها در کمين شکار مى‌نشيند و نيازى به دنبال کردن آن ندارند. در حالى که گروه ديگر، با تکاپوى گسترده در محيط به شکار خود دست مى‌يابند. توانايى دنبال‌کردن دقيق مسيرى که به منبع غذا مى‌رسد، براى جانورى که بخش زيادى از انرژى‌اش را در راه جست و جوى شکار هزينه مى ‌ کند، از اهميت زيادى برخوردار است. زبان چنگال مانند در اين گروه به خوبى توسعه يافته است.

در راسته‌هاى ديگر نيز گيرنده‌هاى شيميايى دوتايى براى هدايت جانور به سوى شکار يا جفت تکامل يافته‌اند. براى نمونه، شب‌پره‌هاى کولى نر (Porthetria dispar) داراى دو آنتن بزرگ، ظريف و حساس به مواد شيميايى هستند که با کمک آن‌ها جفت‌شان را در مسافت‌هاى بسيار دور هم شناسايى مى‌کنند. يک نوع سوسک حشره‌خوار هم با کمک يک جفت آنتن قاشق ‌ مانند که از دو سوى سرش بيرون زده‌اند، مسير فرمون‌هاى مورچه‌ها را دنبال و آن‌ها را شکار مى‌کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 8:53  توسط امير.اوسط  | 

بررسي‌ها نشان مي‌دهد، دو هزار واحد توليدي و صنعتي آلاينده در شهر تهران وجود دارد که نسبت به رفع آلودگي آنها اقدامي نشده است.

رئيس محيط زيست شهر تهران در گفت‌وگو با مهر افزود: در تهران 340 هزار واحد توليدي و صنعتي وجود دارد که از اين تعداد بيش از دوهزار واحد صنعتي مشکل آلودگي دارند.

شينا انصاري با بيان اين‌که هنوز تمامي صنايع آلوده شناسايي نشده است ، تصريح کرد: تاکنون فقط آلودگي واحدهاي توليد و صنعتي مهم مورد بررسي قرار گرفته و هنوز تعداد کثيري از واحد هاي آلوده شناسايي نشده است.

وي گفت: علاوه بر صنايع آلوده تعداد بسياري از بيمارستان‌ها نيز به دليل عدم نصب سيستم فاضلاب منشأ آلودگي زيست محيطي به شمار مي‌آيد و اين در حالي است که اين دو امر مي تواند تاثيرات مخربي بر محيط زيست وارد کند که قابل جبران نيز نخواهد بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 8:26  توسط امير.اوسط  | 

مجري طرح جامع كاهش آلودگي هواي تهران گفت:‌ سگ و گربه‌هاي پايتخت از آلودگي هوا سرطان گرفتند.

به گزارش خبرنگار «محيط زيست» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر فتح اله امي در جلسه كميته كاهش آلودگي هواي تهران با اشاره به اظهارات مديرعامل سازمان بهشت زهرا(س) تهران گفت: بر اين اساس سال گذشته در تهران 4/12 درصد از فوت شدگان سكته قلبي كرده بودند.

وي با اشاره به بازنگري انجام شده در طرح جامع كاهش آلودگي هواي تهران افزود: بر اين اساس در محور اول وزارت صنايع موظف شده است طي سال 85 برنامه‌ريزي لازم را براي ارتقاي استاندارد آلايندگي يورو2 انجام دهند كه به موجب آن از ابتداي سال 86 تمامي خودروسازان موظف به رعايت استاندارد آلايندگي يورو3 هستند كه اين مساله به وزارت صنايع ابلاغ شده است.

مجري طرح جامع كاهش آلودگي هواي تهران با اشاره به اين كه استاندارد آلايندگي خودروها در كشورهاي توسعه‌يافته يورو4 يا يورو5 است، گفت: ارتقاي استاندارد آلايندگي يورو2 به يورو3 مي‌تواند بين 66 تا 80 درصد آلاينده‌هاي خودروها را كاهش دهد.

وي با اشاره به اين كه هم‌اكنون استاندارد آلايندگي ECE40-01 براي موتورسيكلت‌ها در كشور اجباري است بر ارتقاي اين استاندارد تاكيد كرد و گفت: سازمان حفاظت محيط زيست براي جايگزيني 10 هزار دستگاه موتورسيكلت چهار زمانه در سال جاري، شرط را رعايت استاندارد يورو2 گذاشته است.

به گزارش ايسنا، مجري طرح جامع كاهش آلودگي هواي تهران با اشاره به اين كه در حال حاضر هر موتورسيكلت چهارزمانه استاندارد 7 تا 9 برابر يك خودرو آلاينده وارد هواي تهران مي‌كند، تاكيد كرد:‌ ارتقاي استاندارد آلايندگي موتورسيكلت‌ها به يورو2 مي‌تواند 70 درصد آلودگي كنوني آنها را كاهش دهد.

وي به وجود 5 هزار صنعت آلاينده و مزاحم در داخل شعاع 120 كيلومتري تهران اشاره كرد و گفت: بايد هرچه سريعتر نسبت به انتقال اين صنايع اقدام كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 19:59  توسط امير.اوسط  | 

قائم مقام معاونت خدمات شهري شهرداري تهران گفت : به منظور اجراي مواد قانوني برنامه سوم و چهارم توسعه ، مشاغل مزاحم و آلاينده شهر تهران به خارج از شهر منتقل مي‌شوند.

به گزارش روابط عمومي شهرداري تهران، عيديان - قائم مقام معاونت خدمات شهري شهرداري تهران - در تعريف مشاغل مزاحم گفت : تمامي مشاغلي كه به نوعي براي شهروندان مشكلاتي نظير آلودگي زيست محيطي ، صوتي و رواني و غيره ايجاد كنند ، شغل مزاحم بوده و بر اساس قانون بايد از شهر خارج شوند.
عيديان گفت : در خصوص انتقال صنايع آلاينده مشغول شناسايي جغرافيايي اين صنايع و تطبيق آن ها با جغرافياي شهر تهران هستيم.
وي افزود : در خصوص صنف فروشندگان مواد شيميايي نيز به دليل خطراتي كه وجود انبارهاي اين صنف در سطح شهر براي شهروندان دارد به دنبال فراهم آوردن جايگاه مناسب براي انتقال اين صنف به حاشيه شهر تهران هستيم .
قائم مقام معاونت خدمات شهري شهرداري تهران همچنين خبر داد: از برنامه هاي مهم ما در سال 85 در راستاي ساماندهي مشاغل در شهر تهران، ايجاد مراكز فروش خودرو خواهد بود.
اين مقام مسئول در شهرداري تهران با اشاره به موضوع مبارزه با جانوران موذي كه يكي ديگر از وظايف شركت ساماندهي مشاغل شهرداري است اظهار كرد : مبارزه با جانوران موذي بويژه موش ها ادامه دارد و تلاش مي كنيم به روش اكولوژيك از افزايش نسل اين جانوران جلوگيري كنيم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 17:30  توسط امير.اوسط  | 

در جهان زنده، هيچ جانداري جدا از ديگر جانداران زندگي نمي‌كند، بلكه به روش‌هاي گوناگون با آن‌ها در ار تباط است . گاهي ارتباط بين دو جاندار چنان نزديك مي‌شود كه پيكر يكي كاشانه‌ي ديگري مي‌شود. اين اقامت گاهي به صورت تهاجمي و بدون اجازه‌ي صاحبخانه صورت مي‌گيرد. در اين حالت، مهاجم با ولع تمام صاحب‌خانه را مي‌دوشد.

 اما گاهي موجر و مستاجر رابطه‌ي صميمانه‌اي با هم برقرار مي‌كنند. به گونه‌اي كه موجر در برابر دريافت اجاره ‌بها، به روش‌هاي گوناگون به مستاجر ياري مي‌رساند. اين رابطه، گاهي  چنان عاشقانه مي‌شود كه زندگي بدون ديگري امكان‌پذير نيست. در اين‌جا نمونه‌ي شگفت‌انگيزي از اين گونه رابطه معرفي مي‌شود.

سرزمين‌هاي گرمسيري در سراسر جهان، رستنگاه درختان آكاسيا هستند. بسياري از گونه‌هاي اين درختان خارهايي دارند كه آن‌ها را در نظر جانوران گياه‌خوار ناخوشايند مي‌سازد. در سال 1874 ميلادي، توماس بلت(Tomas Belt) گونه‌اي از درختان آكاسيا را معرفي كرد كه مورچه‌هايي از جنس Pesudomyrmex خارهاي متورم و تو خالي آن‌ها را به عنوان اقامتگاه هميشگي خود برگزيده بودند. از آن زمان، در اين مورد كه آيا اين مورچه‌ها به‌راستي براي آكادسيا سودمند هستند يا نه، مجادله‌هاي زيادي بين دانشمندان درگرفت.

اين پرسش سرانجام در سال 1964 ميلادي به كوشش دانيل جانزن(Daniel Janzen)، كه در آن زمان دانشجوي دانشگاه بركلي كاليفرنيا بود، پاسخ داده شد. او دريافت كه مورچه‌هاي كارگري كه روي شاخه و برگ‌هاي گياه رژه مي‌روند، جانوراني را كه به گياه نزديك مي‌شود، در هر اندازه‌اي كه باشند، نيش مي‌زنند و به اين ترتيب، گياه و در حقيقت خانه‌ي خود و نسل‌هاي پس از خود را از يورش گياه‌خواران نگهداري مي‌كنند.

هم‌چنين، وقتي شاخه‌هاي گياه ديگري با درخت آكاسيا تماس پيدا مي‌كند، اين مورچه‌ها پوست شاخه‌ها را حلقه‌وار بر مي‌دارند و ارتباط فلوئمي بخش‌هاي پاييني و بالايي شاخه‌ها را قطع مي‌كنند و به اين ترتيب، شاخه‌هاي يورش‌گر را نابود مي‌كنند. مورچه ها با اين كار، از لابه لاي رستني‌هاي پيرامون كه رشد تندي دارند، براي آكاسيا سوراخي به سوي نور باز مي‌كنند.

جانزن به آزمايش جالبي دست زد. او با دور كردن مورچه‌ها از درخت، با كمك سم يا با قطع كردن خارهاي متورم,، مشاهده كرد كه رشد گياه آهسته شد و سرانجام گياه در نتيجه يورش حشره‌ها يا سايه‌اندازي گونه‌هاي پيرامون، از بين رفت. او هم ‌ چنين ديد كه به‌ندرت پيش مي‌آيد كه يك درخت آكاسيا به طور طبيعي بدون اين مورچه‌هاي نگهبان باشد. در اين صورت، آن درختان در ادامه ‌ي زندگي خود با مشكل روبه رو مي‌شدند و سرانجام از بين مي‌رفتند. در حالي كه درختاني كه پادگان‌هاي آن‌ها از مورچه پر بود، به تندي رشد مي‌كردند، به بلندي 6 متر دست مي‌يافتند و بالاتر از رستني‌هاي پيرامون قد بر مي‌افراشتند.

اين مورچه ها تنها در گونه‌هاي خاصي از آكاسيا سكني مي‌گزينند و به طور كامل به آن‌ها وابسته‌اند. در پايه‌ي خارهاي متورم اين گونه‌ها، غده‌هاي شهدي وجود دارد كه منبع غذايي خوبي براي اين نگهبان‌هاي هميشه هوشيار است. علاوه بر اين، مواد پروتئيني  ويژه‌اي كه در نوك برگچه‌هاي اين گياهان اندوخته مي‌شود، نيتروژن مورد نياز مورچه‌ها را فراهم مي‌سازند.

مانند هميشه، پاسخ دادن به يك پرسش، باعث به وجود آمدن پرسش‌هاي ديگري مي‌شود. هر چند اين مورچه‌ها هر روز درخت آكاسيا را آب و جارو مي كنند و حتي از هاگ‌هاي قارچ ها، دانه‌هاي گرده و تارهاي عنكبوت ها هم نمي‌گذرند،اين درختان همانند بسسياري از گياهان گلدار براي گرده‌افشاني به زنبورها و ساير حشرها وابسته‌اند. اما اين حشره‌ها چگونه از خطر حمله‌ي مورچه‌ها در امان مي‌مانند و به گرده افشاني گياهان آكاسيا مي‌پردازند؟

دو جانور شناس به نام‌هاي ويلمر(Pat Willmer) و استون(Graham Stone) عقيده دارند كه آن‌ها در اين راه از خود گياه كمك مي‌گيرند. آن‌ها در فصل گلدهي گياه آكاسيا، سربازان هميشه هوشيار آكاسيا و حشره‌هاي گرده‌افشان آن‌ها به دقت زير نظر گرفتند و دريافتند كه وقتي جوانه‌ي گل‌ها بسته است، مورچه ها مدام در اطراف آن ها پاسباني مي دهند . اما وقتي گل‌ها شروع به باز شدن مي‌كنند، مورچه‌ها‌ي ناگهان غيبشان مي‌زند. به نظر مي‌رسد كه گل‌ها به احتمال زياد در دانه‌هاي گرده موادي را عليه مورچه‌ها توليد مي‌كنند كه اين مواد، مورچه‌ها را از گل‌ها دور مي‌كنند.

 حشره‌هاي گرده افشان نيز با بهره‌برداري از چنين موقعيتي، به سوي گل‌ها يورش مي‌برند و دانه‌هاي گرده را با خود مي‌برند. سرعت عمل حشرات گرده افشان به اندازه‌اي است كه گلي كه در صبحدم شكفته مي‌شود، در اميانه‌ي روز، همه‌ي دانه‌هاي گرده خود را از دست مي‌دهد. با مسن‌تر شدن گل، مورچه‌ها به سر پست‌هاي ‌خود بر مي‌گردند و پاسباني از گل و دانه‌ي در حال رشد موجود در درون آن را از سر مي‌گيرند.

 اما اين كه مواد ضد مورچه با چه سازو كاري مورچه‌ها را از گل‌هاي شكفته شده دور مي‌كنند و ماهيت شيميايي آن‌ها چيست، پرسشي است كه دانشمندان براي دستيابي به پاسخ آن تلاش مي‌كنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 17:21  توسط امير.اوسط  | 

 گزارش شاخص عملكردي محيط زيست در سال 2006 ميلادي اعلام شده است كه ايران در مقايسه با سال 2004 در بين 133 كشور جهان در رتبه 53 بهبود وضعيت محيط زيست قرار گرفته است.

