تبليغاتX
فصل سبز
اين وبلاگ در مورد مسائل زيست محيطي مي باشد.

در طبیعت , موجودات زیادی هستند که متاسفانه ما انسانها به این موجودات بی توجه هستیم و یا حتی با دید کوچکی و بی ارزش بودن , به این موجودات
نگاه میکنیم .

به علت شناخت کم ما انسانها از دنیای اطراف , این موضوع دارای جنبه های مختلفی هستش .

حتی در دنیای گیاهان هم این موضوع کاملا مصداق داره .... مثال بارز این موضوع در گیاهان و گلها , گیاه کاکتوس میباشد .

هر وقت اسم کاکتوس میاد , اکثر ما به یاد یه گیاهی ضخیم و تیغ دار می افتیم که داخل بیابانهای خشک و گرم پیدا میشه .
در صورتی که این گیاه یعنی کاکتوس , یکی از متنوع ترین و زیباترین گونه های گیاهی به شمار می آید .

به علت تنوع زیاد این گیاه و همچنین آشنایی با انواع گونه های این گیاه , تصمیم گرفتم که , معرفی و عکس های این گونه گیاهی ,را در بخش گیاهشناسی مد نظر قرار بدم.

برای شروع کار هم تصمیم دارم که ابتدا یه سری عکس از گونه های زیبای این گیاه رو قرار بدم و به تدریج وارد معرفی انواع گونه های کاکتوس بشم .

کاکتوس در ابتدا تنها در شمال و جنوب و نواحی مرکزی امریکا رشد می‌‌کرد اما امروزه در بسیاری از مناطق گرم و خشک جهان توسط مردم پراکنده شده است .
کاکتوس طی طوفانهای ناگهانی آب ذخیره کرده و آب ذخیره شده را طی ماه‌های خشکسالی به مصرف می‌‌رساند.
بیشتر کاکتوسها ریشه‌های عمیقی داشته و ساقه شبکه مانندی دارند که به‌عنوان منبع ذخیره آب عمل می‌کنند .
ساقه کاکتوس توسط تیغ‌هایی محافظت می‌‌شود کاکتوسها برگهای خیلی کوچکی داشته و یا اصلاً برگ ندارند.

کاکتوس‌ها به سه زیر خانواده تقسیم می‌شوند:
Pereskia
Opuntia
Cerea

خاک کاکتوس‌ها , باید شنی رسی و درصد بیشتری از شن یا سنگریزه باشد.
کاکتوس‌ها آبیاری منظم و با فواصل بیش از گیاهان معمول نیاز دارند و بسته به سرعت رشد و فصل , تعداد و فواصل آبیاری تنظیم می‌شود.
کاکتوس‌ها در مناطق گرم و پر نور رشد می‌کنند زیرا بومی آمریکای لاتین هستند.
کاکتوس‌ها به نور زیادی احتیاج دارند و در محیط‌های کم نور معمولا رشد علفی می‌کنند و منظره ظاهری آن‌ها از حالت کاکتوس بودن خارج می‌شود.


بعدا به تدریج در مورد انواع کاکتوسها و شرایطشون بیشتر و کاملتر میگم .

همونطوری هم که گفتم فعلا میخوام یه سری عکس از انواع کاکتوسها بذارم تا با یه دید جدیدی به سراغ این گیاه بریم .

 1377.jpg

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 22:6  توسط امير.اوسط  | 

 
 
مشاور عالی سازمان محیط زیست کشور، دلیل انقراض گونه یی خاص از آهو در دشت مغان را بی توجهی مردم و مسوولان عنوان کرد و از شناسایی این گونه های خاص در قسمتی از کشور و بازگرداندن و تکثیر آن به کمک شرکت کشت و صنعت و دامپروری مغان به این منطقه خبر داد.
یزدانی در نخستین همایش علمی طبیعت گردی منطقه شمال غرب و غرب کشور در اردبیل با اشاره به اینکه ۱۶۷ گونه جانوری در استان اردبیل شناسایی شده است، افزود؛ متاسفانه برخی از این گونه های باارزش در حال انقراض و آسیب است و تعداد آنها آن قدر انگشت شمار است که نمی تواند برای جذب گردشگر مفید واقع شود و باید در جهت تکثیر این گونه ها با برنامه ریزی دقیق و مناسب و کارشناسی شده با مدیریت قوی تلاش شود و پکیج سفری این استان احیا شده و گسترش یابد.
وی با اعلام اینکه ۶۶۷ گونه گیاهی در استان اردبیل شناسایی شده است اظهار داشت؛ اگر جهت مطالعه گونه های گیاهی در این استان بودجه کافی اختصاص یابد بیش از پنج هزار گونه گیاهی شناسایی خواهد شد که نیاز به جانمایی و احیا دارد.
مشاور عالی سازمان حفاظت از محیط زیست گفت؛ بیش از ۸۰ درصد فرهنگ گردشگری و صنایع دستی استان اردبیل از طبیعت نشأت گرفته و این استان را پایه گذار گردشگری طبیعی کرده است.
وی با بیان اینکه در موضوع طبیعت گردی، منابع طبیعی احیا یا نگهداری می شود، گفت؛ در طبیعت گردی، نوعی فروش دیدار طبیعت است که درآمد حاصل از آن در مقایسه با صادرات نفت که به صورت خام صورت می گیرد باارزش تر و اقتصادی تر است.
مشاور عالی سازمان حفاظت از محیط زیست با بیان برخی از مشکلات موجود در توسعه گردشگری طبیعت و وجود موضوعی به عنوان محیط زیست در این زمینه گفت؛ در گذشته در حفظ طبیعت ما تنها نگهبانان صرف تلقی می شدیم، در حالی که احیای زیستگاه های طبیعی و حفظ آنها به عنوان کار عمرانی است که باید در این امر مورد توجه قرار گیرد.
وی با اظهار تاسف از عدم استفاده از پتانسیل های زیست محیطی و گردشگری در کشور گفت؛ با هدف گذاری و تعریف صحیح از سفر و احیای مناطق گردشگری و زیست بومی می توانیم همچون کشور کنیا که از مهمترین منابع اقتصادی برخوردار است و میلیون ها دلار از این منبع درآمد دارد، کسب درآمد و جذب توریست کنیم.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 0:26  توسط امير.اوسط  | 

تاخت‌وتاز شكاركش‌ها به دور از چشم قانون ادامه دارد.

خلأ شديد قانوني از يك سو  و ارزش‌هاي فوق‌العاده تاكسيدرمي در خارج از كشور سبب شده تا افراد سودجو براي ثروت اندوزي از هيچ جنايتي دريغ نكنند تا آنجا كه گاه محيط‌بانان دلير و شريف قرباني اين مطامع مي‌شوند.

وقتي بنابر قانون،  مجازات مجرماني از اين دست، حداكثر 2ميليون تومان و حبس از 91روز تا 3سال باشد، بديهي است  برخي در قبال كسب سودهاي چند صدميليوني دست به هر تخلفي بزنند.

 به‌نظر مي‌رسد پيش از هرچيز بايد مسئولان محيط‌زيست و  مسئولان قضائي چاره‌اي براي مقابله با اين تخلفات بينديشند و قوانيني وضع كنند كه ديگر كسي جرأت ارتكاب چنين جرايمي را نداشته باشد. همان‌گونه كه در چين براي كشتن پاندا مجازات اعدام در نظر گرفته شده مي‌توان با وضع قوانين مشابه در ايران، مانع از انقراض گونه‌هايي چون پلنگ و يوزپلنگ شد.

« طبيعي است وقتي روي يك سايت اينترنتي فهرست بيش از 500نوع پرنده از سار و كبوتر گرفته تا اردك سرسفيد، قو و فلامينگو براي شكار به خارجي‌ها عرضه مي‌شود وضعيت حيات‌وحش كشور به چنين وضعيت اسفباري تبديل مي‌شود.

 در اين سايت گونه‌هايي به‌عنوان شكار معرفي شده كه طي 35سال تنها 2بار در طبيعت ايران رويت شده‌اند. در همين سايت از جانوراني چون قوچ البرز مركزي، قوچ لارستان، قوچ اصفهان، آهو، جبير و گورخر نيز به‌عنوان شكار نام برده شده و بهاي هرگونه نيز اعلام شده است.

اين در حالي است كه در كشور پاكستان براي مجوز شكار يك رأس قوچ(كه تار ناميده مي‌شود) 50هزار دلار دريافت مي‌شود. البته نصف اين درآمد به شكاربانان و محيطزيست منطقه اختصاص دارد. اما در كشور ما اين‌گونه حيات‌وحش تاراج مي‌شود»؛ اين گفته هاي دكتر اسماعيل  كهرم، كارشناس حيات‌وحش درخصوص وضعيت نابسامان شكار در ايران است.

اسدالله افلاكي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 0:19  توسط امير.اوسط  | 

جنگل‌هاي هيركاني شمال به‌عنوان ميراث طبيعي بشر ثبت مي‌شود.

جنگل‌هاي هيركاني يا خزري كه با مساحت كنوني در حدود يك ميليون و 848 هزار هكتاردر حاشیه جنوبی دریای خزر و در امتداد دامنه‌هاي شمالي رشته كوه البرز از آستارا درغرب تا گيلداغي در شرق قرار گرفته به واسطه قدمت بيش از 2‌ميليون سال، يكي از قديمي‌ترين جنگل‌هاي جهان محسوب شده و عمر آن حتي از جنگل‌هاي آمازون، گينه و سوماترا هم بيشتر است.

اين قدمت طولاني موجب شده تا‌ جنگل‌هاي هيركاني ايران يكي از مهم‌ترين ذخيرگاه‌هاي زيست‌كره بشر به شمار‌ آيد و از اين نظر ثبت آن در فهرست ميراث طبيعي زمين ضمن جلب توجه جهانيان و اهميت اكولوژيكي اين جنگل‌ها باعث خواهد شد تلاش‌ها براي حفاظت از آن تقويت شود.

اين جنگل‌ها طي سال‌هاي اخير همواره در معرض تخريب و تغيير كاربري بوده و از همين رو كارشناسان بارها نسبت به نابودي اين ذخيره‌گاه ژنتيكي هشدار داده بودند و ثبت اين جنگل‌ها را به‌عنوان ميراث طبيعي بشر راهكار حفظ آنها از خطر دانسته بودند.

آرش كوشا، دبيركميته ملي طبيعت‌گردي، كه به عملكرد اين كميته اشاره مي‌كرد با بيان اين مطلب، به خبرنگاران گفت: تا پايان امسال 500 اثر طبيعي در كشور ثبت ملي مي‌شود و در همين حال در توافقي كه با يونسكو داشته‌ايم بحث ثبت جنگل‌هاي هيركاني را به‌عنوان ميراث جهاني پيگيري كرده‌ايم كه منجر به توافقات اوليه ميان كميته ملي طبيعت‌گردي و يونسكو شده است.

وي در اين باره با اشاره به اينكه جنگل‌هاي خزر يا هيركاني متعلق به دوره سوم زمين‌شناسي هستند افزود: ما در حال پيگيري اين توافق هستيم و اميدواريم تا پايان سال به نتيجه برسيم.

كوشا در پاسخ به اين سؤال كه دبير كل سازمان جهاني جهانگردي با اين بحث كه ايران جزو 5 كشور طبيعي دنيا  معرفي شده مخالف است تأكيد كرد: كارشناسان ما شاخص‌هايي براي اين تقسيم‌بندي دارند كه  تنوع زيستي ايران مبناي آن بوده و اين موضوع به تأييد پروتكل حياتي حفاظت  از تنوع زيستي نيز رسيده است.

اين مدير سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي با اشاره به بحث اكوموزه‌ها و تأكيد بر بهر‌برداري درست از چنين پتانسيلي گفت: تا كنون راه‌اندازي 5  اكوموزه عشايري به تصويب رسيده است و اكوموزه عشايري فارس به‌عنوان يك ظرفيت فوق‌العاده در گردشگري به‌عنوان نخستين طرح آغاز به كار كرده است كه مطالعات آن انجام شده  است.

سينا قنبرپور

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 0:14  توسط امير.اوسط  | 

موزه تاريخ طبيعي فلوريدا" به منظور جمع‌آوري پول براي تحقيقات در زمينه پروانه‌ها، حق نام‌گذاري يك گونه پروانه كه به تازگي كشف شده است را در اينترنت به مزايده خواهد گذاشت.