به گزارش فارس، درگزارش شاخص عملكردي محيط زيست، آمده است كه رتبه ايران در مقايسه با شاخص پايداري توسعه در سال 2004 ميلادي، از كشورهاي درحال توسعه مانند نيكاراگوئه، مكزيك، آفريقاي جنوبي، اندونزي، چين و هند كه شرايط اقتصادي مشابهي دارند، بهتر است.

شاخص عملكردي محيط زيست (2006 Environmental Performance Index )، يك شاخص جديد براي ارزيابي عملكرد زيست محيطي دولت‌هاست كه به صورت آزمايشي تهيه و در سال 2006 منتشر شده كه حاوي اطلاعات مهمي در خصوص رويكرد كشورهاي مختلف جهان در زمينه مسائل محيط زيست است و تفاوت اين شاخص با شاخص پايداري توسعه يا ESI در محدودتر بودن متغيرها و تاكيد بيشتر بر عملكرد در زمينه‌هاي محيط زيست است.

اين گزارش كه توسط مراكز تحقيقاتي مجمع جهاني اقتصاد و كميسيون اروپا تدوين شده است و بر دو هدف اصلي حفاظت از محيط زيست از جمله كاهش فشارهاي زيست‌محيطي بر سلامت انسانها و ارتقاي وضعيت زيست‌ بوم‌ها و مديريت صحيح منابع طبيعي تاكيد دارد كه اين دو مؤلفه توسط 16 شاخص در 6 زمينه بهداشت محيط، كيفيت هوا، كيفيت منابع آب، كيفيت منابع طبيعي مولد، تنوع‌زيستي و زيستگاه و انرژي پايدار اندازه‌گيري مي‌شود.

طبق گزارش شاخص عملكرد محيط زيست در سال 2006 ميلادي در اين رده‌بندي جهاني از ميان 133 كشور جهان اولين كشور زلاندنو، بعد به ترتيب سوئد و فنلاند، دوم و سوم شدند و كمترين امتيازها در اين زمينه متعلق به نيجر، چاد و موريتارني است

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 17:15  توسط امير.اوسط  | 

l

آيا تا به حال سگ يا گربه‌اي را ديده‌ايد كه علف بخورد؟ سگ‌ها و گربه‌ها همانند وابستگان وحشي خود، از جمله گرگ‌ها، ببرها و شيرها، گاهي علف مي‌خورند. چرا اين جانوران گوشت‌خوار گاهي به گياه‌خواري روي مي‌آورند؟ با شگفتي فراوان، هنوز پژوهشي گزارش نشده است كه بتواند به اين پرسش پاسخ كامل و روشني بدهد. با وجود اين، دانشمندان عقيده دارند گياه‌خواري ممكن است نوعي روش خود درماني در جانوران باشد.

دانشمندان رشته‌هاي گوناگون، در حال بررسي اين احتمال هستند كه گونه‌هاي زيادي از پرندگان، حشراه‌ها و پستانداران، از گياهان، خاك، حشره‌ها و قارچ‌ها به عنوان دارو  بهره مي‌گيرند و از اين راهخود را در برابر بيماري‌هاي احتمالي محافظت مي‌كنند (پيشگيري از بيماري) يا حالت ناخوشايندي را كه دچار آن شده‌اند، آرامش مي‌دهند(درمان دارويي).

اغلب دانشمنداني كه در اين زمينه‌ي علمي نوين پژوهش مي‌كنند، باور دارند جانوران نمي‌توانند با تكيه بر نوعي خرد ذاتي دريابند، چه گياهي براي آن‌ها سودمند است  بلكه راهبردهاي خوددرماني مهارت‌هاي حياتي هستند كه انتخاب طبيعي آن را نيرو مي‌بخشد.

در بيش‌تر موارد، ميل به كاهش احساس ناخوشايند، بروز رفتارهاي خوددرماني را بر مي‌انگيزد . بعضي گونه‌هاي جانوان، به ويژه ميمون‌هاي انسان‌نما، در درمان خود اندكي هدف‌دار عمل مي‌كنند. در اين گونه موردها، اغلب واژه‌ي زوئوفارماكوگنوزي (درك جانوران از داروها) به كار مي‌ر ‌ود. البته، اين واژه براي توصيف همه‌ي راه‌هايي كه جانوران ديگر براي تعامل با داروخانه‌ي طبيعت بر مي‌گزينند، مناسب نيست.

نخستين مشاهدات

در فرهنگ عامه مردم چين اين داستان مشهور است كه قرن ها پيش  كشاورزي كنار كلبه خويش مار ي مي بيند و از ترس جان با چوب دستي مار را مجروح مي كند و به خيال آن كه خواهد مرد , آن را به حال خود وا مي گذارد . چند روز بعد , بار ديگر همان مار را مي بيند و دوباره تلاش مي كند آن را از بين ببرد. چند روزي مي گذرد و براي بار سوم مار ديده مي شود . اين بار كشاورز پس از مجروح كردن مار ،آن را دنبال مي كند و مار زخمي را مي بيند كه در ميان بوته ها مشغول خوردن علف است . كشاورز مشاهدات خود را پيگيري مي كند و در مي يابد كه زخم هاي مار خيلي زودتر از آن چه كه تصور مي كرد ، بهبود مي يابند .

در پزشكي سنتي چين از پودر سفيد رنگي براي بهبودي سريع تر زخم ها ، بريدگي ها و خونريزي هاي سطحي استفاده مي شود . اين پودر را از گياهي با نام Panex notoginseng به دست مي آورند . گمان مي رود مار داستان كشاورز كنجكاو از آن مي خورده است.

شايد مشاهدات مردم عادي را آميخته به خيال پردازي و افسانه سازي بدانيم ،اما از مشاهدات دانشمندان نمي توانيم به آساني چشم بپوشيم . برخي از دانشمندان مشاهداتي داشته اند مبني بر اين كه بعضي از جانوران مي توانند ، توليد مثل خود را كنترل كنند . براي مثال ، هالي دوبلين گزارش كرده است ، برخي از فيل هاي آفريقايي از گونه هاي خاص يك درخت براي القاي زايمان استفاده مي كنند. او  بيش از يكسال فيل حامله اي را در شرق آفريقا   دنبال و مشاهده كرد كه جانور تا نزديك زمان وضع حمل ،برنامه غذايي ثابتي را پي گرفت . اما در اين زمان ، شاخ و برگ گياهي از خانواده Boraginaceae را خورد . چهار روز بعد , نوازد خود را به سلامت به دنيا آورد .

كارن استراير مشاهدات مشابهي را در مورد ميمون هاي موريك ( Brachyteles arachinoides ) در برزيل گزارش كرده است . او با تعقيب اين ميمون ها دريافت كه آن ها گاهي از برگ هاي دو گياه با نام هاي Apulia leiocarpand و Platypodium elegans و گاهي از ميوه گياهي با نام Enterlobium contortisiliquim استفاده مي كنند . دو گياه اول نوع تركيبات ايز وفلا ونتوئيدي دارند كه ساختمان آن ها شبيه استروژن است . به نظر مي رسد ميمون ها از اين دو گياه براي جلوگيري از بارداري استفاده مي كنند ، اما خوردن ميوه گياه سوم كه حاوي نوعي پيش ساز پروژسترون به نام استيگما سترول است ، به نحوي شانس بارداري را در اين ميمون ها افزايش مي دهد .

پيشگيري از بيماري ها

تاكنون محققان مرز مشخصي بين رفتارها ي خود درماني از لحاظ پيشگيري يا درمان دارويي مشخص نكرده اند . از اين رو ، ممكن است روزي برخي از رفتارهايي كه در اين جا به عنوان پيشگيري مطرح مي شوند، به عنوان خود درماني از نوع درماني دارويي نيز معرفي شوند . منظور از آن، رفتارهايي ا ست كه تنها جانوران بيمار از خود نشان مي دهند .

الف ) خاك خوري : گونه هاي زيادي از پستانداران ، پرندگان، خزندگان و حتي حشرات،خاك مي خورند . از مدت ها پيش، گمان مي رفت اين رفتار در واقع تلاشي براي تامين مواد معدني ضروري است . اما بررسي هاي جديد نشان مي دهند كه خاك خوري هميشه به اين منظور صورت نمي گيرد . تنظيم pH معده ، سم زدايي متابوليت هاي ثانويه گياهان و مقابله با نارحتي هاي گوارشي، از جمله اسهال ، از دلايل جديدي هستند كه براي توجيه رفتار خاك خوري جانوران مطرح شده اند.

ب) استفاده از حشرات : بسياري از حشرات سم هايي مي سازند يا از رژيم غذايي خود به دست مي آورند . آنها سم را در بخش هايي از بدن خود ذخيره مي كنند و به كمك آن از شكار شدن به وسيله پرندگان محفوظ مي مانند يا با انگل ها و ميكروب ها مقابله مي كنند . تاكنون بيش از 200 گونه پرنده شناسايي شده اند كه مورچه ها را بر پرهاي بدن خود مي مالند . گاهي نيز روي لانه هاي تپه مانند مورچه ها مي غلطند تا به اين طريق مورچه ها روي پرهاي آن كشيده شوند. مورچه هايي كه پرندگان به پرهاي خود مي مالند ،اغلب از گونه هايي هستند كه اسيد فورميك توليد مي كنند . اين اسيد به راحتي شپش هاي لاي پرها را از بين مي برد. ميمون هاي ونزوئلايي در فصل گرم و مرطوب سال كه نيش زدن حشرات بسيار آزار دهنده مي شود، ترشحات فوق العاده سمي نوعي هزار پا را روي كرك هاي بدن خويش مي مالند . ترشحات هزار پا حاوي بنزوكوئينون هستند كه در دفع حشرات بسيار موثر است .

ج) ميوه هاي ضد انگل : در رودخانه آواش واقع در اتيوپي , آبشاري وجود دارد كه اين منطقه را به دو زيستگاه متفاوت تقسيم مي كند . در بالا دست آبشار , گونه اي ميمون با نام Papio anubis و در پائين آن گونه اي با نام Papio hamadryas و دورگه هايي از اين دو گونه , زندگي مي كنند . خطر آلودگي به انگل شيستو زوما در اين ميمون ها متفاوت است , زيرا ميزبان واسط اين انگل , يعني حلزون هاي جنس Biomphalaria , در پايين دست آبشار بسيار زيادند و در بالا دست آن , كم تر يافت مي شوند . از اين رو , آلودگي به اين انگل در پائين آبشار بيش تر است . هر چند درختچه اي با نام Balanites aegyptica در هر دو زيستگاه وجود دارد , اما تنها ميمون هاي پائين آبشار از ميوه هاي آن استفاده مي كنند . اين ميوه ها حاوي نوعي پيش ساز هورموني به نام ديوز جنين هستند كه به نظر مي رسد از رشد شيستوزوما جلوگيري مي كند.

د) لانه هاي ضد انگل : بسياري از پرندگان در لانه هاي خود از گياهان تازه اي استفاده مي كنند كه جز و ساختمان آن ها محسوب نمي شود . به نظر مي رسد گياهان تازه مواد فراري دارند كه در دفع و كشتن انگل هاي پوستي موثرند. برخي سا ر ها , در لانه هاي خود از هويج وحشي ( Daucus Carota ) استفاده مي كنند كه باعث كاهش قابل ملاحظه تعداد كنه هاي موجود در لانه مي شود . هر چند كاهش تعداد كنه ها بر ميزان رشد جوجه ها تاثيري ندارد ، اما جوجه هايي كه در لانه هاي حاوي هويج وحشي رشد و نمو مي كنند ، مقدار هموگلوبين بيش تري دارند.

درمان دارويي در شامپانزه ها

درمان دارويي جانوران در مقايسه با خود درماني به منظور پيشگيري , مورد توجه بيش تري قرار گرفته و مطالعات دقيق تري روي آن انجام شده ا ست . اين مطالعات بيش تر روي شامپانزه ها و از طريق بررسي رفتار آن ها در محيط وحشي ، تجزيه و تحليل مدفوع آن ها و مقايسه داروهاي سنتي با گياهاني كه آن ها مصرف مي كنند ، صورت گرفته است .

سال 1987 ميلادي ، ميشل هافمن در تانزانيا در حال مشاهده گروهي از شامپانزه ها بود كه غذا مي خوردند . در ميان آن ها شامپانزه ماده اي، حال خوشي نداشت و در كناري آرميده بود . وقتي بيدار شد، به سوي درختچه اي به نام Vernonia   amygdalina راه افتاد . مردم محلي اين گياه سمي را " قاتل بز " مي نامند . تلخي بسيار زياد برگ هاي اين گياه هشداري جدي به جانوراني است كه قصد دارند شاخ و برگ هاي آن را مصرف كنند. اما شامپانزه بيمار بدون توجه به اين هشدار , شاخه اي از اين گياه را چيد و با دقت پوست آن را جدا كرد تا به مغز داخلي ساقه رسيد . سپس طي 20 دقيقه مغز آن را كاملا جويد و شيره آن را مكيد . هافمن رفتار ديگري را نيز بين شامپانزه ها مشاهده كرد . برخي از آن ها هنگام بيماري ، برگ هاي گياهان خاصي را بدون آن كه بجوند ، مي بلعيدند . اين برگ ها تقريبا دست نخورده دفع مي شدند .

هافمن در مطالعات وسيعي كه در جنگل هاي تانزايا انجام داد ، به اين نتيجه رسيد كه رفتار خود درماني در شامپانزه ها اغلب با آلودگي آن ها به انگلي با نام Oesophagotomum stephanostomum ارتباط دارد . بررسي هاي او نشان دادند ، ساقه يا برگ گياهاني كه شامپانزه ها هنگام بيماري مصرف مي كنند، به دفع اين انگل از بدن آن ها كمك مي كند. شامپانزه اي كه مغز تلخ ساقه V. amygdalina را بجود ، بدون شك بيمار است . جويدن مغز ساقه اين گياه  پس از 20 الي 24 ساعت باعث از بين رفتن احساس ناخوشي در شامپانزه مي شود.