به گزارش خبرگزاري يونايتدپرس از گينس ويل در فلوريدا، اين گونه جديد "‪ "owl butterfly(‬جغد پروانه) كه سال جاري توسط "جرج آوستين" و "اندرو وارن" محققان "دانشگاه فلوريدا" كشف شد، طي بيش از يكصدسال اخير، نخستين پروانه‌اي است كه در گروه جغدپروانه‌ها نام‌گذاري مي‌شود.

وارن كه يك دستيار فوق دكترا در اين موزه است گفت، بسيار شگفت‌آور است كه تاكنون چنين پروانه بزرگ و چشمگيري تاكنون از چشم محققان دور مانده است.

در جريان نام‌گذاري اينترنتي اين پروانه كه گمان مي‌رود اولين مزايده اينترنتي نام يك پروانه در آمريكاي شمالي باشد، در پايان برگزاري عمومي مزايده در روزهاي ‪ ۲۲‬اكتبر تا دوم نوامبر (‪ ۳۰‬مهر تا ‪ ۱۱‬آبان) در پايگاه اينترنتي به آدرس ‪ ،iGavel.com‬پيشنهادكننده بالاترين قيمت، نام اين گونه را اعلام مي‌كند.

شخص برنده، در چارچوب قوانين "كميسيون بين‌المللي در زمينه فهرست واژه‌هاي جانور شناسي" نام مطابق ميل خود را براي توصيف رسمي اين گونه به كار خواهد برد و از آن پس در تمامي نشريات علمي و كتابچه‌هاي راهنماي منطقه‌اي، از اين نام استفاده خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 0:27  توسط امير.اوسط  | 

 
رئیس فراكسیون محیط زیست مجلس درباره سرنوشت ارسال نامه مجلس به سازمان ملل برای جلوگیری از ساخت جزایر مصنوعی امارات در آب‌های خلیج فارس گفت: این نامه بی‌پاسخ ماند.
امارات متحده عربی قصد دارد تا ۱۰ سال آینده بیش از ۳۲۵ جزیره مصنوعی در آب‌های خلیج فارس بسازد و امكاناتی چون خطوط راه‌آهن، سكونت‌گاه و گردشگاه در آن‌ها مهیا كند كه اگر همچنان بدون واكنش‌ مناسب كشورهای حاشیه خلیج فارس مواجه شود دیگر كسی گونه‌های زیستی نادر خلیج همیشه فارس را به یاد نخواهد آورد.
امارات متحده عربی پس از سال‌ها ادعای بی‌اساس بر سر مالكیت جزایر طبیعی سه‌گانه تنب بزرگ، تنب كوچك و ابوموسی حالا درصدد ساخت ۳۲۵ جزیره مصنوعی در آب‌های خلیج فارس است كه به گفته روزنامه «البیان» چاپ امارات برای احداث این پروژه‌ها میلیاردها دلار هزینه شده و بیش‌ترین این پروژه‌ها متعلق به دوبی و در حدود ۳۰۰ جزیره خواهد بود.
محمدجعفر سادات موسوی، رئیس فراكسیون محیط زیست مجلس درباره آخرین وضعیت نامه ارسال شده خود به سازمان ملل به خبرنگار فارس می‌گوید: نامه‌ای را كه در شهریور سال گذشته با پست فوری به سازمان ملل برای اعتراض به ساخت جزایر مصنوعی در آب‌های خلیج فارس و تهدیدات زیست محیطی ناشی از آن نوشتیم متأسفانه چون وزارت امور خارجه كشور حاضر به مداخله در این امر نشد، این نامه یك نامه عادی تلقی شد و بی پاسخ ماند.
وی در ادامه گفت: نامه‌ای كه از طرف وزارت امور خارجه یك كشو ارسال نشود تأثیر سیاسی و حقوقی خود را نخواهد داشت و تأثیر قاطع ندارد.
در حال حاضر مسئولان سازمان منطقه‌ای خلیج فارس (راپمی) در پی این هستند كه توافق كشورهای حاشیه خلیج فارس را برای اعتراض به این حركت امارات جمع كنند چون كشورها به تنهایی، خود را درگیر این مسائل نمی‌كنند.
فاطمه واعظ جوادی، رئیس سازمان محیط زیست نیز در این باره به خبرنگار فارس گفت: می‌خواهیم هیئت وزیران كشورهای حاشیه خلیج فارس، چارچوب‌های قانونی محدود كننده‌ای را تصویب كند كه كشورها ملزم به اجرای آن باشند كه در غیر این صورت هر كشوری با یك ارزیابی زیست‌محیطی دست‌كاری شده می‌آید و برای محیط زیست مشكل‌ساز می‌شود كه به عنوان مثال قانونی می‌توان گذاشت كه در خلیج فارس هیچ ساخت و سازی توسط هیچ كشوری صورت نگیرد.
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با بیان این‌كه ۱۲ مایل از سواحل دریا جزء آب‌های سرزمینی هر كشوری محسوب می‌شود، گفت: هر كشوری حق ساخت این جزایر را در آب‌های تحت مالكیت خود دارد مگر این‌كه در رفت‌وآمد كشتی‌ها خلل ایجاد كند.
جوادی تأكید كرد: اگر مشكلی در خلیج فارس ایجاد شود به تمام كشورهای حاشیه ضرر می‌رساند و فقط كشور خاصی متضرر نمی‌شود.
وی گفت: كشورهای دیگر حاشیه خلیج فارس تاكنون نسبت به ساخت جزایر مصنوعی در امارات اعتراضی نداشته‌اند.
خلیج فارس دریای نیمه‌بسته‌ای با حساسیت‌های ویژه‌ای است و وجود اكوسیستم‌هایی مثل جنگل‌های حرا، آب‌سنگ‌های مرجانی و علفزارهای دریایی بر حساسیت و اهمیت این اكوسیستم افزوده است.
 
خبرگزارى فارس
 
مطلبی در مورد جزایر مصنوعی دبی اینجا
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 16:57  توسط امير.اوسط  | 

شماری از طرفداران محیط زیست گیلان با تجمع در محل ساخت جاده كنار گذر انزلی خواستار اصلاح ۳ كیلومتر از مسیر جاده شدند.
معترضان در حدود یك ساعت در این محل تجمع آرام داشتند و به خواندن دعا، قرآن و نماز پرداختند.
عضو هیأت مدیره NGO شبكه سبز گیلان و مدیر عامل سپاه جنگل در مورد هدف این تجمع به خبرنگار ایرنا گفت: ما خواستار اجرای جاده كنار گذر براساس مصوبه دولت كه در آن اصلاح ۳ كیلومتر مسیر جاده لحاظ شده هستیم. «سعید عباسی» اظهار داشت: اگر این مسیر تغییر نكند بخش شمالی و جنوبی تالاب انزلی از هم جدا می شود و بخش هایی از تالاب خشك خواهد شد. وی متذكر شد: تالاب انزلی از زیستگاه های نادر جانوری و گیاهی جهان به شمار می رود و حفظ آن وظیفه هر ایرانی و گیلانی است.
 
 

عباسی خاطرنشان كرد: ما با توسعه و عمران و ساخت جاده كنار گذر مخالفتی نداریم ولی معتقدیم باید به عوامل مختلف از جمله آسیب نرسیدن به محیط زیست كه لازمه توسعه پایدار است، توجه كرد. جاده كنارگذر انزلی كه ساخت آن از سال ۱۳۷۷ در كنار تالاب انزلی آغاز شد، پس از گذشت ۹سال همچنان نیمه كاره و محل مناقشه است. به گفته كارشناسان محیط زیست، ساخت كنارگذر از مسیر فعلی موجب وارد شدن آسیب به تالاب انزلی، خشك شدن بخش هایی از تالاب، پسروی آب تالاب به طرف شهر صومعه سرا و به هم خوردن كریدور تاریخی مهاجرت پرندگان از شمال كره زمین به جنوب آن خواهد شد.
روزنامه ايران
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 2:55  توسط امير.اوسط  | 

عضو کارگروه شکار ، صید و تکثیر در کمیته ملی اکوتوریسم گفت: اگرچه برخی مسئولان سازمان محیط زیست از بیان شفاف بحران زیستگاه ها به نحوی امتناع می کنند اما کارشناسان و دست اندرکاران بر این امر واقف هستند که وضعیت نگران کننده ای در حوزه زیستگاه ها در حال وقوع است.
دکتر اسرافیل شفیع زاده در خصوص وضعیت زیستگاه های حیات وحش در کشور، اظهار داشت: آنچه در ارتباط با زیستگاه های کشور می توان عنوان کرد وضعیت نگران کننده آنهاست.
وی افزود: اگرچه مسئولان سازمان محیط زیست از بیان شفاف بحران زیستگاه ها به نحوی امتناع می کنند اما کارشناسان و دست اندرکاران مسایل محیط زیست بر این امر واقف هستند که وضعیت نگران کننده ای در حوزه زیستگاه ها در حال وقوع است.

نقد: خبرگزارى مهر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 2:45  توسط امير.اوسط  | 

به منظور احیا و حفظ نسل گوزن زرد ایرانی ۱۰ رأس از این گونه نادر جهانی در محل «تونل رنو» واقع در كوههای زاگرس استان ایلام رهاسازی شد.
حسین محمدی مدیركل محیط زیست ایلام گفت: زیستگاه اصلی گوزن زرد ایرانی كوه های زاگرس است كه حدود ۸۰ سال پیش نسل این حیوان در منطقه منقرض شد و اكنون به منظور بازگرداندن گوزن زرد به زیستگاه اصلی خود یعنی دامنه های زاگرس، ۱۰ رأس از این حیوان به طور آزمایشی در محل تونل رنو رهاسازی شد.
وی با اشاره به این كه ۱۰ هكتار از مساحت منطقه با اعتبار ۶۰۰ میلیون ریالی برای زیست گوزن زرد حصاركشی شده است، افزود: در صورتی كه شرایط زیست این گونه در استان مناسب باشد در فاز دوم طرح، ۱۵۰ هكتار دیگر حصاركشی خواهد شد.
مدیركل محیط زیست ایلام با بیان این كه ایجاد سایت قرنطینه گوزن زرد ایرانی آینده خوبی را از نظر اكوتوریستی برای استان فراهم می كند، گفت: از آن جایی كه این گونه گوزن در سطح كشور و حتی جهان نادر است، پرورش آن در ایلام موجب جذب گردشگران طبیعی خواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 2:37  توسط امير.اوسط  | 

گزارشی از طرح جلوگیری از انقراض گونه های باارزش"شیر ایران"

المپیك آسیایی ۱۹۷۴ تهران. به ورزشكارانی كه مدال طلای این مسابقه ها را به دست می آورند عروسكی به شكل سمبل این دوره از رقابت ها را می دهند. سمبل بازی های تهران شیر است. شیر ایرانی در تمام جهان معروف است و انتخاب سمبل شیر قابل پیش بینی بود. اصلاً هرجا و در هر رشته ورزشی می خواهیم به میدان برویم می گویند شیربچه های ایران در میدان. اما همان سالی كه حتی عروسك های شیر در بازی های آسیایی تهران به قهرمانان اهدا می شد حدود ۲۵ سال بود كه از شیر ایرانی خبری نبود.
«شیر ایرانی» آخرین بار حدود ۶۰ سال پیش در منطقه دز و كرخه دیده شد و پس از آن منقرض شد. البته چند قلاده از این گونه با ارزش قبلاً به هندوستان منتقل شده بود كه هم اكنون تعداد آن به ۳۰۰ قلاده رسیده است. شیرهای ایرانی هم اكنون در پارك «گیر» هندوستان زندگی می كنند. در قدیم مردم به شیرایرانی طعمه های مسموم می دادند تا دام هایشان را از شكار شدن حفظ نمایند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 2:31  توسط امير.اوسط  | 

images/20071016/plantet.jpg

تبعات سوء پديده گرمايش جهاني که سالهاست همه دنيا را به تکاپو واداشته است ، سرانجام به حوزه خليج فارس و آبهاي ايران رسيد هر چند اين اولين بار نيست که کشور 4 فصلي چون ايران ، متاثر از پديده گرمايش جهاني مي شود.
طوفان گونو، وقوع سيل هاي مرگبار در هرمزگان و سيستان و بلوچستان (و شايد حتي سيل هاي گلستان و ديگر نقاط و خشکسالي هاي موجود....) تنها نمونه اي از آثار گرم شدن زمين است اما اين بار مرجان هاي جزيره کيش به دام افتاده اند و احتمال مي رود تا براثر افزايش بيش از حد دماي آب خليج فارس نابود شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 20:8  توسط امير.اوسط  | 

همه بودند: مهار بيابان‌زايي، كريس گرت، پروژه خوشبختي، 1984 از اروپاي شرقي، ze1984 و ديگران. كساني را مي‌شناسيد، خيلي‌ها را نه. آخر كم كه نبودند. 14 هزار و هفت وبلاگ از سراسر دنيا.

همه اين 14 هزار و هفت وبلاگ روز 23 مهر ماه سال 1386، (15 اكتبر2007) قرار گذاشتند تا با هم به جنگ بروند. جنگي بدون خون‌ريزي و بدون آتش‌بس تا به همه دنيا اعلام كنند كه زمين بيمار است؛ يادتان باشد كه اين مادر نياز به مراقبت دارد؛ يادتان باشد كه در گوشه گوشه اين دنيا اتفاقي در حال روي دادن است كه حال او را بدتر مي‌كند و هشداري بدهند به دولتمردان كه: "زمين را فراموش نكنيد"

آنها كم نيستند. تقريب زده‌اند كه اين 14 هزار و هفت وبلاگ 11 ميليون و 957 هزار و 629 بيننده داشتند. در اين روز اين حدود 12 ميليون نفر به زبان‌هاي مختلف هر يك وبلاگي را خواندند كه به سبک خود و مرتبط با موضوعی که خودش انتخاب كرده‌بود، مطلبی در مورد محيط زيست نوشته بود، با اين هدف كه "همه را برای رسیدن به آینده‌ای بهتر،‌ وادار به صحبت کند."

مبتكر اين حركت مجموعه‌اي غيرانتفاعي بود با نام «روز حركت وبلاگ‌ها». اين گروه با حمايت UNEP و مجموعه‌هاي مرتبط با وبلاگ‌ها حركتي را آغاز كرده‌اند كه در آن هر سال در يك روز معين (15 اكتبر) وبلاگ‌هاي سراسر جهان بسيج مي‌شوند و در مورد يك موضوع خاص مي‌نويسند. امسال اين موضوع خاص محيط زيست است.

آنها مي‌گويند: ما به دنبال وبلاگ‌نویس‌ها از هر ملیت و پیش‌زمینه‌ای هستیم تا با نوشتن درباره‌ی موضوعات مختلف، به ما بپیوندند. کاری که باید انجام دهند، اين است كه در روز بیست و سوم مهر (پانزدهم اکتبر) در مورد یکی از مسائل مرتبط با محیط زیست، مطلبی در وبلاگ خود منتشر کنند. برای نمونه، وبلاگی با موضوع "پول" می‌تواند در مورد روش‌های ذخیره‌ پول در خانه، به وسیله‌ استفاده از وسایلی که سازگار با محیط زیست هستند، مطلب بنویسد. همین‌طور وبلاگی که گرایش سیاسی دارد، می‌تواند راه‌‌حل‌های مشکلات محیط زیست را در دنیای سیاست بررسی کند.

آنها هدف خود را اين‌گونه توصيف مي‌كنند كه "هدف ما این است که از یک دیدگاه خاص پشتیبانی نکنیم تا بتوانیم مساله‌ اصلیمان را به میز مذاکره ببریم."

هم‌اكنون در سايت اين گروه به 21 زبان مختلف از جمله فارسي هدفشان ارائه شده است و وبلاگ‌هايي هم كه در اين روز مشاركت كرده‌اند به زبان‌هاي مختلفي هستند.

1984 اروپاي شرقي به زبان روسي، ze1984 به زبان چيني، كريس گرت به انگليسي و مهار بيابان‌زايي و خيلي‌هاي ديگر به فارسي.

وبلاگ مهار بيابان‌زايي از فاجعه‌اي زيست محيطي نوشته كه تاكنون توجه كسي را به خود جلب نكرده است. رويدادي در گوشه‌اي از ايران پهناور:

"ماه گذشته، براي سركشي روند پيشرفت پژوهشي كه چهار سال است در حوضه‌ آبخيز ۱۰ ميليون هكتاري درياچه نمك، پيگيري مي‌كنم، به استان‌هاي قزوين، همدان، مركزي، اصفهان و قم سرزدم.

هر چند از حاصل آن سفرها، مشاهدات تأمل‌برانگيز فراواني براي ثبت در اين دفتر مجازي دارم، امّا گمان برم حكايت تصوير غم‌انگيز و حيرت‌آوري كه از مشاهده‌ لاشه‌ي مرده‌ ده‌ها گاو مريض در حاشيه‌ پايتخت مذهبي كشور (قم) در ذهن من و ديگر همراهانم ثبت گرديد، مناسبت بيشتري با اين رستاخيز سبزرنگ - ۱۵ اكتبر ۲۰۰۷- داشته باشد!

تصاويري كه ملاحظه مي‌كنيد، در بعدازظهر بيست و دومين روز از شهريور ۱۳۸۶ توسط نگارنده گرفته شده است، منطقه‌اي در شمال غرب شهر قم.

راستي چگونه است كه لاشه‌ي اين گاوهاي آلوده و مريض را اينگونه رها مي‌كنند و هيچ تمهيد بهداشتي را براي مقابله با انتشار آلودگي ناشي از آن اعمال نمي‌دارند؟»

ديويد سي، يكي از كساني است كه در روز نخست اين نهضت به آن پيوسته است. روز 14 آگوست. او در وبلاگش از اين مي‌گويد كه چقدر اين روزها درخت را دوست دارد و اينكه چه شد كه درخت انقدر برايش عزيز شد:

"زماني مجبور شدم براي 10 ماه در مركز ايالت فلوئريدا، يكي از ايالت‌هاي خشك آمريكا، زندگي كنم. احساس دلتنگي داشتم اما نه براي هواي خوب و نه براي غذاهاي چيني خوشمزه شهرمان دلم تنگ نشده بود. بيش از همه دلم براي درختاني تنگ شده بود كه عادت داشتم در نيوانگلند ببينم. به ياد مي‌آورم اولين باري كه يك درخت ديدم، 32 سال داشتم. البته قبل از آن هم درخت ديده بودم، اما آن روز اولين باري بود كه واقعا يك درخت را "مي‌ديدم"، آن‌گونه كه يك درخت هست. در آن زمان بييشتر وقتم را پشت كامپيوتر صرف مي‌كردم. براي قلبم مشكلي پيش آمد. مدير يك بخش بودم و بيشتر وقتم را در دفتر مي‌گذراندم. دوستم آلن مرا با خود به منطقه حفاظت شده وينچستر برد. شايد اولين باري بود كه به طور داوطلبانه به خارج از شهر مي‌رفتم. از بين درختان كاج مي‌گذشتيم و برگ‌هاي سوزني آن به بدنم فرو مي‌رفت و من با خودم فكر مي‌كردم كه اين چه كاري بود كه كردي و خودت را توي چه دردسري انداخته‌اي؟ بعد به يك محوطه كوچك خالي از دخت رسيديم و من براي اولين بار توانستم از آجا درياچه را ببينم كه خورشيد درخششي عجيب و زيبا روي آن ايجاد كرده بود. پرتوهاي نور خورشيد از لاي شاخ و برگ درختان مي‌گذشت و خود را به سطح آب مي‌رساند. تصوير بي‌نظيري بود. آسمان آبي روي آب منعكس شده بود و ابرهاي پفكي آن به خوبي در سطح آب ديده مي‌شد. در آن لحظه اولين فكري كه به مغزم خطور كرد اين بود كه بايد مانيتوري بزرگ‌تر و با كيفيت بهتري براي كامپيوترم بخرم. فكر بعدي كه به صورت منطقي بعد از فكر اول آمد اين بود كه هيچ راهي وجود ندارد كه كامپيوتري در دنيا بتواند چنين تصويري را به نمايش بگذارد و من تا به حال وقتم را تلف مي‌كردم.

از آن به بعد درختان براي من بسيار مهم شدند. دوست دارم در اطرافم درخت باشد. فكر مي‌كنم همانند اين است كه برخي مردم دوست دارند در شهرها زندگي كنند چون وجود ديگر مردمان به آنها انرژي مي‌دهد. اين خواسته آنها به اين معنا نيست كه آنها دوست دارند با مردم معاشرت كنند، بلكه همين كه ديگران را در اطراف خودشان حس كنند به آنها انرژي مي‌دهد. براي من هم درختان همين‌گونه‌اند. همين كه آنها را در اطرافم حس كنم، برايم كافي است."

در كنار همه اينها خبر مي‌رسد كه در اثر تغييرات بوم شناختي تالاب‌هاي زمستان‌گذراني گونه عروس غاز از گونه‌هاي حمايت شده جهاني، مسير مهاجرت خود را از تالاب‌هاي گيلان در 15 سال اخير تغيير داده است.

مدير کل محيط زيست استان مرکزي هشدار مي‌دهد كه کوير ميقان در حال نابودي است.
79 دلفين در نوار ساحلي خليج فارس تلف شدند و مهمتر از همه ميزان ذوب يخ‌هاي سطح اقيانوس منجمد شمالي به حد بي سابقه‌اي رسيده است به گونه‌اي كه مساحت يخ سطح دريا در قطب شمال در 16 سپتامبر 2007 برابر 1.59 ميليون مايل مکعب بود که از متوسط حداقل مساحت اين يخها از سال 1979 تا 2000 حدود يک ميليون مايل مکعب کمتر است و ما براي نجات زمين چه كرده‌ايم؟

نگين شيرآقايي

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 20:6  توسط امير.اوسط  | 

گرمايش جهاني غولي است كه از بطن توسعه و پيشرفت سربرآورده و با سرمايه‌گذاري‌هاي هنگفت در بخش صنعت، بي‌توجه به ارزيابي‌هاي صحيح زيست محيطي پرورده شده است.

گرچه سال‌ها صداي متخصصان و دلسوزان محيط‌زيست براي آگاهي بخشيدن به دولت‌ها و افكار عمومي جهان در به تصوير كشيدن و شرح خطرات گرمايش جهاني و آنچه در اين بين بر سر ما و فرزندانمان خواهد آمد در ميان هياهو و شتاب جنون آساي توسعه يافتگي صنعتي و افزايش جمعيت جهان گم مي‌شد اما اكنون بارقه‌هايي از اميد براي رسيدن به يك اجماع جهاني به چشم مي‌خورد.

علي خليلي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 12:47  توسط امير.اوسط  | 

روند شتابناك تخريب تالاب‌ها، باعث نگراني كارشناسان شده است و اين در حالي است كه تاكنون 7 تالاب از 22 تالاب بين‌المللي كشور به‌دليل تغييرات شديد اكولوژيكي در فهرست مونترال (تالاب‌هاي در معرض خطر) به ثبت رسيده‌است.

پيش‌بيني‌ها نشان مي‌دهد چنانچه براي حفاظت از پهناب‌هاي ارزشمند چاره‌جويي نشود، ظرف 30 سال آينده بيش از 70 درصد تالاب‌ها، ويژگي اكوسيستمي خود را از دست دهند.

دكتر برهان رياضي كارشناس محيط‌زيست با اسفبار خواندن وضعيت تالاب‌هاي كشور به همشهري گفت: به‌دليل آن‌كه كشور ما در منطقه خشك و نيمه خشك واقع شده‌است، تالاب‌ها داراي بيشترين اهميت اكولوژيك و تنوع زيستي به‌ويژه تنوع گونه‌اي هستند. با اين حال همه اين اكو سامانه‌ها به سرعت در حال نابودي هستند، تا آنجا كه محيط‌زيست كشور را در آستانه بحران قرار داده‌ است.

اسدالله افلاکی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 12:40  توسط امير.اوسط  | 

                   
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 2:57  توسط امير.اوسط  | 

كشتار حيات‌وحش به خاطر باورهاي غلط

من به دانشجويانم تذكر مي‌دهم كه آنچه كه ما در كلاس درس، آموزشگاهها، آزمايشگاه و كتابخانه مي‌آموزيم فقط يك روي سكه است و با تمام اهميتي كه دارند همه داستان نيستند.

كار در طبيعت و گشتن در پهنه‌هاي طبيعي و بسر بردن در آنها چيزهايي به ما مي‌آموزند كه در هيچ كتابي نيست  يا لااقل قابل لمس نيستند. همه ما مي‌دانيم كه نبايد زباله خودمان را در محيط‌هاي طبيعي رها كنيم.

دكتر اسماعيل كهرم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 16:6  توسط امير.اوسط  | 

                       
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 13:37  توسط امير.اوسط  | 

گل‌هاي زيبا با آن ظاهر دل‌فريبشان مي‌توانند بسيار سمي باشند. آنقدر سمي كه حتي مي‌توانند جان انسان را بگيرند.