اما چرا شامپانزه با دقت پوست گياه را جدا مي كند و تنها مغز ساقه را مصرف مي كند ؟ در پيكره اين گياه دو دسته تركيب كشنده به نام سسكيوترپن لاكتون و گليكوزيدهاي استروئيدي يافت مي شوند . غلظت اين مواد سمي در پوست ساقه و برگ هاي گياه از مغز آن بيش تر است . از اين رو , شامپانزه  اين بخش هاي گياه را براي جلوگيري از مسمويت شديد مصرف نمي كند . تركيبات دسته نخست ،  اثرات ضد انگي شديدي دارند اما تركيبات دسته دوم خواص كشندگي كم تري دارند و باعث مهار تحرك و تخم گذاري در انگل ها مي شوند.

شامپانزه ها براي دفع انگل هاي خود از گياهان ديگري نيز استفاده مي كنند . هافمن 34 گونه گياه را گزارش كرده است كه شامپانزه ها برگ آن ها را درسته مي بلعند . هر چند اين گياهان به شكل هاي گوناگون ( بوته, درختچه , درخت و پيچك ) مي رويند ، اما همه آن ها خصوصيت مشتركي دارند : سطح برگ هايشان بسيار زير و پوشيده از كرك است .هافمن درمطالعات خود دريافت ، در مدفوع شامپانزه به ازاي هر 20 برگ بلعيده شده حدود 10 كرم زنده يافت مي شود . بنابراين با وجودي كه برگ هاي بلعيده شده كرم ها را دفع كرده بودند ، آن ها را از بين نبرده بودند . در واقع سطح زير و كركدار برگ ها اتصال كرم هاي بالغ به جدار روده را سست مي كند. به علاوه بسياري از كرم هاي نابالغ لابه لاي كرك ها به دام مي افتند و به اين ترتيب از بدن جانور دفع مي شوند.

خود درماني و يادگيري

اغلب محققان بر اين باورند كه راهبردهاي خود درماني مهارت هايي حياتي هستند كه انتخاب طبيعي آن ها را نيرو مي بخشد . با وجود اين ، در برخي گونه ها ، به ويژه ميمون هاي انسان نما ، رگه هايي از يادگيري مشاهده مي شود. در اين ميمون ها ،  افراد خام و بدون تجربه  رفتارهاي خود را با كسب اطلاعات از تجربيات ديگران كامل مي كنند . وقتي فردي اثرات مفيد ماده اي را براي سلامتي خود درمي يابد، اين تجربه ميان اعضاي گروه به تدريج گسترش مي يابد.

به نظر مي رسد اولين برخورد با رفتارهاي خود درماني در سنين پائين اتفاق مي افتد . وقتي ميمون بالغي بيمار مي شود و رفتار خود درماني را از خود بروز مي دهد، ميمون هاي جوان متوجه اين رفتار مي شوند و سعي مي كنند خودشان نيز آن را انجام دهند. ميمون بالغ نيز اغلب مادرشان است .

اگر خود درماني را حاصل يادگيري بدانيم، با پرسش هاي عميقي روبه رو مي شويم . جانور پس از بيماري بايد گياه دارويي را شناسايي كند، بخش هايي را كه موثر هستند انتخاب و آن را به شيوه مناسبي مصرف كند . شامپانزه ها در عادت هاي غذايي بسيار محافظه كارانه عمل مي كنند و حتي هنگامي كه بيمار هستند ، مواد غذايي جديد را به طور تصادفي انتخاب نمي كنند . شايد رفتار خود درماني از آن جا شروع مي شود كه در يك دوره كميابي غذا ، ميمون هاي گرسنه و بيمار به غذاهاي جديدي روي مي آورند . در نتيجه سلامتي خود را باز مي يابند و اين بهبودي زمينه اي براي مصرف غذاي جديد در هنگام بيماري مي شود.

خود درماني و پزشكي سنتي

حدود يك قرن پيش ، طبيبي تانزانيايي توانست با كشف شيوه درماني مهمي جان بسياري از مردم روستايش را نجات دهد كه به يك بيماري شبيه اسهال مبتلا شده بودند . او  جوجه تيغي بيماري را در اطراف روستا مشاهده كرد كه وضعيتي مشابه اهالي روستا داشت و از ريشه گياهي مي خورد . اهالي روستا آن گياه را سمي مي پنداشتند اما طبيب عقيده داشت مي توان از آن براي درومان بيماري استفاده كرد. از اين رو ، پس از اين كه خود مقداري از گياه را خورد ، ماجرا را براي مردم تعريف كرد و آنان را متقاعد كرد از آن براي درمان بيماري خود استفاده كنند . از آن زمان تاكنون مردم آن روستا از آن گياه به عنوان دارو استفا مي كنند . به نظر مي رسد , رويدادهاي مشابه ، بر كارايي پزشكي سنتي افزوده اند و شايد منشا پزشكي سنتي بوده اند .

كلام آخر

همان طور كه يك قرن پيش  آن طبيب تانزانيايي توانست داروي جديدي را براي مردم روستاي خود پيدا كند ، مطالعه رفتارهاي خود درماني در جانوران مي تواند منيع مهمي براي كشف داروهاي جديد باشد. آفريقا، محل تولد بشر، ممكن است نقطه شروع تكامل پزشكي مدرن باشد . شناخت بهتر اين قاره مي تواند نقش مهمي در آينده جهان ايفا كند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 17:4  توسط امير.اوسط  | 

معاون محيط زيست انساني سازمان حفاظت محيط زيست از شناسايي و معرفي بيش از 1400 صنعت آلوده كشور خبر داد.

سيدخلاق ميرنيا، در گفت‌وگو با فارس گفت: بر خلاف ادعاي احمد سادات موسوي، رئيس فراكسيون محيط زيست مجلس مبني بر عدم اعلام فهرست صنايع آلاينده كشور در پايان سال 84، اين سازمان در 28 اسفندماه سال گذشته فهرست صنايع آلاينده را به دستگاه‌هاي مرتبطي مثل شهرداري، وزارت كشور، وزارت اقتصاد و سازمان امور مالياتي اعلام كرده است.

وي در ادامه افزود: با اعلام و معرفي فهرست صنايع آلاينده كشور به سازمان امور مالياتي، جريمه‌ها و عوارض آلايندگي از صنايع آلاينده دريافت و به شهرداريهاي شهرهاي حوزه صنايع آلاينده تحويل داده مي‌شود.
معاون محيط زيست انساني سازمان حفاظت محيط زيست اظهار داشت: گزارش مكتوب فهرست صنايع آلاينده كشور تا پايان همين هفته چاپ و منتشر مي‌شود.

ميرنيا تصريح كرد: بنده قاطعانه اظهارات رئيس فراكسيون محيط زيست مجلس را درباره عدم اعلام فهرست صنايع آلاينده كشور تكذيب كرده و از اينكه ايشان غير كارشناسانه و بدون اطلاع اظهار نظر كرده اند تعجب مي‌كنم چون مسئولان فعلي محيط زيست با تسلط كافي بر كار، مسائل زيست محيطي را پيگيري مي‌كنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 16:54  توسط امير.اوسط  | 

رشد فزايندة جمعيت جهان، مشكلات عمده‌اي را در ارتباط با پاكيزه نگاه داشتن زمين ايجاد كرده است. نگراني دربارة تأمين بهداشت و رفع آلودگي‌هاي ناشي از صنعت كه سرنوشت و حيات زمين را به مخاطره خواهند افكند برنامه‌ريزيهاي جدي را براي تغيير و بهبود شرايط زندگي طلب مي‌كند.

در سالهاي اخير با پيدايش بيماريهايي مانند ايدز و انواع هپاتيت‌ها و همچنين بازگشت بيماريهاي عفوني فراموش شده‌اي مانند سل و تداخل آن با ويروس ايدز، اهميت مصرف محصولات بهداشتي بيش از بيش مشخص شده است. به طوري كه تحولات عمده‌‌اي در نحوه توليد و مصرف فرآورده‌هاي شوينده بهداشتي پديد آمده است.

گسترش بيش از حد صنايع صابون و شوينده‌ها در جهان عليرغم دارا بودن جنبه‌هاي مثبت فراوان آلودگي‌هاي نويني را به محيط زيست وارد كرد و توجه مسئولان محيط زيست كشورها را به خود جلب نمود.

ورود شوينده‌ها به فاضلاب به لحاظ بروز مسائل و عوارض متعدد چون پديده مغذي شدن و          تجزيه ناپذيري گروه سخت شوينده‌‌ها و ايجاد كف و ... سبب آلودگي منابع آبي و محيط زيست مي‌شود.

 

 


 

* عهده دار مکاتیات

در اين مقاله تركيب شيميايي شوينده‌ها، مشكلات زيست‌محيطي ناشي از شوينده‌ها و تأثيرات فسفات در محيط زيست و راهكارهاي مقابله با اين مشكلات نظير انتخاب مواد اوليه مناسب، تهيه محصولاتي با كارايي بيشتر، كاهش مواد پركننده، تجزيه‌پذيري شوينده‌ها و توليد محصولات شوينده كنسانتره بررسي و پيشنهادهايي به منظور كاهش اثرات مخرب شوينده‌ها در محيط زيست ارائه شده است.

 

مقدمه

آشنايي با صابون به عنوان اولين پاك كننده به قرنها پيش برمي گردد، ولي رشد جمعيت و توجه انسان به بهداشت موجب شد كه توليد صابون با منشأ طبيعي جوابگوي مصرف نباشد. در نتيجه از اوايل قرن نوزدهم ميلادي مواد شوينده مصنوعي به نام دترجنت وارد بازار شد ]1[. استفاده از دترجنتها پس از جنگ جهاني دوم گسترش يافت.

به تركيباتي كه علاوه بر انحلال و پخش در‌ آب قدرت پاك كنندگي آن را افزايش ‌دهند دترجنت گفته مي‌شود. انواع طبيعي پاك كننده‌ها مثل صابون، گل سرشور و غيره از زمانهاي قديم مورد استفاده قرار گرفته‌اند ولي آنچه كه امروز به نام دترجنت مصرف مي‌شود سنتيك (توليد شده به صورت مصنوعي) مي‌باشد. ورود اين مواد در زندگي انسان به سرعت باعث كاهش كاربرد انواع طبيعي پاك كننده‌ها شده است ]2[.

كف كردن صابونها در آبي كه املاح كلسيم و پتاسيم داشته باشد به تأخير مي‌افتد در نتيجه اين املاح باعث كاهش قدرت پاك كنندگي مي‌شوند. در حالي كه اين مشكل به علت فرمول خاص دترجنتها تا حدود زيادي برطرف شده است ]3[.

اجزاي شيميايي يك پاك كننده به طور كلي به سه دسته عمومي طبقه‌بندي مي‌شود:

1- سورفاكتانتها (مواد فعال سطحي يا مواد مؤثر)

2- سازنده‌ها (پركننده‌ها)

3- مواد متفرقه

سورفاكتانت‌ها به عنوان عامل خيس كننده عمل كرده كشش سطحي آب را كم مي‌كنند در نتيجه آب بهتر وارد بافت الياف مي‌گردد. اين مواد همچنين ذرات كثيف و آب را به يكديگر اتصال مي‌دهند.

سازنده‌ها نقش اصلي در پاك كننده‌ها دارند و عامل جدا كنندگي هستند. سازنده‌ها، يون‌هاي منيزيم و كلسيم موجود در آب سخت را به شكل يون‌هاي بزرگ محلول در آب درمي‌آورند ]4[. مواد سازنده خاصيت قليايي در آب ايجاد مي‌كنند و مانع از نشست مجدد لكه‌ها مي‌شوند. امروزه بيشترين سازنده‌هاي متداول مورد استفاده، پلي‌فسفات‌ها هستند ]4 و 7[.

پاك كننده‌ها داراي مواد ديگر مختلفي از قبيل براق كننده‌ها، عطرها،  عوامل ضد خوردگي، آنزيم‌ها، نرم‌كننده‌ها، خوشبو كننده‌ها و مات كننده‌ها هستند ]7[.

دترجنتها اصولاً تركيبات آلي زنجيره‌اي كربن‌دار هستند كه داراي 2 قطب هيدروفيل و ليپوفيل مي‌باشند. قطب هيدروفيل، آب دوست و قطب ليپوفيل، چربي دوست مي‌باشد.

 بر اساس خصوصيات قطب هيدروفيل دترجنتها به 3 گروه تقسيم مي‌شوند ]3[:

1- دترجنتهاي آنيوني: اين تركيبات در اثر يونيزاسيون در محيط آبي به يونهاي منفي  كه در آن R يك زنجير كربني طولاني الكيلي و يك يون مثبت كه اغلب سديم است تفكيك مي شوند. بيشترين دترجنت مصرفي در منازل و مصارف عمومي در اين گروه قرار دارد ]3[.

2- دترجنتهاي كاتيوني: اين دترجنتها در اثر يونيزاسيون به يونهاي مثبت گروه آمونيومي كه دافع آب است و گروه يون‌هاي منفي جاذب آب تبديل مي‌شود و داراي قدرت زياد باكتري كشي
مي‌باشند
]3[.

3- دترجنتهاي خنثي: اين پاك كننده‌ها از تركيب چند شاخه اتيلن بر روي يك ريشه‌اي كه دافع آب است حاصل مي‌شود و بهترين مثال از آنها پلي‌گليكول اتوالكيل فنل است كه قدرت پاك كنندگي شديدي دارد ]4[.

شوينده‌ها بر اساس مواد فعال سطحي به دو دسته سخت و نرم تقسيم مي‌شوند كه شوينده‌هاي نرم شامل LABS يا الكيل بنزن سولفونات خطي هستند كه تجزيه پذير مي‌باشد. شوينده‌هاي سخت كه شامل ABS يا الكيل بنزن سولفونات شاخه‌اي مي‌باشند از اين گروه مي‌توان به مشهورترين عامل دودسيل بنزن سولفونات سديم اشاره كردكه‌به دليل داشتن شاخة فرعي در محيط زيست تجزيه نمي‌شود و سبب آلودگي محيط زيست مي‌گردد ]4 و 9[.

در كشورهاي پيشرفته با ارتقاء بهداشت و پاكيزه‌تر شدن محيط زندگي، بدون ترديد مصرف پاك كننده‌ها افزايش يافته و لزوماً با رعايت جنبه‌هاي اقتصادي همراه شده است ]5[. براي ترسيم آينده‌اي كه حتي‌الامكان كمتر دچار خطا و اشتباه باشد نگرشي بر روند توليد محصولات، تغييرات فرمولاسيون و مصرف مواد اوليه مختلف در سطح جهان ضروري است ]8[. به طور كلي در كشورهاي پيشرفته وضعيت شوينده‌ها متأثر از تغييراتي در فرمولاسيون محصولات بوده است مثل تمايل به توليد محصولات عاري از فسفات و يا تمايل به ساخت پودرهاي سنگين و غيره ]5[.