آشنا نبودن بسياري از مردم با اين گياهان كه ممكن است هر روز هم با آنها سرو كار داشته باشند مي‌تواند خطرآفرين باشد.

بسياري از اين گل‌ها در فصل‌هاي مختلف به وفور در خانه‌ها يافت مي‌شوند. اگر مسموميت با اين گياهان براي كسي پيش آمد بايد در كمترين زمان بيمار را نزد دكتر برد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 16:37  توسط امير.اوسط  | 

                        

در اثر تغييرات بوم شناختي تالاب هاي زمستان گذراني ، گونه عروس غاز از گونه هاي حمايت شده جهاني مسير مهاجرت خود را از تالاب هاي گيلان در 15 سال اخير تغيير داده است.
تغييرات شديد در حواشي تالاب هايي چون ميانکاله ، تالاب انزلي و دشت مغان موجب شده است که جايگاه تغذيه اي اين گونه غازها از بين برود.
کارشناسان معتقدند، از سويي شکار بي رويه اين گونه ها بويژه در دهه هاي 1960 ، 1970 و 1980 به طور خودکار اين تغيير رفتار مهاجرت را در گونه عروس غاز به وجود آورده است ؛ تغيير رفتاري که بدون شک آثار اکولوژيک خود را روي اکوسيستم هاي آبي و خشکي بر جاي خواهد گذاشت. عروس غاز از اواسط آبان تا اوايل آذر به کشور ايران مهاجرت مي کرده و تا پايان فصل زمستان نيز در ايران مشاهده مي شده است.

معرفی عروس غاز در وبلاگ"دیده بان میانکاله"

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 15:53  توسط امير.اوسط  | 

                              images/20071010/dolphin.jpg

17 روز پيش که لاشه هاي 79 دلفين را که آب دريا پس زد روي تن ساحل ، بوي تعفن و هجوم مگسها ماموران گشت سيار را تا نوار ساحلي جاسک کشاند تا نخستين ناظران فاجعه اي زيست محيطي شوند که کارشناسان در اولين بررسي ها، علتش را آلودگي آب يا خودکشي دانستند؛ اما اظهارات يک کارشناس محيطزيست دريايي ابعاد تازه اي از معماي مرگ دلفين ها را روشن کرد.
دکتر محمدرضا فاطمي ، کارشناس محيطزيست با رد احتمال آلودگي آب يا خودکشي دلفين ها درباره علت مرگ اين آبزيان در گفتگو با «جام جم» اظهار کرد: با توجه به شواهد، علت اصلي مرگ دلفين ها، صيد صنعتي بوده است.
وي با اشاره به جراحات ناشي از برخورد نيزه بر پيکر برخي دلفين ها توضيح داد: اين آبزيان به عنوان گونه هاي همراه ماهي تن محسوب مي شوند و به همين دليل به وسيله کشتيهاي صيادي که به روش صيد محاصره اي (پرساين) ماهيهاي تن را شکار مي کنند، به دام مي افتند و جراحات نيزه روي بدن آنها که هنگام بيرون کشيدن از آب به وجود مي آيد نيز گواه اين ادعاست.
فاطمي اضافه کرد: دلفين ها سودي براي صيادان ندارند و به طور طبيعي بايد پس از صيد به آب برگردانده شوند و در صورت سهل انگاري و تاخير صيادان مي ميرند که در جاسک نيز چنين حادثه اي رخ داده است.
اين عضو هيات علمي دانشگاه ، احتمال خودکشي دسته جمعي دلفين ها را مردود دانست ، چرا که در چنين مواردي اين آبزيان به قصد خودکشي به ساحل مي آيند، در حالي که مرگ دلفين هاي جاسک در دريا رخ داده و لاشه آنها پس از چند روز به ساحل رسيده است.
دليل ديگري که فاطمي ، احتمال خودکشي دسته جمعي اين آبزيان را منتفي دانست ، مرگ همزمان آنها بود، در حالي که خودکشي دلفين ها معمولا طي دوره زماني چند روزه ديده مي شود.
وي درباره علت مردود بودن نقش آلودگي هاي زيست محيطي در مرگ دلفين ها تصريح کرد: اين جانوران بسترزي نيستند و در سطح آب زندگي مي کنند و از منطقه آلودگي نفتي فاصله مي گيرند.
در پي اين اظهارات ، گزارشگر «جام جم» با مديرکل دفتر حفظ و بهسازي منابع دريايي سازمان شيلات ايران به گفتگو پرداخت و مهندس رضا شاهي فر بر آلودگي هاي زيست محيطي به عنوان دليل اصلي مرگ دلفين ها تاکيد کرد.
وي ضمن ناممکن اعلام کردن مرگ دلفين ها به واسطه صيد گفت: از زمان توراندازي تا بالا کشيدن تور، يک تا 6 ساعت طول مي کشد و دلفين ها به عنوان آبزياني باهوش ، فرصت کافي براي فرار از تور را دارند.
وي همچنين با اشاره به اين که 90 درصد صيد ماهيهاي تن در اقيانوس هند انجام مي شود، اظهار کرد: مقدار ناچيزي از اين ماهيها در نواحي هرمزگان و جاسک صيد مي شوند و کشتي فعالي در منطقه نداريم!
مديرکل دفتر حفظ و بهسازي منابع سازمان شيلات درباره مشاهده برخي کشتي هاي صيادي از سوي صيادان بومي گفت: در 20 مايلي جاسک ، 8 فروند شناور داراي مجوز صيد وجود دارند؛ اما تردد اين تعداد قابل مقايسه با تردد نفتکش هايي که 65 درصد نفت خليج فارس را از اين منطقه عبور مي دهند، نيست.
وي با تاکيد بر حجم بالاي آلودگي هاي ناشي از منابع نفت ، گاز و... در منطقه گفت : احتمال مرگ دلفين ها بر اثر آلودگي هاي نفتي يا شيميايي بيشتر است.
اظهارات مسوولان سازمان شيلات در شرايطي صورت مي گيرد که به گفته شاهدان عيني ماجرا، هيچ گونه اثري از آلودگي نفتي يا شيميايي بر بدن دلفين ها وجود نداشته است و از سوي ديگر اگر قرار بود آلودگي نفتي سبب مرگ دلفين ها شود، احتمالا بايد لاشه گونه هاي جانوري ضعيف تر نيز به صورت دسته جمعي در ساحل مشاهده مي شد؛ اما ساحل شرقي جاسک آن روز فقط با اجساد دلفين ها فرش شده بود.
از سوي ديگر، شاهدان محلي مي گويند، 2 روز قبل از مرگ دلفين ها شاهد تردد 3 کشتي در سواحل جاسک بوده اند که نام آنها نيز در دفتر روزنامه محفوظ است.
در هر حال برخورد منفعلانه سازمان حفاظت محيطزيست درباره اين فاجعه زيست محيطي از يک سو و علاقه نشان ندادن به تحقيق در اين باره ، بيانگر اين واقعيت است که با وجود ادعاي مسوولان ، اراده اي براي نگهداري از فهرست جانداران حفاظت شده سازمان جهاني حيات وحش که دلفين ها و نهنگها هم جزو آن هستند، وجود ندارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 15:49  توسط امير.اوسط  | 

                        images/20071009/yellow.jpg

در سال 1335 تصور مي شد گونه گوزن زرد در ايران منقرض شده است اما به طور ناگهاني در همان سال تعداد محدودي از اين گونه در اطراف رودخانه دز و کرخه که زيستگاه تاريخي گوزن زرد است ، مشاهده شد که مسير روشني را براي احياي دوباره جمعيت اين گونه روشن کرد.
به دنبال آن ، جزيره اشک واقع در پارک ملي درياچه اروميه براي تبديل به زيستگاهي منحصر به فرد با شرايط آب و هوايي مناسب که فاقد دشمن طبيعي براي اين گونه از حيات وحش ايران بود ، انتخاب شد که اين منطقه هم اکنون جمعيت قابل قبولي از جمعيت گوزن زرد ايراني را در خود جاي داده است.
با افزايش تعداد اين گونه انتقال تعدادي از جمعيت احيا شده از جزيره اشک به زيستگاه هاي تاريخي گوزن زرد که همان حوزه زاگرس بخصوص منطقه دز و کرخه است ، در دستور کار سازمان حفاظت محيط زيست قرار گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 15:48  توسط امير.اوسط  | 

هر سال با فرا رسيدن فصل پاييز و سرد شدن هوا، نگراني جديدي پايتخت را فرا مي‌گيرد.

علاوه بر مشكلات حمل و نقل و ترافيك شهر، بايد نگران پديده‌اي ديگر باشيم با عنوان «وارونگي دما...»

تهران با داشتن بيش از 5/2 ميليون خودرو در سطح شهر و تردد روزانه اين خودروها در دل خيابان‌ها از سويي و وجود كارخانه‌ها و كارگاه‌هاي آلاينده، توانسته به عنوان يكي از  آلوده‌ترين شهرهاي جهان گوي سبقت را از خيلي شهرها بربايد. اين معضل نيز هر سال به هنگام سرد شدن هوا در فصل پاييز و زمستان، به صورت جدي‌تر، برشانه‌هاي پايتخت سنگيني مي‌كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 15:47  توسط امير.اوسط  | 

رودخانه‌ها، هميشه نمادي از پاكي و زيبايي طبيعت بوده‌اند. ديرپاترين تمدن‌هاي بشري در كنار رودخانه‌ها بنا شده‌اند.

بشر در طول تكوين تمدن خود به مرور پي برد كه اين مايع حيات همه جانداران و نباتات و گياهان، علاوه بر مصرف شرب، براي كشاورزي، پرورش حيوانات، ماهيگيري و تهيه غذا، تفريح و قايقراني و حتي رشد صنايع نقشي بسيار با اهميت و حياتي دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 15:46  توسط امير.اوسط  | 

کارشناسان محيط زيست اعلام کردند آلودگي ناشي از تخليه مازوت در آب‌هاي ساحلي بندرعباس از عوامل مؤثر در مرگ دلفين‌هاست.

اين درحالي است که معاون محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست در گفتگو با همشهري،  ارتباط ميان مرگ 79 دلفين درآبهاي ساحل شرقي جاسک و آلودگي‌هاي ناشي از تخليه مازوت در سواحل بندرعباس را به‌دليل بعد مسافت ميان اين 2 منطقه منتفي دانسته و اعلام کرده بود ممکن است دلفين‌ها در واکنش به آلودگي‌هاي دريايي خودکشي کرده باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 0:54  توسط امير.اوسط  | 

                                                          

مديركل محيط زيست استان مركزي هشدار داد: در حالي که کار بهره‌برداري از مواد معدني سولفات سديم در قالب شركت املاح معدني ايران تحت پوشش تأمين اجتماعي به صورت محدود از ذخاير معدني اين منطقه انجام مي‌شود، هرگونه بهره‌برداري جديد از منابع معدني کوير ميقان به معني نابودي آن است.

به گزارش ايسنا، محمدباقر صدوق با هشدار نسبت به اقدام اخير وزارت صنايع و معادن در صدور دستورالعمل بهره‌برداري از منابع کاني سولفات سديم در منطقه کوير ميقان نسبت به تخريب تدريجي اين منطقه طبيعي هشدار داد و افزود: طبق آيين‌نامه معاملات دولتي در منطقه کوير ميقان مساحتي به وسعت 145.7 كيلومتر مربع توسط سازمان زمين‌شناسي و اكتشافات معدني كشور با ذخيره 46 ميليون تن ماده معدني كشف شده که قرار است مزايده بهره‌برداري از آن اعلام شود.

وي خاطرنشان کرد: درصورت تصويب طرح واگذاري متعدد حوزه معدني سولفات سديم كوير ميقان اراك را از طريق مزايده در كميسيون زيربنايي صنعت و محيط زيست دولت، تالاب بين‌المللي ميقان كه زيستگاه گونه‌هاي مختلف جانوري است به شكل جدي در معرض تهديد قرار مي‌گيرد.

مديركل محيط زيست استان مركزي افزود: از دهه 60 حوزه غني سولفات سديم در اين تالاب ميقان كشف و بهره‌برداري غيراصولي اثرات نامطلوب بر ارتباط اكولوژيكي و هيدرولوژيكي منطقه داشته و با اعتراض تشكلهاي غيردولتي زيست‌محيطي و مردم همراه بوده و پتانسيل گردشگري منطقه را كاهش داده است.