 

اثرات زيست‌محيطي شوينده‌ها و راهكارهاي مقابله با آنها

سالهاي زيادي است كه صنايع صابون و دترجنت به دليل ايجاد آلودگي‌هايي در آب مانند آلودگي كف و مغذي شدن توجه مسئولان محيط زيست را  به خود جلب نموده است. دترجنتها پس از مصرف به همراه پساب به درياچه‌ها يا رودخانه‌ها ريخته مي‌شوند و بر روي محيط‌زيست تأثير مخرب مي‌گذارند. آلودگي محيط زيست ناشي از مصرف دترجنتها بيشتر از نظر دو عامل قابل بررسي است.

1- اثر مواد مؤثر موجود در دترجنت.

2- اثر مواد پر كننده موجود در دترجنت.

آثار سوء حياتي شوينده‌ها بر محيط زيست عبارتند از:

1- تجمع كف بر روي آبهاي سطحي و جلوگيري از عمل اكسيژن‌گيري آب

2- توليد بو و طعم نامطبوع در آب

3- اثرات سمي بر موجودات زنده مانند انسان، موجودات آبي و گياهان

4- تخريب و انهدام اكوسيستم

5- حذف و كاهش مواد معلق آب در حضور شوينده‌ها به صورت دلخواه مقدور نيست.

6- به خودگيري ميكروبها بيماري‌زا و مساعد نمودن شرايط محيطي در جهت شيوع بيماريها

7- اشكال در امر انعقاد و ته‌نشيني و صاف كردن آب

8- وقوع پديده EUTROFICATION به لحاظ مصرف فسفاتها

9- تجزيه‌ناپذيري گروه سخت دترجنتها

10- ايجاد واكنش فيزيولوژيكي در مصرف كننده آب آلوده ]9 و 4 [.

به بررسي برخي از مهمترين آثار سوء شوينده‌ها و راهكارهاي مقابله با آنها پرداخته مي‌شود.

همچنان كه پاك كننده بيشتري به وسيله پساب به آبهاي طبيعي اضافه مي‌شود، كف بيشتري ايجاد مي‌كند كه تأثير به‌سزايي در محيط زيست دارد. عامل ايجاد كف، سورفاكتانت پاك كننده‌ها  مي باشد.

وجود كف در حوضهاي هوادهي در تصفيه‌خانه‌هاي فاضلاب ميزان انتقال اكسيژن به فاضلاب را به شدت تقليل مي‌دهد به طوري كه گاهي تقليل راندمان تصفيه در اثر كف دترجنتها به 80 درصد مي‌رسد. در حوضهاي ته‌نشيني اوليه وجود ماده مؤثر دترجنت مانع ته‌نشيني كامل مواد معلق مي‌شود و چربي موجود در فاضلاب در اثر كف زياد به ساير قسمتهاي تصفيه خانه نيز راه مي‌يابد ]9[.

ماهيان و آبزيان نيز از آثار سوء شوينده‌ها بي‌بهره نيستند زيرا شوينده‌ها باعث كاهش ميزان اكسيژن گيري آب مي‌شوند. شوينده‌ها قادرند حالت و كيفيت پروتئين را تغيير دهند و متابولسيم باكتري‌ها را مختل سازند و موجب كندي اعمال حياتي آنها گردند، اين امر ناشي از اثر شوينده‌ها در كاهش كشش سطحي آب مي‌باشد ]4[.

غشاء ميكروارگانسيم‌ها در اثر شوينده‌ها پاره شده و موجب از بين رفتن آنزيم‌ها مي شود. اين موارد در مورد مصرف دترجنتهايي است كه ماده مؤثر آن تجزيه شونده نيست. اما مواد مؤثر تجزيه شونده در روشهاي تصفيه و ديگر موارد ياد شده اشكالات مهمي به وجود نمي‌آورد ]4 و 3[.

به عنوان طرحي در جهت جلوگيري از پديده كف كردن، الكيل بنزن سولفونات‌هاي خطي LAS در جهان مورد استفاده قرار گرفتند كه جايگزين گروه آلكيلي شاخه‌دار ABS به منظور سهولت تجزيه شدند ]4 و 1[. عموماً LAS در مقايسه با ABS سريعتر و شديد‌تر تجزيه مي شود. البته سرعت تجزيه LAS با موقعيت گروه فنيلي تحت تأثير قرار مي‌گيرد.

از طرفي توليد كنندگان تمام تلاش خود را صرف توسعه مواد خام دترجنت با قابليت تجزيه بيشتر كردند. يكي از اين مواد آلفااولفين سولفونات‌ بدون گروه فنيل (AOS) هستند. AOS به دليل كارآيي خوب شستشو، مانند پاك‌كنندگي، قدرت كف كنندگي و خواص آبكشي آن، يكي از بهترين سورفاكتانت‌ها مي‌باشد. پاك‌كنندگي AOS نسبت به LAS، در آبهاي سخت، كمتر كاهش پيدا مي‌كند. طبق آزمايش‌هاي انجام شده بر روي حيوانات، ايمني AOS اثبات شده است و هيچ مورد غيرعادي در آزمايش مسموميت مزمن و حاد مشاهده نشده است.

با توجه به بحران نفت در سال 1973 ميلادي تمايلات شديدي براي معرفي سورفاكتانتهايي كه از مواد خام طبيعي حاصل شوند پديدار شد. يكي از اين مواد آلفاسولفوفتي ‌اسيدمتيل‌استر
(a-SFme)
بود بعدها اين ماده نظر سازندگان دترجنت را به دليل درجه تجزيه‌پذيري زياد و قابليت پايداري در مقابل كلسيم، به عنوان سورفاكتانت آنيوني در دترجنت‌هاي بدون فسفات جلب كرد.
 
a-SFMe را مي‌توان از روغن موجود در خرما يا نارگيل به دست آورد. a-SFMe ساخته شده از روغن نخل، مواد فعال در سطح آنيوني داراي طول زنجير الكيل C18, C16, C14 هستند. از ديدگاه قدرت پاك كنندگي، a-SFMe با توجه به طول زنجير كربني به طريق زيرطبقه‌بندي مي‌شود:

C16a- SFMe>C18a-SFMe>C14a-SFMe

نتيجه قابل ذكر اين است كه C16a- SFMe و C18a-SFMe به طور نسبي قدرت پاك كنندگي بالاتر از مواد فعال سطحي موجود مثل LAS و يا AS را نشان مي‌دهد. قدرت پاك‌كنندگي تقريبي a-SFMe به صورت زير مي‌باشد:

C16a- SFMe, C18a-SFMe>LAS(C12)>AS(C12), C14a-SFMe

با وجود اين، a-SFMe هنوز موقعيت سورفاكتانتهاي صنعتي LAS و AS را به دست نياورده است. دليل اصلي اين امر عدم شناخت كافي تكنولوژي سولفوناسيون a-SFMe با كيفيت بالاست ]1[.

نگراني كنوني محيط زيست بيشتر در مورد سازنده‌هاست. اين مواد مشكل تجزيه زيست محيطي را ندارند بلكه فرآورده‌هاي هيدروليز سازنده‌ها (ارتوفسفات‌ها) مسلماً داراي فسفر مي باشد كه باعث اشكال در فرآيند تغذيه طبيعي مي‌شود ]4[. آبي كه در آن مواد مغذي مانند نيترات و فسفات در اثر تخليه فاضلاب زياد باشد محيط خوبي براي رشد بيش از اندازه آلگها خواهد بود. اين آلگها در اثر پديده فتوسنتز با مصرف مواد غذايي موجود در آب باعث زياد شدن اكسيژن در محيط مي شوند. چون عمر اين آلگها كوتاه است و از بين رفتن بيولوژيكي آنها مستلزم صرف مقدار زيادي اكسيژن         مي باشد، لذا بيلان اكسيژن محيط به هم مي‌خورد و با كاهش اين ماده حياتي، فعل و انفعالات بي‌هوازي پيشرفت مي‌كند در نتيجه به مرور لجن كف جريانها افزايش يافته و از عمق مفيد كانالها كاسته شده و انواع گياهان در اين منطقه رشد مي‌كنند و تمام منطقه به مرداب تبديل مي‌شود اين پديده EUTROPHICATION ناميده مي شود. از سالهاي 1968 و 1969 ميلادي سر و صداي آلودگي آب در اثر اين پديده در آمريكا بپا خواست و دترجنتهاي حاوي فسفات به اين جرم محكوم شدند ]3[.

بنابراين يكي از مهمترين علت‌هاي مغذي شدن آب، فسفر ناشي از مصرف دترجنتهاي سنتزي خانگي است. براي حل اين مسئله و رفع اين آلودگي سعي شد كه به طور تدريجي فسفات‌هاي موجود در دترجنتها را كاهش دهند و مادة ديگري را جايگزين كنند. در يك مطالعه و تحقيق مشترك كه توسط تهيه‌كنندگان زئوليت صورت گرفت، ويژگيهاي زئوليت مناسب براي‌جايگزين‌شدن و توسعه و ترويج مصرف زئوليت در دترجنتها مطرح شد ]1[.

زئوليتها، تركيبات طبيعي يا مصنوعي‌آلومينيم سيليكاتها مي باشند. ساختمان مولكولي زئوليت يك چهار وجهي با چهار اتم اكسيژن در حول يك اتم سيليس (SiO4) مي‌باشد و رئوس اين چهاروجهي‌ها با اشتراك گذاشتن اتم اكسيژن بهم متصل مي‌شوند تا واحدهاي ساختماني كوچك ثانويه را شكل دهند كه خود با اتصال به همديگر دامنه وسيعي از چند وجهي‌ها را تشكيل مي دهند. پس از شناسايي خواص فيزيكوشيميايي منحصر به فرد زئوليت توجه بسياري از محققين علوم مختلف به اين رشته جلب گرديد و طي 30 سال گذشته توسعه فوق‌العاده‌اي در زمينه علوم مختلف پديد آمد. ساختمان و تركيب شيميايي زئوليتهاي طبيعي و فرمهاي اصلاح شده گونه‌هاي مختلف، آنها را منابع بالقوه مهمي در زمينه‌هاي كاربردي و تحقيقاتي مختلفي از جمله تبادل يون، جذب و واجذب گازها و نيز استفاده به عنوان كاتاليست نموده است ]6[.

انتخاب زئوليت به عنوان جايگزين فسفاتها به دو خاصيت اساسي متكي مي باشد اول ظرفيت تعويض يوني بالا حتي در آب سرد و دوم سرعت جايگزيني بالا كه بتواند يونهايي مانند كلسيم را
به سرعت اسير كند. در ميان زئوليتهاي سنتز شده انواع
A و P و X مشخص شده است كه زئوليت A به فرم سديم (NaA) نسبت به كاتيون كلسيم گزينش پذيري بسيار خوبي دارد ولي نسبت به منيزيم چندان مؤثر نيست در حاليكه زئوليت X تبادل با يون منيزيم را به سرعت و به خوبي انجام مي دهد. بنابراين استفاده از مخلوط اين دو زئوليت بسيار مؤثر خواهد بود ]10[.

 

استفاده از دترجنتهاي كنسانتره، راهكاري نوين

در اثر فشارهاي محيط زيستي در سراسر دنيا از سال 1987 ميلادي انواع جديدي از دترجنتهاي كنسانتره به بازار جهان وارد شد. دترجنتهاي كنسانتره هم در حجم و هم در وزن متراكم شده اند و وزني 5/2 به 4 و حجمي معادل 1 به 4 در مقايسه با انواع موجود دارند. استفاده از پودرهاي كنسانتره دو مزيت دارد يكي صرفه جويي در انرژي و منابع است و ديگري صرفه جويي در فضاي انبارخانه‌ها، حمل و نقل و فضاي لازم در خرده‌فروشي‌ها مي‌باشد ]1[. همراه با ورود دترجنتهاي پودري كنسانتره به بازار، مواد افزودني جديد نظير سلولز قليايي و ليپازها قليايي، فعال كننده براي پراكسيد نيز در اين زمينه معرفي شدند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 16:43  توسط امير.اوسط  | 

 جهان امروز علي‏رغم ورود به قرن جديد، همچنان شاهد گسترش فزاينده مخاطرات زيست محيطي است؛ مشكلاتي كه ظاهراً به نظر مي‏رسيد پس از برگزاري اجلاسهاي جهاني نظير كنفرانس استهكهلم (1972) و به ويژه كنفرانس سران زمين در ريودوژانيرو برزيل (1992) تا حدودي از عمق و شدت آنها كاسته شود. اما بي‏ترديد تا كاهش قابل ملاحظه جريان انتشار گازهاي گلخانه‏اي (191))GHG) و مواد تخريب كننده لايه ازون (192) در جو زمين راهي طولاني در پيش است و نابودي تنوع زيستي، تخريب گسترده منابع طبيعي، آلودگي آبهاي داخلي و بين‏المللي، جنگل زدايي، بيابان‏زايي و نيز فرسايش خاك با آثار دهشتناك اقتصادي و اجتماعي خود همچنان ادامه دارد. از طرف ديگر جامعه جهاني امروزه به اين حقيقت واقف گشته است كه بستر توسعه پايدار و در خور قطعاً منابع طبيعي خواهد بود. لذا براي مقابله با مشكلات زيست محيطي جهان و به ويژه تأمين هزينه‏هاي هنگفت مورد نياز، ساز و كاري مالي در سطح بين‏الملل تحت عنوان تسهيلات جهاني محيط زيست (391))GEF) ايجاد شده است. GEFمكانيسم مالي "كنوانسيونهاي تنوع زيستي" (491))CBD) ، "تغييرات آب و هوا" (591))UNFCCC) و مبارزه با بيابان‏زايي(196) بوده و كشورهاي عضو را به منظور تهيه و اجراي پروژه‏هاي زيست محيطي با شرط برخورداري از منافع زيست محيطي جهاني(197) ياري مي‏دهد. (1) در اين مقاله ضمن برشماري مهمترين مشكلات زيست محيطي جهاني و پيامدهاي منفي ناشي از آنها در ابعاد داخلي و بين‏المللي، كنوانسيونهاي ياد شده تشريح و تسهيلات جهاني محيط زيست معرفي مي‏گردد. در ادامه ضمن اشاره به نمونه‏هايي از پروژه‏هاي اجرا شده در ساير كشورها، پيشنهادهايي براي استفاده بهينه از اين اعتبارات در سطوح ملي و منطقه‏اي ارائه خواهد شد. مقدمه در دنياي امروز، واژه توسعه در همه ابعاد آن، يعني بُعد اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي به صورت مهمترين شعار و هدف كشورها اعم از غني و فقير درآمده است و شاخص توسعه‏يافتگي، به عنوان ميزان و استانداردي براي مقايسه ملل مختلف از نظر درجه رشد يا حتي عقب‏ماندگي آنها نسبت به يكديگر مطرح شده است. اين در حالي است كه با ورود جامعه بشري به هزاره جديد و تغيير نگرشهاي سنتي، مفاهيم توسعه و به تبع آن اهداف توسعه‏اي از حالت تك بُعدي و كوتاه‏مدت خارج شده، رفته رفته يك نوع تلقي كلي گرايانه و دراز مدت به خود گرفته است. در تلقي جديد به جاي توجه به اهداف صرفاً اقتصادي در مقياس خُرد )عموماً كشوري( - كه دستيابي به آنها با هر قيمت و بدون توجه به پيامدهاي حاصل توجيه‏پذير جلوه داده مي‏شود - سعي بر آن است كه توسعه با توجه به نيازهاي حقيقي جوامع بشري و با رعايت ظرفيتها و توان بالقوه و بالفعل منابع طبيعي، در مفهوم خاص محيط زيست جهاني، به معناي عام آن طراحي و اجرا گردد؛ به اين معنا كه در حالت ايدئال، هر گونه توسعه مي‏بايد با هدف تأمين نيازمنديهاي انسان با حفظ محيط زيست، يعني اساس و بستر توسعه، به منصه ظهور برسد. فقط در اين صورت، فرايند توسعه مي‏تواند به نوعي دوام يا اصطلاحاً پايداري در دراز مدت دست يابد كه خود ضامن حفظ سلامت انسان و ساير زيستمندان و در يك كلام محيط زيست خواهد بود. مفهوم توسعه پايدار و برنامه‏ريزي براي آن از زمان برگزاري كنفرانس استكهلم در سال 1972 مطرح شد و پس از برگزاري كنفرانس سران در شهر ريودوژانيرو برزيل در سال 1992، شاهد آن هستيم كه جامعه جهاني حركتي جدي را براي تحقق آن در پيش گرفته است.(8) اين امر به ويژه در كشورهاي در حال توسعه به دليل برخورداري از ذخاير بيشتر منابع طبيعي از يك طرف نياز مبرم به توسعه‏يافتگي و از طرف ديگر، اهميت بيشتري دارد. به عنوان مثال كشورهايي مانند برزيل با بيشترين سطح جنگلهاي استوايي در بين كشورهاي جهان، مجبور به بهره‏برداري و فروش منابع طبيعي ارزشمند خود براي دستيابي به منابع مالي موردنياز براي توسعه است. اين در حالي است كه كاهش سطح اين جنگلها به عنوان ريه‏هاي اصلي كره زمين، موجب تشديد اثر گلخانه‏اي شده، پيامدهاي منفي آن گريبانگير كليه كشورهاي جهان بدون توجه به مرزهاي سياسي خواهد شد. اين امر در مورد كليه مشكلات زيست محيطي جهاني نظير آلودگي گسترده هوا، خاك، تخريب پوشش گياهي، كاهش تنوع زيستي، آلودگي آبهاي بين‏المللي، تخريب لايه ازون و ... نيز صادق است. راه‏حلي كه در سالهاي اخير، به ويژه پس از برگزاري كنفرانس ريو براي كاهش مشكلات جهاني فوق ارائه شده است، تخصيص بودجه و كمكهاي مالي بين‏المللي براي پر كردن شكافهاي ناشي از كمبود منابع مالي در فرايند جايگذاري توسعه پايدار به جاي توسعه بخشي )سنتي( در كشورهاي در حال توسعه است. وجود اين كمكها مي‏تواند تا اندازه زيادي مانع ايجاد آثار منفي ياد شده به ويژه در سطوح كلان گردد (1). به نظر مي‏رسد در بين كمكهاي ياد شده، تسهيلات جهاني محيط زيست ((891)GEF) به عنوان ساير و كار مالي كنوانسيونهاي تغييرات آب و هوا، تنوع زيستي و كنوانسيون مبارزه با بيابان‏زايي در سالهاي اخير از جايگاه بسيار مهمي برخودار گشته است. بهره‏برداري از اين تسهيلات توسط بسياري از كشورهاي در حال توسعه به ويژه هند، چين و پاكستان در سالهاي اخير شدت بسيار يافته است (7 و 9) و به نظر مي‏رسد اين كشورها كه اصطلاحاً كشورهاي زيرك(199) نيز ناميده مي‏شوند توانسته‏اند علاوه بر فعاليتهاي شايسته در زمينه حفاظت از منابع زيست محيطي جهاني در مرزهاي خود، به ميزان قابل توجهي اهداف توسعه كشور به ويژه توسعه پايدار را محقق سازند. به عبارت ديگر، اين كشورها سعي كرده‏اند تا اندازه‏اي، هزينه‏هاي حفاظت و احياي محيطزيست خود را در چارچوب توسعه پايدار از كشورهاي توسعه يافته دريافت كنند )كشورهاي توسعه يافته تأمين كنندگان اصلي منابع مالي GEFهستند(. بي‏شك دستيابي به فن‏آوريهاي نو در كنار دانش تخصصي و اطلاعات نيز در اين ميان مدنظر است. با توجه به جايگاه ويژه جمهوري اسلامي ايران از نظر برخورداري از انواع بابومها و زيست بومها در كنار گونه‏هاي گياهي و جانوري ارزشمند در سطح جهاني، لزوم توجه بيشتر به منابع مالي GEF كاملاً احساس مي‏گردد. در اين مقاله سعي داريم با معرفي اين تسهيلات، چگونگي بهره‏برداري از آنها را در فرايند توسعه پايدار ملي هر چه بيشتر مورد بحث و بررسي قرار دهيم. به اين منظور پس از برشماري مهمترين چالشهاي زيست محيطي كشور، به بررسي اجمالي كنوانسيونهاي تغييرات آب و هوا و تنوع زيستي پرداخته و سپس GEF، و اولويتهاي ويژه و برنامه‏هاي عملياتي آن در هر زمينه تشريح خواهند شد. در انتها با ارائه نمونه‏هايي از پروژه‏هاي اجرا شده در سطح جهان، پيشنهادهايي براي بهره‏برداري بهينه از اين تسهيلات در رفع مشكلات حال و آينده توسعه كشور ارايه خواهند شد. مهمترين معضلات زيست محيطي جمهوري اسلامي ايران در دهه آينده جمهوري اسلامي ايران به دليل نياز به توسعه همه جانبه، ناگزير به رويارويي با مشكلات جدي زيست محيطي همانند بسياري از كشورهاي در حال توسعه خواهد بود كه در صورت عدم توجه و برنامه‏ريزي صحيح هزينه‏هاي هنگفتي را به اقتصاد ايران تحميل خواهد كرد يا حتي در پاره‏اي از موارد آسيبهاي جبران ناپذيري را به بار خواهد آورد. از ميان اين مشكلات مي‏توان به موارد زير اشاره كرد: بحران خشكسالي، به عنوان يكي از پيامدهاي مهم تغييرات جهاني آب و هوا كه هم اكنون بسياري از كشورهاي واقع در كمربند خشك كره‏زمين من جمله ايران از تبعات منفي آن به شدت رنج مي‏برند. بحران آب كه خود همانند آنچه در بالا ذكر گرديد از تبعات منفي تغييرات آب و هوا بوده، در كنار فشار فزاينده جمعيت مي‏تواند مشكلي جدي در راه توسعه كشور محسوب گردد . بي‏دليل نيست كه برخي كارشناسان مسائل سياسي معتقدند كه جنگهاي آينده بر سر تصاحب آب خواهد بود. آلودگي گسترده هوا، آب و خاك كه علاوه بر تأثيرات منفي برفرايند رشد و توسعه سالم محيطهاي انساني مي‏تواند با تخريب يا افت كمي و كيفي منابع زيستي به ويژه آبهاي داخلي و بين‏امللي، منابع درآمدزاي مهمي نظير فعاليتهاي شيلاتي را مورد تهديد جدي قرار دهد. تخريب جنگلها و مراتع كه از يك طرف به دليل مديريت نامناسب و از طرف ديگر به دليل نياز جوامع انساني با شدت بالايي در كشور صورت مي‏گيرد. وجود عواملي از قبيل مديريت نامناسب بهره‏برداري، عدم تعادل دام و مرتع و فشار فزاينده دام، همراه با تهديد موجودي و سلامت منابع ياد شده مي‏تواند يكي از بزرگترين منابع توليد درآمد و اشتغال را در حال و آينده در معرض نابودي قرار دهد و موجب افزايش نرخ بيكاري و مهاجرت روستاييان به شهرها گردد. فرسايش خاك و افزايش وقوع سيلابها كه از تبعات تخريب گسترده منابع طبيعي بويژه پوشش گياهي است و در سالهاي اخير علاوه بر وارد آوردن خسارات فراوان جاني و مالي موجب نابودي بستر اساسي توسعه يعني خاك حاصل‏خيز كشاورزي شده، در صورت ادامه مي‏تواند آينده كشاورزي و توسعه آن را با تهديد جدي مواجه كند. تخريب گسترده تنوع زيستي گياهي، جانوري و نابودي تدريجي بوم سازگاري منحصر به فرد در سطوح ملي، منطقه‏اي و جهاني به دليل مديريت نامناسب و بهره‏برداري ناپايدار كه مي‏تواند منابع درآمدزاي كنوني و آتي كشور را به ويژه در بخش صنايع دارويي، كشاورزي، چوب و كاغذ، دام و طيور، شيلات و توريسم به شكل جدي تهديد كند. به علاوه حفاظت از گونه‏هاي وحشي گياهي و جانوري به عنوان منابع ژنتيك مورد نياز براي اصلاح نژاد گونه‏هاي اهلي امروزه اهميت و جايگاه ويژه‏اي در فرايند برنامه‏ريزي كشورهاي مختلف به خود اختصاص داده است.