وي در ادامه با اشاره به اينکه تشکل‌هاي غيردولتي زيست‌محيطي و منابع طبيعي نيز بايد به وظيفه خود در جلوگيري از فاجعه زيست‌محيطي در کوير ميقان به ميدان بيايند، گفت: شوراي شهر و شهرداري به‌عنوان دو نهادي که بايد مدافع آباداني و سالم‌سازي و حفظ محيط شهر باشند اکنون به‌عنوان مدعي بر سر تصاحب امتياز بهره‌برداري با سازمان صنايع ومعادن رقابت دارند.

مديركل محيط زيست استان مركزي با اشاره به آلودگي هواي اراک وغبارآلود بودن هواي شهر به افزايش ميزان دود و مه درصورت بهره‌برداري بيشتر و راه‌اندازي شرکت‌هاي جديد در کوير ميقان اشاره کرد و گفت: اراك جزء 8 شهر آلوده كشور به‌ لحاظ هوا شناخته شده ‌است و تالاب ميقان در نقش ميكروكليماي منطقه كاركرد دارد كه درصورت افزايش شرکت‌هاي بهره‌بردار بي‌ضابطه معدني، منجر به پديده خطرناك دود و مه و به مخاطره افتادن سلامت ساكنان شهر به ‌خاطر تشديد آلودگي هوا مي‌شود.

وي خاطرنشان کرد: حفاظت از اكوسيستم‌هاي طبيعي كشور وظيفه سازمان محيط زيست است و قوانين هم بر اين وظيفه تصريح دارد، اما با وجود اين قوانين، گاهي از سوي کميسيون زيربنايي دولت شاهد اقدامي مغاير با قانون مجلس هستيم.

منطقه مرکزي کوير ميقان با 50 هزار هكتار وسعت در 150كيلومترى شمال شرقى شهر اراك مساحت درياچه بين 100 تا 110 كيلومتر مربع متغير است.

محدوده درياچه، از جهت اقليمى، زمستان هاى معتدل دارد و سالانه پذيراى 12 هزار پرنده مهاجر است كه مشهورترين آنها گونه نادر و زيباي درناست.

اين پرندگان در سفر طولانى خود از نواحى سردسير شمال به سرزمين‌هاى گرمسير جنوب ايران، از نيمه دوم آبان تا اول دى ماه به اين منطقه مى آيند.

در همین رابطه بخوانید :

بهره‌برداري معدني از تالاب ميقان اراك محيط زيست اين منطقه را نابود مي‌كند

زيستگاه درناها، به مزايده گذاشته شد

مهاجرت درناهای سیبری روسیه به تالاب میقان اراک

تالاب میقان

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 0:53  توسط امير.اوسط  | 

                                                         

                

هزاران اصله از درختان منحصر به فرد غرب كشور براي ساخت جاده روستايي قطع شد.

به گزارش پايگاه اينترنتي مهاربيابان‌زايي، دهستان موگويي در منطقه صالح كوتاه، از توابع شهرستان كوهرنگ استان چهارمحال و  بختياري، يكي از واپسين قربانگاه‌هاي جنگل‌هاي منحصر به فرد غرب كشور است.

بنا به اين گزارش به بهانه ساخت جاده دسترسي به روستاهاي چين، زلگ و لاتو (كه مجموعاً كمتر از ‌٤٠ خانوار جمعيت دارند و از هيچ نوع سازه زيربنايي حتي آب و برق  هم بهره‌اي ندارند)، بيش از ‌٥ هزار اصله درخت از گونه‌هاي بلوط، بنه، كيكم و مهلب نابود شدند.

گفتني آن كه رويشگاه جنگلي تخريب‌شده در شمار يكي از ذخيره‌گاه‌هاي ژنتيكي ارزشمند زاگرس قرار داشته كه در عرصه‌اي با شيب تند و بافت ناپايدار خاك، تنها عامل جلوگيري از فرسايش خاك محسوب مي‌شد.

در حقيقت دولت با ساخت اين جاده ‌٢ميليارد توماني، حدود ‌٥٠ ميليون تومان براي هر خانوار روستايي در آن منطقه هزينه كرده است. به عبارت ديگر، اگر آن ‌٥٠ ميليون تومان به هر يك از آن ‌٤٠ خانوار پرداخت مي‌شد يا روستايي متمركز با اين سرمايه براي آن‌ها تدارك ديده شده بود، به مراتب منطقي‌تر و پايدارتر از شيوه كنوني بود.

غم‌انگيز‌تر و نگران‌كننده‌تر از همه آن كه با ساخت اين جاده، دسترسي قانون‌شكنان به بكرترين جنگل استان آسان‌تر شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 0:48  توسط امير.اوسط  | 

نخستين مطالعه بوم شناختی درباره گرگ خاکستری در پناهگاه حيات وحش قمشلو اصفهان آغاز گرديد. اين مطالعه توسط انجمن يوزپلنگ ايرانی و با همکاری اداره کل محيط زيست استان اصفهان و پژوهشکده علوم محيطی دانشگاه شهيد بهشتی، از تابستان سال جاری در اين منطقه درحال جريان است. مهمترين هدف اين پژوهش، بررسی تأثير گرگ به عنوان مهمترين طعمه خوار منطقه بر علفخواران اهلی و وحشی می باشد که همواره يکی از پرسشهای اساسی در برابر مديران حيات وحش کشور می باشد.

براساس مطالعاتی که طی سالهای 1381 تا 1383 در مناطق کرکس اصفهان و مياندشت خراسان توسط اين انجمن صورت پذيرفت، نتيجه گيری شد که گرگ دشمن چندان جدی برای دامهای اهلی نبوده و معمولا ترجيح می دهد از طعمه های وحشی مانند آهو و قوچ و ميش تغذيه نمايد. ولی معمولا به دليل سابقه تاريخی خود و گهگاه خسارتهای بزرگی که وارد می سازد، همواره قربانی ترس انسان شده و در بسياری از مناطق ازبين رفته است.به عنوان مثال، درپناهگاه حيات وحش مياندشت که دامداران اين جانور را دشمن شماره يک گله های خود می پنداشتند، بطور متوسط کمتر از يک رأس دام هر دامدار طی دوره حضور در اين منطقه به دليل حملات گرگها آسيب می ديدند. با اين فرضيه، پناهگاه حيات وحش قمشلو اصفهان به عنوان زيستگاهی که دارای تراکم بالای سُمداران اهلی و وحشی می باشد، برای بررسی اين فرضيه انتخاب و از ابتدای تابستان 1386، مطالعات آغاز گرديد.

براساس مطالعات مقدماتی صورت گرفته، آهو مهمترين طعمه گرگ ها را در اين منطقه تشکيل می دهد و پس از آن، قوچ و ميش، کل وبز، خرگوش و مواد گياهی در فهرست غذايی اين جانور مشاهده شده است. درعين حال، اين طعمه خوار، خساراتی را به دام های اهلی وارد می سازد. مهمترين روش بررسی رژيم غذايی گرگها در اين منطقه، جمع آوری نمونه های سرگين آنها و تجزيه و تحليل آزمايشگاهی آنها می باشد. برآورد جمعيت گونه های طعمه نيز اقدام مهم ديگری می باشد که نشان دهنده ميزان دسترسی اين جانور گوشتخوار به آنها می باشد.

                                

                         

پناهگاه حيات وحش قمشلو يکی از منحصر بفردترين زيستگاه های حيات وحش در کشور به شمار می رود و درکنار پناهگاه حيات وحش موته (که در همسايگی آن واقع شده) بالاترين تراکم سُمداران ازقبيل آهو و قوچ و ميش را در خود نگاه می دارد. بخشی از جمعيت گرگ ها بين اين دو منطقه در رفت و آمد بوده و انجمن يوزپلنگ ايرانی درنظر دارد تا به منظور ارتقای کيفی اين مطالعه، پژوهش هايی را نیز در منطقه موته انجام دهد. شايان ذکر است که موته در گذشته يکی از زيستگاه های يوزپلنگ در کشور به شمار می آمده و اخيرا نيز گزارش های مستندی از زيست اين جانور در اين منطقه بدست آمده است.

           

منبع

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 2:33  توسط امير.اوسط  | 

نسل‌ يوزپلنگ‌ آسيايي‌ در تنها زيستگاهش‌ ايران‌‌ در حال‌ انفراض‌ است‌‌ خبر جديدي‌ نيست‌‌ اما اين‌ خبر در ايران‌ به‌ جز تعدادي‌ علاقمند به‌ محيط زيست‌‌ واکنشي‌ را در مردم‌ برنيانگيخته‌ است‌‌.

واژه يوزپلنگ يکی از واژه های اصيل ايرانی است که از ترکيب دو کله يوز و پلنگ حاصل شده است. يوز بُن مضارع مصدر يوزيدن به معنای " جَستن، جهيدن و طلب کردن" بوده و از اين رو يوزپلنگ، به معنای پلنگی است که به دنبال شکار خود گشته و آن را با جستن و دنبال کردن می گيرد.

درگذشته اين جانور را پلنگ شکاری می‌ناميدند که به سبب شباهت زياد آن به پلنگ و روش شکار منحصر به فرد آن بوده است.

ايرانيان باستان اين جانور را بيشتر با نام "يوز" می شناخته‌اند و کمتر کلمه "يوزپلنگ" را برای آن بکار می‌بردند. همچنين به اين جانور به خصوص در زمان تولگی "هَوْبَر" هم گفته می‌شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 2:18  توسط امير.اوسط  | 

فرهنگ بر اساس طبيعت تعريف مي‌شود و تعريف دقيق‌تر توسعه كه همان توسعه پايدار باشد هم بر مبناي طبيعت و توجه به محيط زيست شكل مي‌گيرد.

به همين منظور اين 3 مفهوم و پيوند آنها با هم را بيشتر بررسي مي‌كنيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 2:14  توسط امير.اوسط  | 

مديرکل محيط زيست هرمزگان اعلام کرد: اعلام نظر قطعي در خصوص مرگ دلفين ها نيازمند بررسي نمونه هاي گرفته شده و کسب اطلاعات کاملتر از سوي مراجعي نظير دانشگاه علوم پزشکي ، دامپزشکي ، شيلات و يگانهاي دريايي نظامي و انتظامي است.
مهرداد کتال محسني ، با اشاره به بررسي هاي اوليه علت مرگ دلفين ها گفت: آلودگي مواد نفتي در خليج فارس و آلودگي هاي صنعتي ، وجود بندرگاه ها، اسکله هاي متعدد، لايروبي و لايريزي در دريا، آلودگي ناشي از تخليه فاضلاب و زباله شناورها، تغييرات شديد اقليمي و بروز خشکسالي و ديگر عوامل طبيعي ، موجب مي شود پارامترهاي فيزيکي و شيميايي آب دريا و سلامت و کيفيت محيط زيست دريايي دستخوش تغييرات شود و در نهايت سلامت موجودات آبزي به خطر بيفتد و منجر به تلفات آنها شود.
مديرکل محيطزيست هرمزگان گفت: با توجه به بررسي هاي صورت گرفته مشخص شد، تمامي دلفين ها متعلق به يک جمعيت بوده و زمان مرگ آنها با يک تا 2 روز اختلاف و در يک دوره زماني اتفاق افتاده است.
محسني گفت: بيشترين لاشه مشاهده شده در يک نقطه 3 قطعه بوده و وزن متوسط دلفين ها 70 کيلوگرم و تمامي دلفين ها از گونه دلفين معمولي بودند.
وي بهاي مطالبه ضرر و زيان ناشي از تلفات دلفين ها را بالغ بر 3 ميليارد و 160 ميليون ريال اعلام کرد و در عين حال از عموم شهروندان ، ساحل نشينان و صيادان خواست در حفظ و حراست از آبزيان و سلامت محيطزيست دريايي تلاش کنند و با توجه به وضعيت دريا و جريانات فصلي که احتمالا تعدادي از لاشه ها به وسيله جذر و مد دوباره از دريا به ساحل برگشت داده مي شوند، در صورت مشاهده اين لاشه ها مراتب را با سازمان حفاظت محيطزيست در ميان بگذارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 2:28  توسط امير.اوسط  | 

ميانكاله با وسعت 68800 هكتار يكي از 9 ذخيرگاه بيوسفري ايران است كه در 12 كيلومتري شمال بهشهر و در منتهي‌اليه جنوب شرقي  درياي خزر واقع شده.

اين منطقه يكي از پناهگاه‌هاي منحصر به فرد حيات وحش محسوب مي‌شود. اما ميانكاله نيز همانند بسياري از مناطق حفاظت شده طي سال‌هاي اخير از فعاليت‌هاي اقتصادي مصون نمانده و بيم آن مي‌رود  كه قرباني توسعه ناپايدار شود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 13:5  توسط امير.اوسط  | 

گزارش‌ها حاكي از آن است كه طي 3 ماهه گذشته، جنگل‌هاي كردستان بر اثر آتش‌سوزي‌هاي پي‌درپي دچار خسارت‌هاي جبران‌ناپذيري شده‌است.

مدير كل منابع طبيعي استان كردستان مي‌گويد: عمده‌ترين عامل اين آتش‌سوزي‌ها  ورود حريق از نوار مرزي و از سمت عراق به داخل ايران است.

مهندس توفيقي در اين باره به همشهري گفت: در سال‌جاري بيش از 210 فقره آتش سوزي درجنگل‌هاي كردستان روي داده كه بخش عمده اين آتش‌سوزي‌ها ناشي از ضعف مسئولان منابع طبيعي عراق در مهار حريق‌هاي آن سوي مرز است، چرا كه منابع طبيعي عراق در اين بخش به تازگي شكل گرفته و متأسفانه مسئولان اين منطقه در بخش حفاظت ازجنگل بسيار ضعيف هستند.

وي با اشاره به اينكه طول خط آتشي كه از سمت عراق وارد جنگل‌هاي كردستان ايران مي‌شود بالغ بر 5 كيلومتر است، تصريح كرد: اطفاي اين خط آتش به‌دليل ارتفاعات صعب‌العبور و وجود مين‌هاي متعدد با دشواري همراه بود.

با اين حال مأموران منابع طبيعي و سازمان‌هاي زيربط با كمك بسيج و نيروهاي مردمي‌موفق به مهار آتش در منطقه شدند.

به گفته وي 16 فقره از 50 فقره آتش سوزي جنگل‌هاي مريوان ناشي از همين حريق‌هاي خارجي بوده است.

وي خشكي هوا را از ديگر عوامل آتش‌سوزي در مناطق تحت مديريت خود عنوان كرد و افزود: امسال پس از مدت‌ها تلاش، موفق به كنترل دام در مرتع و جنگل شديم و در نتيجه بخش عمده‌اي از تخريب‌هاي اراضي جنگلي و مرتعي مصون ماند. از سوي ديگر بر اثر بارش‌هاي متعدد، مسئله خشكي هوا تا اندازه‌اي برطرف شده است.

وي در خصوص ميزان تخريب ناشي از آتش‌سوزي‌هاي اخير و گونه‌هاي دچار حريق گفت: حداكثر 1000هكتار از اراضي جنگلي و مرتعي بر اثر حريق خسارت ديده، اما اين خسارت‌ها بيشتر سطحي بوده و خسارت‌هاي تنه‌اي و ريشه‌اي بسيار كمتر بوده است.

در عين حال مدير كل محيط زيست استان كردستان با اعلام اينكه طي 3ماهه اخير ده هزار هكتار از جنگل‌هاي كردستان بر اثر آتش سوزي نابود شده، آمار اين آتش‌سوزي‌ها را طي شش ماه گذشته بي‌سابقه دانسته و گفت: اگر اين آتش سوزي‌ها ادامه يابد در آينده نزديك چيزي از جنگل‌هاي بلوط كردستان باقي نخواهد ماند.

اين گزارش مي‌افزايد: 120 هزار هكتار از عرصه‌هاي كردستان پوشيده از جنگل است كه عمده‌ترين گونه‌هاي آن را بلوط ايراني، دارمازو، بنه و انواع گلابي‌هاي وحشي تشكيل مي‌دهند.

«بلوط چوب‌پنبه» و نوعي افرا كه بومي اروپاست دو گونه ارزشمند ديگري است كه در اين منطقه مي‌رويد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 18:1  توسط امير.اوسط  | 

هيأت پيگيري‌هاي رياست‌جمهوري بر احداث كنارگذر انزلي در مسير مورد نظر سازمان حفاظت محيط ‌زيست رأي داد.

به گزارش ايسنا، ساخت جاده كنارگذر انزلي از سال 1377 آغاز شد ولي به‌دليل اختلاف سازمان حفاظت محيط‌زيست با وزارت راه  و ترابري در3 كيلومتر از 16 كيلومتر مسير اجرايي اين طرح در فقدان ارزيابي زيست‌محيطي، در آبان ماه سال 79 از ادامه ساخت آن جلوگيري شد.

 سازمان محيط‌زيست در 24 خرداد ماه سال 82 در نامه‌اي به معاون حقوقي و امور مجلس رئيس‌جمهوري خواهان اصلاح مسير كنارگذر انزلي شد و متعاقب آن هيأت وزيران در 11 تير ماه همان سال مصوب مي‌كند كه راهكارهاي سازمان محيط‌زيست اجرايي شود.

در پي اين مصوبه، در 3 آذر ماه سال 83 كارگروهي تشكيل مي‌شود و بر اساس صورتجلسه اين كارگروه، با عنايت به بند سه مصوبه هيات وزيران سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور در جهت تأمين ملاحظات زيست‌محيطي مندرج در آن مصوبه، اعتبارات لازم براي جابه‌جايي مسير را در موافقتنامه شرح عمليات و در صورت مقتضي در قوانين بودجه سنواتي پيش‌بيني كند.

با گذشت چندين سال، اين صورتجلسه توسط وزارت راه اجرايي نشد ودر جلسه 13 اسفند ماه سال گذشته هيأت دولت در استان گيلان مصوبه ديگري را گذراند كه بر اساس يكي از بندهاي آن «تسريع در احداث طرح كنارگذر انزلي در مسير مصوب اوليه (قطعات يك و دو) و انجام مطالعات مقدماتي به منظور بررسي ارتقاي راه اصلي كنارگذر به بزرگراه» تصويب شد كه اين مصوبه اعتراض سازمان حفاظت محيط‌زيست و فعالان محيط‌زيستي را در پي داشت.

در پي اين مصوبه مسئولان طرح، اواخر مرداد ماه سال‌جاري اقدام به احداث مسير در داخل تالاب كردند كه اين امر با مقاومت مسئولان محيط‌زيست روبه‌رو  و طرح متوقف شد.
 سرانجام  هيأتي از دفتر پيگيري‌هاي رياست‌جمهوري حدود سه هفته گذشته براي بررسي موضوع به محل اعزام شدند كه سرانجام نتايج بررسي اين هيأت روز چهارشنبه 4 مهر ماه سال‌جاري توسط معاون اجرايي رئيس‌جمهوري ابلاغ شد.

در نامه علي سعيدلو، معاون اجرايي رئيس‌جمهوري به رحمتي، وزير راه و ترابري آمده است: «با عنايت به بررسي‌هاي به عمل آمده و به استناد مصوبه 13 اسفند ماه 85 هيات وزيران مبني بر تسريع در احداث كنار گذرانزلي دستور فرماييد اجراي ادامه مسير بر اساس صورتجلسه مورخ 3/9/1383 كه به تأييد معاونت ساخت و توسعه راه‌هاي آن وزارتخانه رسيده است انجام شود.»

به گزارش همشهري ارزش افزوده هر هکتار اکوسامانه تالابي در جهان 14 هزار دلار و بيش از 150 برابر ارزش افزوده زمين‌هاي کشاورزي برآورد مي‌شود و بر اساس كنوانسيون حفاظت از تالاب‌‌هاي جهان (رامسر)، 22 تالاب ايران از جمله مجموعه تالاب انزلي به‌دليل تغييرات شديد اكولوژيكي در فهرست مونترو رامسر قرار گرفته است، احداث كنارگذر انزلي از داخل تالاب نابودي كامل آن‌را به همراه داشته و به گفته رئيس سازمان شيلات كشور، بازگشت مسير احداث كنارگذر انزلي به پيشنهاد اوليه به‌دليل رعايت نكردن ديدگاه‌هاي زيست‌محيطي موجب نابودي آبزيان تالاب انزلي و به‌دنبال آن درياي خزر شده و ده‌ها هزار صياد شغل خود را
از دست مي‌دهند.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 23:44  توسط امير.اوسط  | 

معاون محیط زیست دریایی سازمان حفاظت محیط زیست با اعلام اینکه علت مرگ 79 دلفین در سواحل شرقی جاسک در دست بررسی است، نسبت به تشکیل بلوم‌های بزرگ جلبکی در سواحل بندرعباس هشدار داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 23:43  توسط امير.اوسط  | 

                                                       

                               


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 20:39  توسط امير.اوسط  | 

كمي ساده انگارانه است اما زمين را مي‌شود به يك آدم تشبيه كرد. جنگل‌هايي دارد كه مثل ريه‌هايش هستند، درياها و بيابان‌هايي كه شايد شبيه پوست باشند، شهرهايي كه فعاليتشان مثل سيگاركشيدن است و البته نقطه‌هاي سياهي كه چيزي كمتر از غده سرطاني برازنده‌شان نيست.

موسسه بلك اسميت در گزارش اخيرش 10 تا از اين نقطه‌‌هاي سياه را معرفي كرده‌است كه اصلا هم متروك نيستند و انسان‌ها و ماشين‌ها در مجاورتشان به يك همزيستي مخاطره‌آميز تن داده‌اند. اينها عناوين برگزيدگان مسابقه آلوده‌ترين مناطق دنياست.

مقام اول: لينفن، چين
جمعيت در معرض خطر: 3 ميليون نفر
نوع آلاينده: زغال سنگ و ذرات معلق
منبع آلودگي: خودروها و صنايع

لندني که چارلز ديکنز در کتاب‌هايش توصيف کرده‌ است در مقابل اين شهر دودزده استان شانگزي چين، طراوت يک پارک ملي حفاظت‌ شده را دارد.

استان شانگزي، قلب کمربند زغال سنگ چين به حساب مي‌آيد و همين واقعيت، تپه‌هاي اطراف لينفن را به کلکسيوني از معادن قانوني و غيرقانوني زغال تبديل کرده‌ است. اگر گذارتان به اين شهر افتاد، زحمت پهن کردن لباس به خودتان ندهيد چون در هواي پرزغال شهر، قبل از خشک شدن سياه مي‌شود. بدنيست بدانيد از 20 شهر آلوده دنيا، 16 شهر به جمهوري خلق چين متعلق است.

مقام دوم: تيان يينگ، چين
جمعيت در معرض خطر: 140 هزار نفر
نوع آلاينده: سرب و فلزات سنگين ديگر
منبع آلودگي: صنايع استخراج و فراوري فلز

تيان يينگ به عنوان يک شهر صنعتي- البته چين همين يک نوع شهر را دارد- بيشتر از نصف سرب اين کشور را توليد مي‌کند.

به يمن تکنولوژي نامناسب و نظارت نامناسب‌تر، بيشتر اين فلز سمي، سر از آب و خاک و جريان خون بچه‌هاي تيان يينگ در مي‌آورد و ضريب هوشي‌شان را کاهش مي‌دهد. با آنکه استانداردهاي سرب چين از آمريکا سفت و سخت‌تر است اما گندم اين شهر 24 برابر همين استانداردها سرب دارد. بين محيط‌زيست و صنعت ، ظاهرا صنعت براي چين سوگلي‌تر است.

مقام سوم: سوکيندا، هند
جمعيت در معرض خطر: 2 ميليون و600 هزار نفر
نوع آلاينده: کروم 6 ظرفيتي و فلزات ديگر
منبع آلودگي: صنايع استخراج و فراوري کروم

کروم 6 ظرفيتي فلز سنگين بي‌ملاحظه اي است که در توليد فولاد ضد زنگ و دباغي چرم به کار مي‌رود و تنفس و خوردنش سرطانزاست.

سوکيندا يکي از بزرگترين معادن روباز کروم دنيا را دارد و به همين مناسبت، مقدار کروم در 60 درصد آب آشاميدني اين شهر بيشتر از دوبرابر استانداردهاي جهاني است. بنا به تخمين يکي از سازمان‌هاي بهداشتي هند، 84.75 درصد مرگ و ميري که در نواحي معدني اين شهر اتفاق مي‌افتد به بيماري‌هاي ناشي از کروم مربوط مي‌شود. تخمين همين گروه از مقدار اقدامات انجام شده براي کاهش اين آلودگي، سرراست‌تر است: صفر.

مقام چهارم: واپي، هند
جمعيت در معرض خطر: 71 هزار نفر
نوع آلاينده: مواد شيميايي و فلزات سنگين
منبع آلودگي: تاسيسات صنعتي

وضع محيط‌زيست هند، در مجموع بهتر از همسايه بزرگش، چين است و اين موهبت البته به توسعه آرامتر و کندتر اين کشور برمي‌گردد.