(10) البته بايد توجه داشت كه تمامي موارد ياد شده و بسياري از مشكلات ديگر را مي‏بايد نتيجه توسعه بدون برنامه و بخشي، بدون توجه به پتانسيلها و توان محيط زيست )مجموعه منابع طبيعي و منابع انساني( دانست كه در صورت بي‏توجهي مي‏تواند جامعه انساني را سوا از مرزهاي سياسي به ورطه فقر و حتي نابودي سوق دهد. كنوانسيون تغييرات آب و هوا(002))UNFCCC) ضرورت ايجاد كنوانسيوني تحت عنوان تغييرات آب و هوا حاصل يك نياز بود؛ نيازي كه از مدتها قبل، ضرورت توجه جدي به آن احساس مي‏شد. در سال 1979 خطر تغيير شرايط آب و هوايي براي اولين بار در كنفرانس جهاني آب و هوا در ژنو مطرح گرديد. از آن هنگام تا سال 1992 يعني زمان به تصويب رسيدن چارچوب كنوانسيون تغييرات آب و هوا و به ويژه در سالهاي اخير، روز به روز خطر تغيير شرايط آب و هوايي چهره خود را براي ساكنان كره خاكي ما بيشتر و بيشتر آشكار كرده است. افزايش انتشار گازهاي گلخانه‏اي (102))GHG) شامل دي اكسيد كربن (CO2)، متان (CH4) و اكسيد نيتروژن (NO2) در اتمسفر باعث افزايش متوسط دماي كره زمين شده است. نتايج بررسيهاي اخير حاكي است كه اگر ورود اين گازها به همين صورت ادامه يابد تا پايان قرن 21، تراكم گازهاي گلخانه‏اي به سه برابر حال حاضر رسيده، در نتيجه احتمال افزايش متوسط درجه حرارت زمين به ميزان 1 تا 3 درجه سانتي‏گراد وجود خواهد داشت. اين امر احتمال ذوب شدن يخهاي قطبي و به تبع آن بالا آمدن سطح آبهاي آزاد را افزايش مي‏دهد و تهديد جدي براي سواحل پست و جزاير - عمدتاً در نواحي كشورهاي فقير اما پر جمعيت مثل بنگلادش و مالديو - محسوب خواهد شد. همچنين احتمال تغيير الگوي وزش باد و بارندگي مي‏تواند موجب بروز خشكساليها و افزايش مدت زمان خشكي در تابستان )با كاهش توليد محصولات كشاورزي به ميزان 10 تا 30 درصد( يا وقوع بارشهاي جوي شديد همراه با توفان و سيلابهاي مخرب گردد. (8 )لذا براي مقابله با اين تغييرات و بسياري از موارد ديگر - كه غالباً غيرقابل پيش‏بيني از نظر ماهيت و يا قابل پيش‏بيني از لحاظ ماهيت و غير قابل پيش‏بيني از نظر زمان و مكان وقوع هستند - كنوانسيون تغييرات آب و هوا شكل گرفت. در حقيقت اين كنوانسيون برآيند و نتيجه كنفرانسهاي 1979 ژنو، 80 و 85 اتريش، 88 كانادا و همچنين پنج جلسه در فاصله فوريه 1991 تا مه 1992 است كه با شركت نمايندگان 150 كشور جهان در مه 1992، به تصويب چارچوب كنوانسيون در 12 ماده در نيويورك انجاميد. در همان سال نمايندگاني از 155 كشور جهان مفاد آن را در اجلاس ريودوژانيرو برزيل به امضا رساندند و پس از گذشت 90 روز اين كنوانسيون لازم الاجرا شد. اولين كنفرانس اعضا در 28 مارس تا 7 آوريل 1995 در برلين برگزار شد. (3) جمهوري اسلامي ايران در تاريخ 18 ژوييه 1996 به عضويت اين كنوانسيون درآمد. كنوانسيون تغييرات آب و هوا به چرخه انرژي در اتمسفر و عوامل آسيب‏ديدگي و دگرگوني روابط حاكم بر آن توجه كرده است. عمده‏ترين هدف كنوانسيون در حال حاضر، كاهش انتشار گازهاي گلخانه‏اي است. جهت‏گيري كنوانسيون به سمت دستيابي به سطح معقولانه‏اي از اين گازها در يك چارچوب زماني مناسب است تا به بوم‏سازگانها اجازه سازش و تطابق طبيعي را نسبت به تغييرات آب و هوا بدهد و بدين ترتيب، توليد مواد غدايي و به تبع آن توسعه اقتصادي كشورها به خطر نيفتد. (2,3,8). به عبارت ديگر، هدف اين كنوانسيون، مآلاً جلوگيري از مخاطراتي است كه مي‏تواند توسعه اقتصادي كشورها را در سطوح جهاني، منطقه‏اي و ملي با مخاطرات جدي مواجه سازد. نمونه اين چالس در كشورمان بحران خشكسالي در سال جاري است. بحران خشكسالي در سال جاري 18 استان كشور را با 27 ميليون نفر جمعيت تحت تأثير قرار داده است. حجم خسارات ناشي از خشكسالي در سه بخش كشاورزي، دامداري و محصولات زراعي در سال 79-78 بالغ بر 28 هزار ميليارد ريال برآورد شده و دولت معادل سه در هزارِ بودجه كشور يعني مبلغ 1080 ميليارد ريال را براي مقابله با اين خشكسالي اختصاص داده است. بر اساس پيش‏بينيها فقط توليد علوفه مزارع كشور 40 درصد كاهش يافته كه بدين ترتيب، خسارت وارد بالغ بر 1200 ميليارد ريال خواهد بود (6 5 4). بنابراين كاملاً مشهود است كه در اين كنوانسيون اهداف اقتصادي از اولويتهاي خاص برخوردارند. كشورهايي كه چارچوب كنوانسيون را به تصويب برسانند، كشورهاي عضو ناميده مي‏شوند و بايد برنامه‏هاي توسعه ملي خود را به گونه‏اي طراحي و به اجرا درآورند كه جريان تغيير شرايط آب و هوايي تا حد امكان كند و آهسته‏تر شود. اين كنوانسيون كشورهاي عضو را به انتقال فن‏آوريها و گسترش همكاري در زمينه‏هايي كه باعث كاهش توليد گازهاي گلخانه‏اي شود، تشويق مي‏كند. (2) كنوانسيون تنوع زيستي تنوع‏زيستي(202) عبارتي است كه در دانش بوم شناسي(203) بيانگر گوناگوني اشكال حيات و بوم سازگانهاي(204) مختلف در كره زمين است. تنوع موجود در بين گونه‏هاي مختلف موجودات زنده در كنار گوناگوني بوم شناسي ناشي از تركيب گونه‏هاي گياهي و جانوري با بوم سازگانهاي خشكي و آبي، مهمترين مفاهيم مستتر در اين اصطلاحند. وجود اين گوناگوني، كليد اصلي ادامه حيات بر روي كره زمين است به علاوه اساس و زيربناي سازگاري موجودات زنده با محيطهاي مختلف و ادامه تكامل آنها به شمار مي‏رود. بدين ترتيب، تنوع زيستي منبع منافع بيشمار اقتصادي، زيبايي شناختي، بهداشتي و فرهنگي بوده، در يك كلام، پايه و اساس توسعه پايدار در دنياي حال و آينده به شمار مي‏رود.(2 و 8) با وجود اين، امروزه نظر بيشتر دانشمندان بر آن است كه جهان به سرعت در حال از دست دادن اشكال مختلف حيات )ژنها، گونه‏ها و بوم‏سازگانها( است. مهمترين دليل اين كاهش را شايد بتوان حاكميت فقر و كمبود شناخت جوامع از ارزشهاي اقتصادي منابع طبيعي دانست كه خود باعث نابرابري و بي‏عدالتي در امر حاكميت، مديريت و بهره‏برداري از منافع حاصل شده است. از طرف ديگر، اين امر موجب بهره‏برداري بي‏رويه از منابع متنوع زيستي در سراسر جهان، به ويژه كشورهاي فقير نشده و وجود عواملي نظير رشد بي‏رويه جمعيت در كنار سيستمهاي ناسالم اقتصادي و قانونگذاري در فرايند توسعه كشورها مرتباً در حال تشديد آن است. در مورد ارزش حمايت از تنوع زيستي همين بس كه در دنياي امروز كليه موادغذايي و بيشتر توليدات دارويي و صنعتي، از گونه‏هاي اهلي يا وحشي تنوع زيستي تهيه مي‏شوند. منافع اقتصادي حاصل از گونه‏هاي وحشي به تنهايي در حدود 4/5 درصد از توليدات كشورهاي صنعتي مانند ايالات متحده را به خود اختصاص مي‏دهند. از طرف ديگر صنايع شيلاتي كه بيشتر بر پايه صيد گونه‏هاي وحشي استوارند، بخش عمده‏اي از غذاي ساكنان كره زمين را تأمين مي‏كنند. در كشور غنا، گونه‏هاي وحشي گياهان، عمده‏ترين منابع توليد كننده الوار، گياهان زينتي، روغنهاي مختلف، انواع صمغها و بسياري از الياف موردنياز به شمار مي‏روند. در برخي از كشورهاي فقير در حال توسعه، ارزش اقتصادي گونه‏هاي اهلي بيش از 32 درصد توليد ناخالص ملي آنها محاسبه شده است. (8) در كشور ما هنوز ارقام دقيقي در اين باره وجود ندارد، اما برخي از متخصصان منابع طبيعي كشور با انجام دادن برخي محاسبات نشان داده‏اند كه جنگلهاي شمال كشور در صورت اِعمال مديريت صحيح و برنامه‏ريزي اصولي قادرند سالانه معادل درآمد نفت، براي كشورمان ارز فراهم آورند كه اين منبع درآمد به دليل خاصيت تجديدپذيري منابع جنگلي، هميشگي و به عبارت بهتر مادام‏العمر خواهد بود )ساريخواني، گفتگوهاي شخصي، 1374). علاوه بر موارد ياد شده، تنوع زيستي نقش بسيار مهمي را در حفظ سلامت انسان ايفا كرده و مي‏كند. به جرأت مي‏توان گفت كه منشأ كليه داروها از گياهان و جانوران است كه البته امروزه نيز اين موضوع اهميت خود را كماكان حفظ كرده است. در كشورهاي در حال توسعه سلامت 80 درصد از مردم با استفاده از داروهاي سنتي تأمين مي‏شود كه بدين ترتيب در سرتاسر جهان سلامت بيش از 3 ميليارد نفر در گروه استفاده از اين مواد دارويي است. در صنعت داروسازي نوين در حدود يك چهارم از داروهاي تجويز شده در امريكا داراي ماده مؤثر دارويي گياهي بوده و بيش از 3000 نوع آنتي بيوتيك با استفاده از ميكروارگانيسمها به دست مي‏آيد. از طرف ديگر، حفاظت از گونه‏هاي وحشي گياهان و جانوران به عنوان منابع ارزشمند ژنتيك براي توليد گونه‏هاي مقاوم و پر محصول، تنها شانس بشر براي تأمين غذاي نسلهاي آينده خواهد بود (8) تا چندي پيش، حمايت از تنوع زيستي در برنامه‏هاي توسعه بيشتر كشورها از جايگاه چندان مهمي برخوردار نبود. اما از اواخر دهه 80 و به ويژه از اوايل دهه 90 ميلادي اين امر دستخوش تغييرات چشمگير شده است كه از مهمترين اقدامات انجام شده در اين زمينه، پيشنهاد مفاد كنوانسيون تنوع زيستي در كنفرانس محيط زيست و توسعه ملل متحد )ريو دوژانيرو برزيل 1992) بود كه توسط 156 كشور به امضا رسيد و تعهدات آن از سال 1993 در زمره قوانين بين‏المللي درآمد. (3) جمهوري اسلامي ايران در تاريخ 6 آگوست 1996 به عضويت اين كنوانسيون درآمده است. مهمترين اهداف اين كنوانسيون (3) عبارتند از: حفاظت از تنوع زيستي منابع زنده در خشكيها و درياها مشتمل بر كليه گونه‏هاي گياهي، جانوري و ميكرو ارگانيسمها. اطمينان از اين موضوع كه كشورها منابع زيستي خود را به ويژه در عرصه‏هاي كشاورزي، جنگلداري و شيلاتي به روشهاي پايدار مورد بهره‏برداري قرار مي‏دهند. تشويق و حمايت از سرمايه‏گذاري در زمينه بهره‏برداري مناسب از منابع ژنتيك و تقسيم عادلانه منافع حاصل از آنها. اين كنوانسيون براي تحقق اهداف خويش و افزايش همكاريهاي فني بين كشورهاي عضو، ساز و كارهاي )مكانيسمهاي( مالي جديدي را براي بهبود و حفاظت از تنوع حيات در دستور كار خويش قرار داده و به همين منظور كشورهاي در حال توسعه عضو را تحت پوشش كمكهاي مالي و فني خود قرار مي‏دهد. تسهيلات جهاني محيط زيست (502))GEF) در حال حاضر، اجراي اين وظيفه را بر عهده دارد.(11) تسهيلات جهاني محيط زيست (602))GEF) تسهيلات جهاني محيط زيست GEF مكانيسم مالي موقت كنوانسيونهاي تنوع زيستي و تغييرات آب و هوا است. GEF منابع مالي لازم براي پروژه‏هاي سرمايه‏گذاري، مساعدت فني، تخصصي و مشاوره‏اي و به ميزان كمتري تحقيقات زيست محيطي و منابع طبيعي را در كشورهاي در حال توسعه و با هدف حفاظت و حمايت از محيط زيست جهاني، فراهم مي‏كند. در اين ميان، انتقال فن‏آوريهاي پايدار زيست محيطي و اطلاعات به كشورهاي در حال توسعه نيز مدنظر است. رسالت منحصر به فرد GEFدر زمينه محيط زيست جهاني، آن را ملزم مي‏كند برنامه‏ها و پروژه‏هايي را به مورد اجرا گذارد كه در عين برخورداري از مباني علمي در طراحي، زمينه‏هاي نوآوري و تازگي بيشتري را نسبت به پروژه‏هاي عادي توسعه در بر داشته باشند. از طرف ديگر، اين پروژه‏ها مي بايد به گونه‏اي طراحي شوند كه در وهله اول رفع و يا كاهش يكي از مشكلات زيست محيطي جهاني و در مرحله دوم دستيابي به اهداف ملي و محلي توسعه را در نظر داشته باشند.(1) اين تسهيلات كار خود را به صورت آزمايشي از سال 1991 شروع نمود كه پس از تجديد ساختارش در سال 1994، همچنان به فعاليت خود ادامه مي‏دهد. ارائه منابع مالي به پروژه‏هاي GEF در چارچوب برنامه‏هاي عملياتي(207) صورت مي‏گيرد. تا دسامبر 1996 در حدود 1/3 ميليارد دلار امريكا به برنامه‏هاي كاري GEF اختصاص داده شده كه حدود 220 پروژه را در 85 كشور جهان تحت پوشش قرار مي‏دهد است. در حال حاضر اين ميزان با استفاده از سرمايه‏گذاري و كمكهاي مشترك سازمان بين‏المللي، تعدادي از كشورهاي پيشرفته و بخش خصوصي به حدود 3/3 ميليارد دلار رسيده است. GEFداراي چهار اولويت ويژه(208) است كه به ترتيب عبارتند از: 1) تغيير آب و هوا(209)، 2) تنوع زيستي(210)، 3) آبهاي بين‏المللي(211)، 4) تخريب لايه اوزن(212). كليه پروژه‏هاي تحت حمايت، GEF در قالب يك يا چند مورد از اولويتهاي فوق قابل تعريف است. در هر مورد، تهيه پروژه بر اساس برنامه‏هاي عملياتي آن اولويت امكان‏پذير خواهد بود.