ولي ظاهرا اين وضع، در شهرهايي مثل واپي- که در جنوب نوار 400 کيلومتري مناطق صنعتي هند قرار گرفته- رو به دگرگوني‌ است. رشد و توسعه براي شهروندان واپي به قيمت گزافي تمام شده‌ است: مقدار جيوه در آب‌هاي زيرزميني شهر، 96 برابر استانداردهاي سازمان بهداشت جهاني است و فلزات سنگين در هوا و خاک، با آسودگي گردش مي‌کنند. مقام چهارم اين فهرست، مرهم ناچيزي روي زخم اين مردم است.

مقام پنجم: لااورويا، پرو
جمعيت در معرض خطر: 35 هزار نفر
نوع آلاينده: سرب، مس، روي و اکسيد گوگرد
منبع آلودگي: صنايع استخراج و فراوري فلزات سنگين

بيشتر مردان لااورويا زندگي‌شان را از کار در معادن دامنه‌هاي آند مي‌گذرانند اما به احتمال زياد نمي‌دانند که سرب خون 99 درصد از فرزندانشان بالاتر از ميزان قابل قبول است و اين بي‌خبري بيشتر از همه به سود صاحبان آمريکايي کارخانه ذوب فلزي است که از 1922، آلاينده‌هايش را ارزاني مردم اين شهر کرده‌ است.

بر اساس نمونه‌گيري سال 1999، سطح خوني سرب ساکنين شهر به طور متوسط 3 برابر استانداردهاي جهاني است. فعلا هيچ برنامه خاصي براي جلوگيري از خوشحالي صاحبان کارخانه وجود ندارد، اما حتي اگر آلاينده ها کاهش پيدا کند، سرب تا قرن‌ها در خاک لا اورويا باقي خواهد ماند.

مقام ششم: درژينسک، روسيه
جمعيت در معرض خطر: 300 هزار نفر
نوع آلاينده: مواد شيميايي شامل سارين و گاز وي- ايکس
منبع آلودگي: کارخانه هاي توليد سلاح‌هاي شيميايي

جنگ سرد مسابقه تسليحاتي شرق و غرب در دوره جنگ سرد، لکه‌هاي سياهي در سرتاسر قلمرو اتحاد شوروي سابق به جا گذاشته اما درژينسک با اختلاف زياد سياهترين لکه است.

اداره محيط زيست شهر تخمين مي‌زند که در فاصله سال‌هاي 1930 تا 1998 حدود 300 هزار تن زباله شيميايي به شکل غير استاندارد در درژينسک دفن شده‌ است که اين فهرست شامل بعضي از خطرناکترين سموم عصبي است.سطح فنول و دي‌ اکسين در آب قسمت‌هايي از شهر، 17 ميليون برابر (!) حد مجاز است.

بنابراين اصلا عجيب نيست اگر کتاب رکوردهاي گينس، درژينسک را به عنوان آلوده‌ترين شهر شيميايي دنيا معرفي کند.

مقام هفتم: نوريلسک، روسيه
جمعيت در معرض خطر: 134 هزار نفر
نوع آلاينده: ذرات معلق، اکسيد گوگرد، فنول و فلزات سنگين
منبع آلودگي: تاسيسات استخراج و فراوري نيکل

نوريلسک در سال 1935 به عنوان يکي از اردوگاه‌هاي کار اجباري سيبري متولد شد، اما در اين مدت ،شرايط زندگي اگر بدتر نشده باشد، بهتر نشده‌ است.

بزرگترين مجتمع ذوب فلزات سنگين جهان، سالانه 4 ميليون تن کادميوم، مس، سرب، نيکل، آرسنيک، سلنيوم و روي وارد هواي شهر مي‌کند.

مقدار مس و روي موجود در هوا از بيشينه مجاز بيشتر است و همين باعث شده که مرگ و مير ناشي از بيماري‌هاي تنفسي در نوريلسک، بيشتر از کل آمار بقيه روسيه باشد. هوا آنقدر آلوده است که تا شعاع 48 کيلومتري کارخانه نيکل، هيچ درخت زنده‌اي وجود ندارد. حتي گياهان هم از نوريلسک گريخته‌اند.

مقام هشتم: چرنوبيل، اوکراين
جمعيت در معرض خطر: 5.5 ميليون نفر
نوع آلاينده: تشعشع راديواکتيو
منبع آلودگي: انفجار تاسيسات هسته‌اي

وقتي قسمتي از راکتور هسته‌اي چرنوبيل در 26 آوريل 1986 منفجر شد، تابش‌هاي راديواکتيو تاسيسات نيمه ويران، 100 برابر تشعشع بمب‌هاي هيروشيما و ناکازاکي بود.

امروز محدوده 30 کيلومتري دور راکتور، همچنان غير قابل سکونت است و 4000 مورد گزارش سرطان تيروئيد ميان کودکان روسي، اوکرايني و بلاروس در فاصله سالهاي 1992 تا 2002 شايد فقط يکي از يادگارهاي اين فاجعه باشد. تاثيرات آلاينده اين حادثه تا دهها هزار سال همچنان باقي خواهد ماند و خيلي ها احتمالا به احترام همين واقعيت ،چرنوبيل را بزرگترين سانحه صنعتي تاريخ مي‌دانند.

مقام نهم: سومگاييت، آذربايجان
جمعيت در معرض خطر: 275 هزار نفر
نوع آلاينده: مواد شيميايي آلي، نفت و فلزات سنگين
منبع آلودگي: تاسيسات صنعتي و پتروشيمي

استالين يکبار گفته بود که مي‌تواند اشتباهات طبيعت را تصحيح کند. کسي صحت و سقم اين ادعا را نمي‌داند اما طبيعت قطعا در تصحيح اشتباهات استالين راه درازي در پيش خواهد داشت.

وقتي کارخانه‌ها و تاسيسات صنعتي سومگاييت در جمهوري آذربايجان فعال بودند، هرسال 120 هزار تن مواد خطرناک مانند جيوه وارد هوا مي‌کردند. بيشتر اين کارخانه‌ها تعطيل شده‌اند اما موادآلاينده همچنان باقي است و کسي هم مسئوليتشان را به عهده نمي‌گيرد.

مقام دهم: کاب وي، زامبيا
جمعيت در معرض خطر: 255 هزار نفر
نوع آلاينده: سرب و کادميوم
منبع آلودگي: صنايع استخراج و فرآوري سرب

وقتي ذخاير غني سرب در سال 1902 نزديک کاب‌ وي کشف شد، زامبيا مستعمره بريتانيا بود و بريتانيايي‌ها هم اهميت کمي به تاثير مرگبار اين فلز بر سلامت اهالي کشوري که اسمش را رودزياي شمالي گذاشته بودند، مي‌دادند.

 البته در دهه‌هاي بعدي هم اتفاق خاصي نيفتاد و  هرچند امروز آن تاسيسات فعال نيستند اما مقدار سرب در کاب  وي همچنان نجومي‌است. نجومي يعني 5 تا 10 برابر استانداردهاي آمريکا که حتي مي‌تواند مستقيما باعث مرگ شود.

 تنها اميد شايد به وام 40 ميليون دلاري بانک جهاني براي پاکسازي منطقه است که شايد از نگاه دولتمردان بتواند چاله‌هاي بزرگتري را پر کند.

احسان لطفي

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 20:31  توسط امير.اوسط  | 

رييس حفاظت و حمايت اداره‌كل منابع طبيعي استان يزد گفت: از ابتداي سال جاري و با توجه به فصل گرما، هيچگونه آتش سوزي در جنگلهاي اين استان رخ نداده است.



به گزارش اياناعلي محمد مزيدي استفاده از كشيك‌هاي مخصوص اطفاء حريق در مناطق حساس، مشاركت بخش خصوصي و گشت مراقبت در جنگلها را از دلايل عمده اين امر عنوان كرد.

وي با بيان اينكه سال گذشته در سه هكتار از عرصه‌هاي منابع طبيعي استان، آتش سوزي رخ داد،افزود: جنگلهاي " باغ شادي" شهرستان خاتم بزرگترين جنگل اين استان است كه تقريبا همه‌ساله در شش ماه نخست شاهد وقوع آتش سوزي بوده است.

رييس حفاظت و حمايت منابع طبيعي يزد اظهار داشت:‪ ۳۰۰نفر به عنوان محافظ افتخاري در حفاظت از عرصه‌هاي مرتعي استان با اين اداره‌ كل همكاري دارند كه از ميان دامداران، مرتعداران و روستاييان و بومي منطقه انتخاب شده‌اند.

به گفته مزيدي، محافظين افتخاري از سال ‪ ۷۴فعاليت خود را در قالب طرحهاي مشاركت مردمي آغاز كردند.

همچينن از ‪ ۲۵۴هزار هكتار وسعت جنگلهاي يزد ‪ ۶۴هزار و‪ ۷۰۰هكتار در شهرستان خاتم واقع شده است و جنگلهاي باغ معدن و باغ شادي از زيباترين و ديدني‌ترين جنگل‌هاي استان محسوب مي‌شوند.

گفتني است عرصه‌هاي جنگلي مذكور شامل بادام كوهي، بنه، ارژن، كيكم و گياهان مرتعي در استان منحصر به فرد است و نقش موثري در حفظ بوم زيست منطقه ايفا مي‌كند.

از مجموع ‪ ۱۲/۵ميليون هكتار وسعت عرصه‌هاي منابع طبيعي استان يزد ‪۵/۵ ميليون هكتار بيابان و ‪ ۶/۴ميليون هكتار مرتع و بقيه جنگل است./
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 18:34  توسط امير.اوسط  | 

 

ببر ایرانی یا ببر مازندران نام علمی(Panthera tigris virgata) در جنگلهای مازندران نژادی از ببر ٬ که به نام ببر ایرانی شهرت دارد ٬ می‌‌زیسته که امروزه نابود شده است. آخرین ببر که در مازندران به آن شیر سرخ می‌‌گفتند در سال ۱۳۳۸ ه ش در جنگل گلستان ٬ در منطقه گرگان ٬ به دست یک شکارچی محلی شکار شد.
از ببر مازندران تنها یک نقاشی رنگی و چند عکس و چند پوست بجا مانده است. عکسها و پوستها نشان می‌‌دهند که رنگ ببر مازندران از ببر بنگال روشنتر ٬ و تا
اندازه‌ای نارنجی مایل به قرمز و نوارهای عرضی آن باریکتر و منظمتر و به تعداد بیشتر بوده است. موهای بدن ببر مازندران بلندتر و پرپشت تر از ببر بنگال و کوتاه تر از ببر سیبری و جثه آن بزرگ‌تر از ببر بنگال و کوچک‌تر از ببر سیبری بوده است. ببر مازندران مارال ٬ گراز ٬ شوکا ٬خرگوش ٬پرندگان ٬ خزندگان گربه وحشی و هنگام گرسنگی کمبود غذا ٬ گاو و گاومیش اهلی شکار می‌‌کرد. شکار بی رویه ٬ خشک کردن نیزارها و مردابها برای کشاورزی ٬ باغداری و خانه سازی ٬ از میان رفتن جنگلهای جلگه ای سبب نابودی نسل ببر در ایران شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 17:11  توسط امير.اوسط  | 

چندان عجيب نيست. كوه هاي ايران هم به مانند بسياري از پديده‌هاي طبيعي، روبه افول گذاشته‌اند.

اگر روزانه اخبار نگران‌كننده از بيابان‌زايي شنيده مي‌شود و بيابان‌ها را پشت درهاي شهرهاي بزرگ مي‌بينيم، اگر جاده‌ها و اتوبان‌ها و بزرگراه‌ها را در د ل درياچه‌ها و كنار گذر تالاب‌ها مي‌بينيم، اگر هر روز بر فهرست تالاب‌هاي در معرض خطر افزوده مي‌شود  يا   روز به روز از وسعت اراضي جنگلي كاسته مي‌شود، بنابراين چندان عجيب نيست كه كوه‌هاي كشور را نيز در حال فرسايش بدانيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 17:1  توسط امير.اوسط  | 

استفان هاگن بگ-آلماني علاقه‌مند به حيات‌وحش- در نامه‌اي خطاب به مهندس همدانيان مجري پروژه تكثير و پرورش گورخر ايراني مي‌نويسد:

در سال 1954 در سفري به ايران به كفه ابرقو – منطقه چاه‌بيكي و قطرونيه (منطقه‌اي‌در نزديك سيرجان) مي‌رود و در آنجا چند رأس گور را زنده‌گيري كرده به آلمان منتقل مي‌كند.

اينك همان شمار اندك تا اندازه‌اي تكثير شده‌اند كه  در تمام باغ‌وحش‌هاي آلمان قفسي به گورخر ايراني اختصاص دارد. اين گورها غير از 68 گورخري است كه وي در باغ‌وحش اختصاصي خود نگه مي‌دارد.

به همراه عکسهای زیبایی در ادامه مطلب...برید ببینید...ضرر نمی کنید.

منبع


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 17:51  توسط امير.اوسط  | 

اقتصاددانان و دانشمندان به طور روزافزون در زمينه ارزيابي و مطالعه ارزشها و خدمات اکوسيستمي محيطهاي تالابي و طبيعي مشغول مطالعه هستند .
اين وظيفه دشوار با تقريب ها و ترديدهاي فراواني همراه است. برخي مطالعات اخير نشان داده است که اکوسيستم ها سالانه حداقل 33 تريليون دلار ارزش خدماتي به وجود مي آورند که 4.9 تريليون دلار آن از طريق تالاب ها تامين مي شود.
با توجه به اهميت و ارزش جهاني تالاب ها ، خشک شدن يک تالاب آن هم يک تالاب بين المللي از فهرست تالاب هاي رامسر ، فاجعه اي زيست محيطي است که زنگ خطر و هشدار توجه به ديگر تالاب ها را با صداي بلندي به صدا درمي آورد.
به نظر مي رسد درياچه بختگان هم اکنون براي احياي دوباره در انتظار بارش باراني است تا به حيات خود ادامه دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 17:23  توسط امير.اوسط  | 

فصل جفت‌گيري مارال‌هاي جنگل‌هاي گيلان شروع شده‌است اما اين گونه در حال اتقراض به دليل استرس‌هاي موجود در زيستگاه با کاهش ميل به جفت‌گيري مواجه شده‌‌است.

فصل گاو بانگي مرال، بزرگترين گوزن ايران آغاز شد. گاوبانگي اصطلاحي است که کارشناسان و متخصصان رفتار شناسي جانوري به آواهاي اين پستاندار در هنگام جفت‌گيري اطلاق مي‌کنند.

در اين فصل مرال نر سرمست بوده به دنبال تشکيل حرمسرا براي خود است و براي رسيدن و حفظ قلمرو مبارزات سختي بين مرال‌هاي ماده در مي‌گيرد که گاه اين درگيري خونين مي‌شود.

جفت‌گيري مرال معمولاً از اواسط شهريور تا نيمه مهر ماه صورت مي‌گيرد در اين فصل بين نرها جدالي سخت جهت تعيين قلمرو در مي گيرد به گونه‌اي که در اکثر مناطق زيست آنها، صداي نرها که به «گاو بانگ» مشهور است شنيده مي‌شود.

مهندس کامران زلفي‌نژاد مدير کل محيط زيست گيلان به ايسنا گفت: اين پستاندار که به نام گاو کوهي نيز شناخته مي‌شود يکي از سه گونه گوزن موجود در ايران است. مرال بزرگترين گوزن ايران بوده و عمدتا در جنگلهاي مناطق کوهستاني زندگي مي کند که با توجه به غناي اکوسيستمي گيلان و وجود جنگلهاي بي‌نظير هيرکاني اين استان يکي از مهمترين زيستگاههاي اين گونه با ارزش حيات وحش به حساب مي‌آيد.

وي يادآور شد: متاسفانه طي سه دهه گذشته به دليل شکار بي‌رويه و عدم نظارت دقيق بر روي فرآيند شکار غيرقانوني جمعيت مرال بيش از 70 درصد کاهش يافته و تا سال 1380 طي سرشماري‌هاي به عمل آمده تعداد آن در مجموعه استان گيلان به کمتر از 100 رأس رسيد.

زلفي‌نژاد گفت: تخريب جنگل و تبديل آن به مجمع الجزاير منفک از يکديگر به واسطه فعاليتهاي شرکت‌هاي مقاطعه کار جنگل، به شدت امنيت جمعيت اين گونه را مورد تهديد قرار داده است. متاسفانه محدود شدن زيستگاه اين جانور و قرار گرفتن در معرض اصوات ناشي از تعريض جاده‌ها و تخريب جنگل علاوه بر کاهش ميل مرال به جفت‌گيري، بارداري‌هاي آن را نيز گاه ناموفق مي‌كند، چرا که استرسهاي موجود در زيستگاهها مي‌تواند عادات عمومي جانور را تغيير دهد.

مدير کل محيط زيست گيلان تصريح کرد: خوشبختانه در 4 سال گذشته به دليل افزايش تعداد پايگاه‌هاي سرمحيط باني در مناطق مرال خيز استان و تبليغات و فرهنگسازي مداوم در جهت حفظ اين گونه مهم به نظر مي‌رسد، از شيب تند تخريب جمعيت اين گونه کاهش يافته و مشاهده گاه به گاه گله‌هاي اين گونه در مناطق شکار ممنوع که تا 5 سال پيش عبور نمي‌كرد حاکي از آرامش نسبي مناطق بوده است.

پراکنش اين گونه حمايت شده در دنيا در اروپا، شمال غربي آفريقا، آسيا و امريکا است که در استان گيلان نيز اين گونه در معرض خطر انقراض قرار دارد و با متخلفين شکار اين جانور برخورد جدي قانوني انجام مي‌شود.

تاکنون طي چند سال اخير در استان گيلان چند باند فعال شکار غيرقانوني اين گونه شناسايي و متلاشي شده‌اند و در سطح جهاني نيز با اين پديده برخورد شديد قانوني صورت مي‌گيرد، اين گونه هم اکنون در ليست قرمز IUCN قرار گرفته است.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 17:21  توسط امير.اوسط  | 

در ادمه مطلب ببینید وبخوانید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 16:54  توسط امير.اوسط  | 

نهنگ جواني كه شب جمعه 30/6/86 زنده به ساحل آمده بود توسط جوانان قشمي همان شب به دريا بازگردانده شد.
اما تلاش فراوان اين جوانان افاقه نكرده وبعلت ناتواني جسمي باز به ساحل برگشته ودر همان جا جان داده بود
گونه اين نهنگ برايد BRAVD طول آن 3 متر ونيم پهناي دم 95 باله ها 65 و طول دور دهان 170 سانتيمتر است ريس محيط زيست قشم آقاي خليل طبري گفت : امسال اين چهارمين نهنگ است كه مرده به ساحل آمده است.
وي گفته احتمال مي دهيم اين نهنگ از خانواده جا مانده است و تغذيه نكردن و گم شدن يا جا ماندن از خانواده باعث مرگ اين نهنگ جوان شده است. وي اشاره كرد كه از اعضاي بدن اين حيوان نمونه برداري شده است كه براي آزمايش به آزمايشگاه استان هرمزگان ارسال شده تا علت اصلي مرگ مشخص شود. زيرا گاهي بر اثر آلودگي و مسمويت اين جانوران هم از بين مي روند. وي اشاره كرد كه نهنگ مادر اطراف جزاير سرگردان ديده شده كه صيادان چندين بار حضورش را در اطراف لارك و هرمز اعلام كرده اند.

عکس ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت 16:52  توسط امير.اوسط  | 

 ببر سفید که به آن ببر بنگال نیز گفته می شود حدود سه متر طول و وزنی بین 180 تا 285 کیلو دارد، موهای تن این نوع ببر نسبت به نژاد سیبری کوتاه تر می باشد.رنگهای تیره در این ببر بیشتر و خطوط بدن تیره تر می باشد.




ببر سفید شاخه ای از نژاد ببر بنگال است با این تفاوت که رنگش سفید می باشد.آنها زال یا یک نژاد خاص از ببر نیستند.آنها دارای چشمانی آبی ، بینی صورتی و پوستی پوشیده از خز شیری رنگ با خطوط شکلاتی هستند.ببر سفید نوعی از ببر می باشد که حامل یک ژن غیر معمول است که برای ایجاد رنگ سفید به آن نیاز می باشد.ببرهای سفید وحشی بسیار نایاب می باشند.

این حیوان در نواحی جنوب شرق آسیا و همچنین جنوب و مرکز هند زندگی می کند.ببر سفید بیشتر در مکانهای سرسبز، مردابها و جنگلها و هر جائی که آنها براحتی بتوانند خود را استتار کنند، زندگی می کند.آنها معمولا در جاهایی که دور از چشم انسانهاست زندگی می کنند.هر چند که اغلب آنها امروزه در باغ وحشها و پارکهای حیات وحش زندگی می کنند.در خیلی از کشورهای آسیایی با وجود ممنوعیت شکارببر سفید، این حیوان همچنان توسط شکارچیان غیر قانونی.کشته می شود. اعضای بدن این حیوان برای استفاده در طب سنتی چینی در نسخه های نا متعارف استفاده می شود.همچنین پوست این حیوان از ارزش بالایی برخوردار است.برای خیلی از شکارچی ها که می خواهند سریع به پول برسند این حیوان یک موجود ایده آل است.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 14:10  توسط امير.اوسط  | 

در حالي كه استاندار لرستان بر احداث جاده‌اي جديد براي دسترسي به درياچه گهر پافشاري مي‌كند، كارشناسان محيط‌زيست احداث اين جاده را مغاير با اصول زيست‌محيطي مي‌دانند

و تأكيد مي‌كنند اين اقدام تخريب درياچه گهر و طبيعت اطراف آن را بيش از پيش تسريع مي‌كند چرا كه در حال حاضر نيز گردشگري بي‌رويه و نبود نظارت، گهر را به زباله‌داني تبديل كرده است.

درياچه گهر يكي از نادرترين درياچه‌هاي كوهستاني خاورميانه محسوب مي‌شود كه در ارتفاع 2400 متر از سطح دريا در قلب منطقه حفاظت‌شده اشتران‌كوه در استان لرستان، واقع شده است.

اين درياچه كه از نزولات جوي و ذوب برف ارتفاعات اشتران‌كوه تغذيه مي‌شود 5/1كيلومتر طول، 600 متر عرض، 28 متر عمق و 100هكتار وسعت دارد.

مهندس محسن مهدوي رئيس اداره حفاظت محيط زيست اليگودرز با تأكيد بر اين كه محيط زيست اجازه احداث هيچ جاده‌اي را در منطقه حفاظت شده نخواهد داد به همشهري گفت: تاكنون هيچ اقدامي براي احداث جاده در منطقه حفاظت‌شده صورت نگرفته چرا كه محيط زيست با هر اقدامي در اين زمينه مقابله مي‌كند، كما اينكه 8 سال پيش وقتي براي نخستين بار احداث اين جاده مطرح شد محيط زيست مانع از عمليات اجرايي آن شد.

درعين حال، عباس محمدي مدير گروه ديده‌بان كوهستان درباره وضعيت درياچه گهر گفت: تا 3 سال پيش 2 درياچه به فاصله يك كيلومتر وجود داشت اما درياچه كوچكتر بر اثر فرسايش خاك و رشد علف‌هاي غيربومي داخل آن، به‌كلي خشك شد. درياچه بزرگتر نيز وضعيت اسفباري دارد.

به‌طوري كه فرسايش بالاي خاك و افزايش دام، همچنين طبيعت‌گردي ناپايدار و غيراصولي كه در سراسر كشور متداول است،  اين دريچه را در معرض نابودي قرار داده است تا آن جا كه درختان بيد و پوشش گياهي اطراف آن درياچه قرباني تعرضات گردشگران شده ضمن آن كه درياچه انباشته از زباله‌ها و پسماندهايي است كه بازديدكنندگان در منطقه رها مي‌كنند.

وي مي‌گويد: طي سال‌هاي گذشته 2 جاده به سوي درياچه احداث شد؛ جاده‌اي از درود كه تا روستاي «در باستان» امتداد يافت ولي خوشبختانه 4سال پيش با مخالفت محيط زيست اين جاده متوقف شد. جاده ديگر، جاده‌اي بود كه 3 سال پيش جهاد كشاورزي از سمت اليگودرز به سمت درياچه براي دسترسي آسان عشاير به منطقه احداث كرد.

اين جاده كه 11 كيلومتر طول داشت تخريب‌هاي فراواني برجاي گذاشت. در حال حاضر نيز موتورسواران از اين جاده تردد مي‌كنند بي‌آنكه كنترلي براي رفت و آمد وجود داشته باشد.

وي تصريح كرد: درياچه گهر يك اكوسيستم ارزشمند است كه نه نياز به جاده دارد و نه ساخت سكوي سيماني براي اتراق بازديدكنندگان، بلكه بيش از هرچيزي نيازمند تمهيداتي براي حفاظت است.

اسدالله افلاكي

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 2:4  توسط امير.اوسط  |