(9) از لحاظ ساختاري، GEF زير نظر سه كارگزار اجرايي يعني بانك جمهوري، برنامه عمران ملل متحد و برنامه محيط زيست ملل متحد اداره مي‏شود و خود داراي سه بخش مجمع عمومي، شورا و دبيرخانه است. پروژه‏ها بايد به يكي از سه كارگزار اجرايي ارسال و در آنجا توسط مجمع مشاوران علمي و فني(213) بررسي علمي گردند. در اين ميان نقش مهم شورا، تصويب برنامه كاري و نظارت بر اهداف عملياتي GEF و نظارت بر پروژه‏ها و تعيين نوع استفاده از منابع آن است (2و1). GEF و تغييرات آب و هوا براي استفاده از كمكهاي مالي و مشاوره فني GEF در زمينه تغييرات آب و هوا، كشورهاي متقاضي مي‏بايد به عضويت كنوانسيون تغييرات آب و هوا درآيند. كليه فعاليتهاي تحت حمايت مالي GEF در زمينه تغييرات آب و هوا مي‏بايد كاملاً با شرايط و معيارهاي مورد تصويب مجمع اعضاي كنوانسيون، موافقت و هماهنگي داشته باشند. استراتژي GEF در زمينه تغيير شرايط آب و هوا به گونه‏اي طراحي شده كه تشكيلات بتواند تحت رهبري و نظارت مجمع، كشورهاي متقاضي را در دستيابي دستيباي به اهدافشان ياري كند. مهمترين هدف استراتژيك در اين باره، پشتيباني از فعاليتهايي است كه به منظور حذف يا كاهش آسيبهاي ناشي از تغييرات آب و هوا و پايين آوردن احتمال وقوع آنها طراحي و اجرا مي‏شوند. (11) برنامه‏هاي عملياتي GEF در زمينه تغييرات آب و هوا (10) عبارتند از: رفع موانع موجود بر سر راه حفاظت از انرژي )جلوگيري از هدررفت( و افزايش كارايي استفاده از آن )برنامه شماره 5) تشويق و حمايت از كاربرد انرژيهاي پاك با رفع موانع موجود و كاهش هزينه‏هاي اجراي )برنامه شماره 6). كاهش قيمت فن‏آوريهاي داراي حداقل توليد گازهاي گلخانه‏اي در درازمدت )برنامه شماره 7). GEF و تنوع زيستي كليه فعاليتهاي تحت حمايت GEF در زمينه تنوع زيستي با نظارت و راهنمايي مجمع اعضاي كنوانسيون و توسط كارگزاران اجرايي سه گانه آن يعني بانك جهاني(214)، برنامه عمران ملل متحد(215) و برنامه محيط زيست ملل متحد(216) انجام مي‏پذيرد. عمده فعاليتهاي بانك جهاني در مورد سرمايه‏گذاري در پروژه‏هاي كلان با هدف حمايت و حفاظت از تنوع زيستي است كه در اين خصوص مي‏توان به ايجاد مناطق حفاظت شده جهاني، معرفي روشهاي مديريت پايدار و تهيه طرحهاي استراتژيك اشاره كرد. عمده فعاليتهاي برنامه عمران ملل متحد درباره با تنوع زيستي شامل ظرفيت‏سازي و ارائه كمكهاي فني براي حمايت و حفاظت از تنوع زيستي به ويژه گونه‏ها و بوم سازگانهاي در معرض تهديد است و به اين منظور، برگزاري دوره‏هاي آموزشي و اجراي پروژه‏هاي ترويجي را در كنار سياستگذاري و تهيه قوانين مرتبط در دستور كار خود قرار داده است (11 و 3). در اين بين، نقش برنامه محيط زيست ملل متحد بيشتر در ارتباط با فعاليتهاي داخلي GEF است و همكاري در تهيه و تنظيم سياستها و استراتژيهاي عملياتي و تهيه و توليد اطلاعات لازم براي دستيابي به اهداف كنوانسيون تنوع زيستي و اجراي دستور كار 21 را شامل مي‏شود (9). GEF جهت حمايت درازمدت از تنوع زيستي و بهره‏برداري پايدار از اجزاي آن، 6 برنامه عمليايت )برنامه‏هاي عملياتي شماره 12 و 13 به صورت پيش نويس ارايه شده‏اند( تهيه كرده است كه كليه پروژه‏هاي مرتبط با تنوع زيستي بايد در قالب آنها طراحي شوند. اين برنامه‏ها (10) عبارتند از: برنامه عملياتي بوم سازگانهاي مناطق خشك ونيمه خشك )برنامه شماره 1)، برنامه عملياتي بوم سازگانهاي ساحلي، دريايي و آبهاي شيرين )برنامه شماره 2)، برنامه عملياتي بوم سازگانهاي جنگلي )برنامه شماره 3)، برنامه عملياتي بوم سازگانهاي كوهستاني )برنامه شماره 4)، برنامه عملياتي مديريت تلفيقي )چند جانبه( بوم سازگانها )برنامه شماره 12)، برنامه عملياتي تنوع زيستي كشاورزي(217) )برنامه عملياتي شماره 13). آبهاي بين‏المللي و GEF اصلاح آبهاي بين‏المللي در ترمينولوژي GEF، اقيانوسها، بوم سازگانهاي بزرگ دريايي، درياهاي بسته و نيمه باز، مصبها، رودخانه‏ها، درياچه‏ها، سيستمهاي آب زيرزميني و تالابها را به شرط دارا بودن حوزه‏هاي آبخيز بين‏المللي يا قرار گرفتن در محدوده مرزهاي بين‏المللي در بر مي‏گيرد(11). چرخه جهاني آب به گونه‏اي پويا، تعداد بيشماري از حوزه‏هاي آبخيز، مصبها و آبهاي نواحي ساحلي و درياها را از طريق گردش آب، مواد آلاينده و منابع زنده، به يكديگر مرتبط مي‏سازد. افت كمي و كيفي آبهاي بين‏المللي نشان دهنده آن است كه ظرفيت تحمل حوزه‏هاي فرامرزي، نواحي ساحلي و بوم سازگانهاي دريايي به مرزهاي بحراني خود نزديك شده و حتي در پاره‏اي از موارد در نتيجه اجراي سياستهاي و پروژه‏هاي نامناسب و يك سونگر توسعه و نيز بهره‏برداري نابخردانه، از آستانه تحمل خود گذشته است. در شرايط فعلي همگان بر اين عقيده‏اند كه براي رفع اين مشكل مي‏بايد از يك رويكرد جامع و همه‏سونگر در مديريت منابع آب استفاده كرد. اين رويكرد مديريتي نخست بايد همه سونگر باشد و نيازهاي اكولوژيك و توسعه‏اي را در كنار يكديگر مدنظر قرار دهد و بعد بر اساس بررسي و تحليل جامع ظرفيت برد )آستانه تحمل( و توان زيست محيطي بوم سازگانهاي آبي تهيه گردد(3). هدف GEF در اولويت دادن به آبهاي بين‏المللي را در حقيقت مي‏توان ايفاي نقش يك كاتاليزور يا عامل تسريع كننده دانست كه فرايند اجرايي رويكردهاي مديريتي هم‏سونگر را با رعايت ملاحظات بوم شناختي در آبهاي بين‏المللي و حوزه‏هاي آبخيز، تسهيل و تسريع مي‏كند و هدف غايي آن دستيابي به منافع زيست محيطي جهاني است. اين عمل به منظور بالا بردن آگاهي كشورها از كاركردهاي مؤثر آبهاي بين‏المللي، تعيين چگونگي اجراي فعاليتهاي همه‏سونگر در محيط زيست آبي و دستيابي به راهكارهاي لازم براي افزايش همكاري كشورهاي همسايه و ارائه راه‏حلهاي مناسب صورت مي‏گيرد(11). GEF فعاليتهاي استراتژيك زير را در خصوص آبهاي بين‏المللي مورد حمايت قرار داده است (8 و 2): - كمك به كشورها براي دستيابي به درك و شناخت بهتر از كاركردهاي زيست محيطي آبهاي بين‏المللي خود و همكاري كشورهاي همسايه به منظور تحقق آنها. - ظرفيت‏سازي در مؤسسات و سازمانها براي به كارگيري رويكردهاي همه‏سونگر و جامع با توجه به كاركردها و جنبه‏هاي زيست محيطي آبهاي فرا سرزميني و اجراي تدابير لازم با هدف حفظ يا بهبود كاركردهاي فوق. - فعاليتهاي GEF عمدتاً بر آن محيطهاي آبي متمركز خواهند شد كه به طور جدي در معرض تخريب و نابودي قرار داشته باشند. اين امر در آبهاي فرا سرزميني با توجه به شدت آسيبها و تأثيرات منفي ناشي از آلودگي آنها در بوم سازگانهاي مرتبط، انجام خواهد گرفت. در اين خصوص، اولويتها عبارتند از: - كنترل وجلوگيري ازآلودگي آبهاي سطحي وزيرزميني توسط منابع آلاينده واقع در خشكي. - كنترل و جلوگيري از تخريب سيماي بوم شناختي، به ويژه در مواردي كه جنبه‏ها و كاركردهاي زيست محيطي آبهاي فرا سرزميني به دليل جنگل‏زدايي و بيابان‏زايي در معرض تهديد يا نابودي قرار گرفته باشند. - جلوگيري از تخريب فيزيكي و بوم شناختي يا تغيير رژيم آبي در زيستگاههاي حساسِ تنوع زيستي بالا. كنترل بهره‏برداري ناپايدار از منابع زنده و غير زنده دريايي )كه در حقيقت پيامد مديريت نامناسب اين منابع است(. - كنترل آلودگيهاي ناشي از كشتيها به ويژه پخش مواد شيميايي در نتيجه شستشوي مخازن و انتقال گونه‏هاي غير بومي از طريق آب توازن كه از عوامل مهم تخريب بوم‏سازگانها و تهديد سلامتي و بهداشت جوامع انساني به شمار مي‏روند. GEF در مورد اين اولويت سه برنامه عملياتي (10) دارد كه عبارتند از: برنامه عملياتي مربوط به پيكرده‏ها )زيستگاههاي( آبي )برنامه شماره 8). برنامه عملياتي مربوط به مديريت تلفيقي بوم سازگانهاي آبي وخشكي )برنامه شماره 9). برنامه عملياتي مربوط به مواد آلاينده )برنامه شماره 10). كليه پروژه‏هاي پيشنهادي بايد در قالب اين برنامه‏ها طراحي گردند. نمونه پروژه‏هاي GEF بر اساس اولويتها (7) به اين شرحند: الف(اولويت‏تنوع‏زيستي: نوع‏پروژه نام‏كشور/كشورها نام‏پروژه بودجه‏اختصاصيGEF )ميليون دلار( منطقه‏اي كنيا، تانزانيا، اوگاندا پشتيباني سازماني براي حمايت 10/00 از تنوع زيستي در آفريقاي شرقي كشوري آرژانتين تهيه استراتژي ملي تنوع زيستي 0/35 كشوري الجزاير مديريت پارك ملي(9/20 (218 و تالابهاي آن كشوري بوتان سرمايه‏گذاري براي جهت حفاظت 10/00 از محيط زيست كشوري برزيل كمكهاي اعطايي براي 20/00 حفظ محيط زيست كشوري غنا مديريت تالابهاي مناطق ساحلي 7/20 كشوري شيلي حفاظت از تنوع زيستي و كاهش 1/80 آلودگي درياها كشوري تركيه حفاظت از تنوع زيستي ژنتيكي 5/10 گونه‏هاي بومي كشوري سريلانكا حفاظت از حيات‏وحش و مديريت 4/10 مناطق حفاظت‏شده كشوري فليپين حفاظت از مناطق حمايت شده مهم 20/00 ب( اولويت تغيير آب و هوا: نوع‏پروژه نام‏كشور/كشورها نام‏پروژه بودجه‏اختصاصيGEF )ميليون دلار( جهاني جهاني گزينه‏هاي پيشنهادي براي جلوگيري 3/00 از تخريب و نابودي كشاورزي جهاني جهاني سرمايه‏گذاري در مورد انرژيهاي تجديدپذير 5/00 و افزايش كارايي استفاده از آنها منطقه‏اي آسيا برنامه استراتژيك كاهش توليد گازهاي گلخانه‏اي 9/50 با حداقل هزينه در آسيا (ALGAS) كشوري بلغارستان استراتژي افزايش كارايي انرژي 2/58 براي كاهش انتشار گازهاي گلخانه‏اي كشوري هندوستان توسعه بهينه منابع تجديدپذير 7/50 انرژي در مناطق )تپه‏اي( كشوري لهستان تأمين روشنايي با كارايي بالاي انرژي 2/00 كشوري سوريه افزايش كارايي استفاده از انرژي و حفاظت از آن 4/70 كشوري تايلند تشويق و حمايت از افزايش كارايي 9/50 در استفاده از انرژي الكتريكي كشوري مائوريتوس فنّآوري استفاده از زايدات گياهي 3/30 صنعت قند در توليد انرژي كشوري اندونزي توليد انرژي‏هاي تجديدپذير در 4/00 نيروگاههاي خصوصي كوچك ج( اولويت آبهاي بين‏المللي: نوع‏پروژه نام‏كشور/كشورها نام‏پروژه بودجه‏اختصاصيGEF )ميليون دلار( منطقه‏اي الجزاير، مراكش، تونس مديريت آلودگي نفتي 18/26 در جنوب غربي مديترانه منطقه‏اي منطقه‏اي كنترل آلودگي صنعتي آب در بوم‏سازگان 6/00 بزرگ درياي خليج گينه منطقه‏اي منطقه‏اي جلوگيري از مديريت آلودگي دريا 8/00 )در درياهاي شرق آسيا( منطقه‏اي كنيا، تانزانيا، اوگاندا مديريت زيست محيطي درياچه ويكتوريا 35 منطقه‏اي منطقه‏اي مديريت زيستي و حمايت از درياي سياه 9/30 منطقه‏اي منطقه‏اي تهيه برنامه كاهش آلودگي حوزه درياي دانوب 3/9 كشوري مصر مهندسي تالابهاي درياچه آنزالا(4/50 (219 كشوري يمن حمايت از بوم سازگانهاي دريايي در سواحل درياي سرخ 2/8 ت( نمونه پروژه‏هاي كوچك: نوع‏پروژه نام‏پروژه بودجه‏اختصاصيGEF )دلار( بوركينافاسو كنترل فرسايش خاك و كاهش آثار بيابان‏زايي 20000 بوركينافاسو كاهش استفاده از چوب به عنوان سوخت در پخت سفال 19813 بوركينافاسو ايجاد خزانه‏هاي جنگلي و مديريت آن 18000 بوركينافاسو توسعه پايدار، مديريت اراضي جنگلي و گسترش گونه‏هاي بومي 36000 كامرون حمايت از منابع طبيعي و بازيافت زباله 47946 كامرون توليد كندوي عسل براي زنبورداري دو نوع زنبور بومي 36888 بحث و نتيجه‏گيري همان‏گونه كه پيش از اين نيز ذكر شد، لزوم توجه به محيط زيست امروزه تمامي جنبه‏هاي توسعه و به تبع آن برنامه‏ريزي‏هاي اقتصادي و اجتماعي را در بسياري از كشورها تحت تأثير قرار داده است و به نظر مي‏رسد در دنياي آينده، اين منافع زيست محيطي - به ويژه انواع جهاني آنها - در فرايند برنامه‏ريزي براي انواع توسعه، مقدم بر منافع اقتصادي، نقش اساسي را بازي كنند. در اين باره مي‏توان به عنوان مثال، حركتهاي جديدي نظير محاسبه توليد ناخالص ملي سبز را نام برد كه در آن براي محاسبه ارزشهاي پولي منابع زنده، غير زنده، بوم سازگانها و از همه مهمتر اهميت سلامت محيط زيست و فرايندهاي طبيعي در توليد كالا و خدمات و محاسبه ارزش افزوده تلاش مي‏شود. به عبارت ديگر در محاسبه قيمت يك كالا بايد ارزش آب و هواي سالم در كنار هزينه‏هاي احتمالي براي رفع آلودگي‏ها و جبران ساير آسيبهاي وارده بر محيط زيست نيز لحاظ شود و نمي‏توان آن را نتيجه فقط برآيند ساده عوامل توليد و تقاضاي بازار درنظر گرفت. بدين ترتيب فعاليتي نظير خشك كردن اراضي تالابي براي تبديل آنها به اراضي كشاورزي كه در كوتاه مدت به دليل افزايش توليد محصولات كشاورزي و اقتصادي موجه جلوه مي‏كند در تفكر سيستماتيك زيست محيطي به دليل آثار منفي، نظير كاهش سطح آبهاي زيرزميني، شور شدن اراضي، كاهش ذخاير شيلاتي و تخريب زيستگاههاي حيات وحش، مردود و غير اقتصادي تلقي مي‏شود. فقدان توان سرزمين براي استفاده كشاورزي در اين مثال موجب مي‏شود كه در درازمدت امكان ادامه فعاليت وجود نداشته باشد و اين اراضي رها كرد. در اين مثال به خوبي مي‏توان مشاهده نمود كه در دراز مدت ساكنان منطقه از آثار مثبت وجود تالاب به عنوان يك منبع مطمئن براي تأمين و ذخيره آب سالم و بهداشتي، جلوگيري از جاري شدن سيل، بهره‏برداري از منابع شيلاتي و ساير فعاليتهاي درآمدزا نظير شكار يا اكوتوريسم )توريسم طبيعت( محروم مي‏شوند و مهمتر از همه، حذف تالاب مي‏تواند باعث بروز آشفتگي در كاركردهاي طبيعي منطقه و سرانجام افت كيفيت سرزمين گردد. متأسفانه در بيشتر موارد، اين نكته مهم از ديد برنامه‏ريزان پوشيده مي‏ماند كه براي بهبود كيفيت سرزمين و بازگشت بوم سازگان به وضعيت اوليه خود بايد مقادير هنگفتي هزينه گردد و در اكثر موارد نيز نمي‏توان به وضعيت قبلي دست يافت. البته نبايد از هزينه‏هاي لازم براي رفع يا كاهش آثار منفي اجتماعي - اقتصادي كه معمولاً در نتيجه افزايش بيماريها، آفات، فرسايش خاك، سيل و آلودگيهاي خاك، هوا و آب بر جامعه تحميل مي‏شوند نيز غافل ماند. تجارب تلخ كشورهاي آسياي جنوب شرقي و حتي كشور ما )تالاب انزلي، تالاب سولغان و گندمان چهارمحال و بختياري( شاهد خوبي بر اين مدعا است. به هر حال ذكر اين مثال - كه نمونه‏هاي مشابه آن را در بسياري از كشورها و من جمله كشور خودمان نيز مشاهده مي‏شود - نشان‏دهنده آن است كه توسعه بخشي و يك جانبه به دليل بي‏توجهي به بستر آن يعني محيط زيست، نمي‏تواند راه مناسبي براي جامعه بشري در دنياي آينده باشد و حتي مي‏تواند در صورت ادامه با آثار منفي نظير تغييرات شديد آب و هوايي، تخريب لايه اوزن، نابودي تنوع زيستي و آلودگي محيط زيست، موجب نابودي حيات بر روي كره زمين گردد. براي رفع اين معضل همان‏طور كه پيش از اين نيز اشاره شد، راه‏حلي به نام توسعه پايدار ارائه شده كه بر طبق آن كليه كشورهاي جهان بويژه پس از كنفرانس ريو، سعي در هماهنگ ساختن فرايندهاي توسعه ملي خود براي تحقق اين هدف دارند. اما برنامه‏ريزي براي توسعه پايدار و تحقق اهداف آن نيازمند دانش، تخصص و از همه مهمتر، صرف هزينه است كه فقدان يا كمبود آنها همواره مانعي جدي بر سر راه تحقق كامل توسعه پايدار در كشورهاي در حال توسعه بوده است. حال با توجه به وجودكمهاي مالي و فني GEF در اين باره و تجارب موفق ساير كشورها به ويژه هند و چين و از همه مهمتر تمايل و ضرورت حركت همه جانبه براي توسعه پايدار در كشور، بايد بهره‏برداري از اين‏گونه تسهيلات، مورد توجه بيشتر سازمانها و ارگانهاي نظير وزارت جهاد، سازمان حفاظت محيط زيست، وزارت كشاورزي، وزارت نيرو، سازمان بنادر و كشتيراني، وزارت راه و ترابري، وزارت صنايع و حتي بخش خصوصي به ويژه سازمانهاي غير دولتي قرار گيرد. البته همان‏گونه كه در گذشته نيز اشاره شد، كليه فعاليتهاي تحت حمايت GEF بايد در قالب يك يا چند اولويت از اولويتهاي چهارگانه آن )تغييرات آب و هوا، تنوع زيستي، تخريب لايه ازون و آلودگي آبهاي بين‏المللي( طراحي شوند و از همه مهمتر، داراي منافع زيستي محيطي جهاني و هماهنگ با اهداف توسعه ملي كشور متقاضي قرار قرار باشند. اين كمكها در سه سطح كوچك(50) (220 هزار دلار امريكا(، متوسط(750) (221 هزار دلار امريكا( و كلان(3) (222 تا 8 ميليون دلار امريكا كه بسته به مورد ميزان آنها افزايش مي‏يابد( ارائه مي‏شوند. به عنوان مثال اگر كشور جمهوري اسلامي ايران قصد داشته باشد شبكه‏اي از نيروگاههاي مازوت سوز را براي تأمين نيروي الكتريسيته تأسيس كند، GEFهزينه‏هاي اضافي لازم براي تبديل اين نيروگاهها به نيروگاههاي گازسوز را تقبل مي‏كند؛ چرا كه تبديل‏سيستم‏سوخت‏مازوت به‏گازموجب كاهش‏حجم‏گازهاي‏گلخانه‏اي‏مي‏شودواين،يك‏منفعت زيست محيطي جهاني است. حال با توجه موارد ياد شده، پيشنهادهاي زير ارائه مي‏گردند: 1- توجه به استراتژي عملياتي، اولويتهاي ويژه و برنامه‏هاي عملياتي GEFنشاندهنده آن است كه زمينه‏هاي بسيار زيادي براي بهره‏برداري از كمكهاي مالي و فني اين تسهيلات در داخل كشور وجود دارد. با توجه به آنكه فرايند توسعه در كشور به دليل منافع درازمدت آن و فشارها و قوانين مختلف بين‏المللي راهي جز جانشين كردن توسعه پايدار به جاي توسعه بخشي ندارد يابد علاوه بر ايجاد زمينه‏هاي فني و تخصصي لازم، براي تأمين هزينه‏هاي بعضاً هنگفت آن نيز تمهيداتي بينديشد تا تبديل آن از مرحله شعار به عمل با سرعت بيشتري انجام گيرد. وابستگيهاي زياد اقتصاد ايران به درآمد حاصل از فروش نفت و ضرورت دستيابي هر چه سريعتر به استانداردهاي جهاني توسعه يافتگي از يك طرف و حاكميت ديدگاههاي لوكس و تشريفاتي به مقوله محيط زيست از طرف ديگر، مي‏تواند در صورت بي‏توجهي، آسيبهاي جبران‏ناپذيري را به منابع طبيعي، به‏طور خاص و محيط زيست كشور، به طور كلي وارد آورد كه آثار منفي آن را مي‏توان در تخريب گسترده جنگلها و مراتع، آلودگي سواحل و روخانه‏ها، افت كمي و كيفي منابع آب سطحي و زيرزميني، خشكسالي، فرسايش شديد خاك، كاهش سطح اراضي كشاورزي و آلودگي روزافزون سكونتگاههاي انساني مشاهده نمود تمامي موارد ياد شده با از بين بردن بستر توليد، مي‏تواند اقتصاد ايران را با به پايان رسيدن منابع نفتي يا كاهش قيمت آن به ورطه نابودي بكشاند. علاوه بر اين، هزينه‏هاي بسيار هنگفتي نيز بايد براي رفع يا كاهش آنها بر ملت تحميل گردد. بنابراين استفاده از هر گونه كمك مالي يا فني كه بتواند به جاي فرايندهاي مخرب فعلي، انواع سازگار با محيط زيست را جانشين كند، يك وظيفه ملي و يك فعاليت اقتصادي است. 2- مهمترين فعاليتهايي را كه در قالب اولويت تغييرات آب و هوا مي‏توانند براي استفاده از كمكهاي GEF پيشنهاد شوند مي‏توان در موارد زير خلاصه كرد: كليه فعاليتهايي كه در مقياس ملي براي حفاظت از انرژي و افزايش كارايي استفاده از آن طراحي و اجرا مي‏شوند.اين فعاليتها شامل تقويت بنيه تشكيلاتي سازمانهاي دولتي و خصوصي ذي‏ربط در بخش انرژي، برگزاري دوره‏هاي آموزشي براي كارشناسان و مردم و ايجاد شركتهاي خدماتي يا تأسيسات لازم براي افزايش كيفيت استفاده از انرژي در جامعه است. هر گونه سرمايه‏گذاري براي ترويج و افزايش استفاده از انرژيهاي تجديدپذير شامل به كارگيري سلولهاي خورشيدي مولد الكتريسته، بيوگاز، توربينهاي بادي و توربينهاي آبي در مقياس كلان و خرد. در اين خصوص، توسعه فن‏آوريهاي جديد مانند به كارگيري توربينهاي پيشرفته گازي، و نيروگاههاي بزرگ بادي يا خورشيدي به دليل كاهش توليد گازهاي گلخانه‏اي مي‏توانند از حمايتهاي مالي GEF برخوردار گردند. كليه فعاليتهايي كه به منظور افزايش ميزان جذب گازهاي گلخانه‏اي در سطح كلان به اجرا درمي‏آيند كه بيشتر شامل ايجاد پوششهاي سبز به ويژه عرصه‏هاي جنگلي مي‏گردند. 3- وجود بوم سازگانهاي منحصر به فرد با تنوع بالاي گونه‏هاي گياهي و جانوري در قسمتهاي مختلف كشور، شامل كليه عرصه‏هاي جنگلي و مرتعي به ويژه در شمال و غرب كشور، مناطق بياباني و بوم سازگانهاي كويري، رودخانه‏ها و تالابهاي بين‏المللي، مناطق ساحلي و جزرومدي و خورها و مصبها و درياچه‏هاي مهم وارزشمند در سطوح منطقه‏اي و جهاني، فرصت بسيار مناسبي را براي استفاده از كمكهاي بين‏المللي در امر حفاظت، مديريت و بهره‏برداري پايدار از تنوع زيستي در داخل كشور فراهم آورده است. مهمترين فعاليتهاي تحت حمايت عبارتند از: حفاظت، حمايت، مديريت و ترويج بهره‏برداري پايدار در بوم سازگانهاي كوهستاني، جنگلي، خشك و نيمه خشك و ساحلي - دريايي )شامل آبهاي داخلي( كه در آنها يكي از انواع مهم تنوع زيستي شامل گونه‏ها، بوم سازگانها يا تلفيقي از هر دو وجود دارد. در اين بين ذخيره‏گاههاي زيستكره، مناطق تحت مديريت كنوانسيون رامسر، ذخيره گاههاي جنگلي و مكانهاي ميراث فرهنگي جهاني از اولويت برخوردارند. برنامه‏هاي آموزشي براي ارتقاي سطح آگاهي عمومي از ارزشهاي تنوع زيستي و لزوم حمايت و حفاظت از آن در كنار تبادل اطلاعات، تهيه فهرستِ گونه‏هاي گياهي وجانوري در معرض‏تهديد،ياروبه‏انقراض وترويج روشهاي‏بهره‏برداري‏پايدارباتكيه براستفاده از دانش بومي. برنامه‏ريزي براي شناسايي و حفاظت از خويشاوندان وحشي گونه‏هاي اهلي گياهي و جانوري به عنوان منابع ژنتيكي اصلاح‏نژاد، با هدف تأمين امنيت غذايي. معرفي‏واجراي روشهاي‏نوين مديريت‏تلفيقي‏بوم‏سازگانهادرطرح‏ريزي فرايند ملي توسعه. 4- مهمترين فعاليتهاي GEF در قالب اولويت ويژه آبهاي بين‏المللي را مي‏توان در موارد زير خلاصه كرد: كليه پروژه‏هايي كه در آنها، افت كيفيت آبهاي بين‏المللي در نتيجه آلودگي به مواد آلاينده به ويژه مواد سمي شيميايي، آلوده كننده‏هاي پايدار آلي، عوامل بيماري‏زا، زباله‏هاي بيو )قابل تجزيه( و رسوبات و مواد آواري مورد توجه قرار بگيرد و روشهاي كاربردي براي كاهش يا حذف محيط آبي به اجرا درآيند. پروژه‏هايي كه در آنها روشهايي براي اصلاح توسعه بدون برنامه و ترويج مديريت بهينه و پايدار مناطق ساحلي با هدف جلوگيري از تخريب ساختار فيزيكي و سيماي بوم شناختي به مرحله اجرا درآيند. كليه پروژه‏هايي كه در آنها روشهاي بهره‏برداري پايدار از منابع زنده و غير زنده مورد توجه قرار گيرند. كليه پروژه‏هايي كه در آنها نسبت به مهار و رفع معضلات زيست محيطي ناشي از معرفي يا انتقال گونه‏هاي وارداتي )غير بومي( اقدام مي‏گردد. 5- با توجه به آنكه بيشتر كمكهاي GEF در زمينه اولويت تخريب لايه اوزن به كشورهاي با اقتصاد در حال انتقال )تازه استقلال يافته( اختصاص داده شده، اين اولويت در مقاله مورد توجه جدي قرار نگرفته است. لازم به ذكر است كه كمكهاي بين‏المللي براي كاهش مصرف مواد تخريب كننده لايه اوزن در چارچوب پروتكل مونترال قابل دسترسي و استفاده‏اند. 6- يكي از ويژگيهاي مهم پروژه‏هاي GEF قابليت به عبارت ديگر، تمامي پروژه‏هاي ارائه شده در جداول قبل در صورت وجود معضل مشابه و ارائه راه حل مناسب، قابل تعريف و ارائه به GEF است، به نحوي كه بسياري از پروژه‏هاي پيشنهادي توسط كشورهاي جهان با لحاظ كردن ويژگيهاي ملي و محيطي، مشابه هستند و بي‏شك اين مهم مي‏تواند از سوي كشورمان نيز مدنظر قرار گيرد. در خاتمه ذكر اين نكته ضروري است كه استفاده از منابع مالي GEF در بين كشورهاي در حال توسعه به صورت فزاينده رو به گسترش نهاده و بديهي است كه هرگونه بي توجهي نسبت به منابع ياد شده در نهايت نوعي ضرر و زيان در عرصه‏هاي مختلف اقتصادي، علمي و فني محسوب مي‏شود و به علاوه موجب محروميت كشورمان از مزاياي سياسي اين‏گونه فعاليتها در عرصه‏هاي بين‏المللي خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 19:52  توسط امير.اوسط  |